کد مطلب: ۱۱۷۲۳۰۲
|
|
۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۹

از کتاب فراری، از گوشی جدا نمی‌شویم! چه بلایی سر تمرکزمان آمده است؟

از کتاب فراری، از گوشی جدا نمی‌شویم! چه بلایی سر تمرکزمان آمده است؟
بی‌حوصلگی هنگام انجام کار‌های روزمره، ناتوانی در تمرکز طولانی و تمایل مداوم به چک کردن گوشی، از تجربه‌های آشنای زندگی دیجیتال هستند. یک روان‌شناس بالینی ریشه بخشی از این وضعیت را در عادت ذهن به دریافت محرک‌ها و پاداش‌های سریع می‌داند؛ عادتی که می‌توان با تمرین‌های ساده به‌تدریج تغییر داد.

به گزارش مجله خبری نگار، شاید برای شما هم بار‌ها پیش‌آمده باشد: تصمیم می‌گیرید کتابی را دست بگیرید، کاری را بادقت تمام کنید یا دقایقی کنار عزیزانتان به گفت‌و‌گو بنشینید، اما خیلی زود حواستان پرت می‌شود یا دستتان ناخودآگاه به سمت گوشی می‌رود. گویی نوعی «بی‌حوصلگی پنهان» همیشه گوشه ذهنمان جا خوش کرده است.

اما آیا این کلافگی و کم‌طاقتی نشانه ضعف اراده یا نقص شخصیتی ماست؟ در این گزارش، در گفت‌و‌گو با محبوبه مرادی، روانشناس بالینی، به بررسی ریشه‌های این وضعیت و راه‌های بازگشت به تمرکز و آرامش درونی پرداخته‌ایم.

این بی‌حوصلگی، نقص شخصی نیست؛ پاسخ طبیعی مغز به یک بازی است

محبوبه مرادی در ابتدای گفت‌و‌گو به یک نکته آرامش‌بخش و درعین‌حال هشداردهنده اشاره می‌کند:

«بی‌حوصلگیِ مزمن و ناتوانی در تمرکز عمیق، یک بیماری روانیِ عجیب یا عیب‌ونقص شخصیتی نیست؛ بلکه واکنشی کاملاً قابل‌درک به زیستن در دنیایی است که به آن "اقتصاد توجه" می‌گویند.»

دوپامین چگونه کم‌طاقتمان می‌کند؟

مرادی با نگاهی به کارکرد مغز و روان ماجرا را این‌گونه شفاف می‌کند:

«مغز ما برای بقا طراحی شده و برای هدایت رفتار‌ها از سیستمی به نام «پاداش» باواسطه دوپامین کمک می‌گیرد. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته‌اند؛ آنها با لایک‌ها، کامنت‌ها و ویدئو‌های چندثانیه‌ای، مدام ریز پاداش‌های سریع و پیش‌بینی‌ناپذیر به ما می‌رسانند. در نتیجه، آستانه تحریک‌پذیری مغز بالا می‌رود و جهان واقعی که پاداش‌هایش دیررس، آرام و تدریجی است، ناگهان پیش چشممان بی‌رنگ و خسته‌کننده به نظر می‌رسد.»

به گفته این کارشناس، گشت‌وگذار مداوم میان پست‌ها و ویدئو‌ها نه‌تنها خستگی ذهن را کم نمی‌کند، بلکه ذهن را در عطشِ پایان‌ناپذیرِ محرک تازه نگه می‌دارد و انرژی روانی‌مان را هدر می‌دهد.

این سبک زندگی شتاب‌زده، پیامد‌هایی دارد که دیریازود در احوالات درونی و تعاملات روزمره‌مان ظاهر می‌شود. محبوبه مرادی این آسیب‌ها را در سه محور مهم دسته‌بندی می‌کند:

۱. فرسودگی ذهن و کم‌شدن تاب‌آوری: وقتی عادت می‌کنیم همه چیز سریع اتفاق بیفتد، ظرفیت روانی‌مان برای روبه‌روشدن با کندی‌ها، فراز و نشیب‌ها و ابهام‌های معمول زندگی کم می‌شود و مدام نوعی خستگی مفرط را حس می‌کنیم.

۲. افت عزت‌نفس و احساس بیهودگی: وقتی پروژه‌ها، کار‌ها و برنامه‌های مهممان نیمه‌کاره می‌مانند، تصویری ناتوان از خود در ذهنمان شکل می‌گیرد که ریشه بسیاری از اضطراب‌های پنهان روزمره است.

۳. سطحی‌شدن روابط و نگاه به زندگی: پیوند‌های عاطفی عمیق، صمیمیت خانوادگی و آموختنِ دانش واقعی، همگی نیازمند «حضور تمام‌عیار» و «صبر» هستند. وقتی اینها با پیام‌ها و توجه‌های برق‌آسا جایگزین شوند، آرام‌آرام عمق و گرمای روابط رنگ می‌بازد.

۴ گام ساده برای آشتی دوباره با آرامش

خبر امیدوارکننده این است که مغز انسان از انعطاف‌پذیری فوق‌العاده‌ای برخوردار است و می‌توان این تمرکز از دست رفته را دوباره بازیافت. محبوبه مرادی، روانشناس بالینی، چهار تمرین ملموس و قابل‌اجرا را پیشنهاد می‌دهد:

۱. تجربه زمان‌های «کار عمیق»:

روزانه زمانی مشخص (مثلاً ۲۵ تا ۴۵ دقیقه) در نظر بگیرید. در این بازه، اعلان‌های گوشی و محرک‌ها را خاموش کنید و بدون پرش فکری، تمام توجه خود را به یک کار اختصاص دهید.

۲. آشتی با لحظات سکوت و ملال:

بی‌حوصلگی را یک دشمن نبینید. وقتی در صف انتظار، ترافیک یا لحظاتی خلوت قرار می‌گیرید، بلافاصله دست به گوشی نبرید؛ بگذارید ذهنتان چند لحظه نفس بکشد و فرصتی برای خیال‌پردازی و آرامش داشته باشد.

۳. به‌کارگیری قانون پاداشِ مشروط:

پیش از رفتن سراغ شبکه‌های اجتماعی، برای خودتان یک شرط آرام بگذارید؛ مثلاً «اول ۱۰ صفحه کتاب می‌خوانم یا چند سطر یادداشت می‌نویسم، بعد سری به گوشی می‌زنم». این تمرین ساده، چرخه خودکار پاداش فوری را می‌شکند.

۴. جداسازی فضای خواب و استراحت:

اتاق خواب و دقایق پیش از خواب را از صفحات نورانی و نمایشگر‌ها پاک نگه دارید تا ذهن بتواند به‌درستی تفاوت میان «هیجان کاذب» و «آرامش پایدار» را درک کند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر