کد مطلب: ۱۱۷۱۵۴۳
|
|
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۶

هوش مصنوعی در حال بلعیدن نویسندگان متوسط؛ چه کسی در ادبیات ماندگار می‌شود؟

هوش مصنوعی در حال بلعیدن نویسندگان متوسط؛ چه کسی در ادبیات ماندگار می‌شود؟
با گسترش ابزار‌های هوش مصنوعی، تولید متن و شعر آسان‌تر از گذشته شده است؛ اما ماندگاری در دنیای ادبیات همچنان به خلاقیت و حرف تازه نیاز دارد. محمود اکرامی‌فر، شاعر و نویسنده، معتقد است شاعری که می‌خواهد در عصر هوش مصنوعی ماندگار شود، باید هم محتوای تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و هم شیوه بیان متفاوتی انتخاب کند. او در کتاب جدید خود با عنوان «شاعری در سایه هوش مصنوعی» به آینده حرفه شاعری در این دوران پرداخته است.

در دو سال اخیر، هوش مصنوعی به یکی از دردسترس‌ترین ابزار‌های زیست روزمره تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که نسل جدید پیش از مراجعه به کتابخانه و منابع سنتی، کلیدواژه‌های ذهن خود را به این پدیده نوظهور می‌سپارد. اما در کنار کاربرد‌های گسترده و کارگشای این فناوری، مواجهه آن با حوزه هنر و ادبیات نیازمند بازنگری و نقد جدی‌تری است. امروز با انبوهی از صداها، ترانه‌ها، قطعات موسیقی و متن‌هایی روبه‌رو هستیم که ردپای تولید ماشینی به وسیله هوش مصنوعی در آنها آشکار است. این وضعیت، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: آیا میان اثر اصیل خلق‌شده به دست انسان و محصول پردازش‌شده توسط ماشین، تفاوتی ماهوی وجود دارد؟ واکاوی مسئله اصالت، تجربه زیسته و آینده ادبیات در عصر هوش مصنوعی

مرگ مؤلف یا غیبت تجربه؟

در نقد ادبی مدرن، نظریه مشهور «مرگ مؤلف» از رولان بارت به یاد آورده می‌شود؛ نظریه‌ای که بر اساس آن، معنای متن صرفاً در نیت و توضیحات خالق آن خلاصه نمی‌شود و مخاطب نیز در بازآفرینی معنا نقش دارد. اما آیا می‌توان شعر یا متنی را که از طریق هوش مصنوعی تولید شده، با همین عینک ارزیابی کرد؟ اگر مؤلف از اثر غایب است، آیا میان «غیبت یک انسانِ آگاه» و «نبود ریشه‌دارِ تجربه انسانی» در پشت یک متن، تفاوتی وجود ندارد؟

به نظر می‌رسد مهم‌ترین وجه تمایز، مقوله «تجربه زیسته» و رنج‌های برآمده از آن است. هوش مصنوعی می‌تواند درباره عشق، فقدان، ترس یا رنج بنویسد، اما این مفاهیم را از دالان داده‌ها و نوشته‌های پیشینیان آموخته است، نه از مواجهه بی‌واسطه و زیستن در بستر درد، شادی و اشتیاق. رنج در هنر خلق شده توسط انسان، حاصل مواجهه ملموس و تنانه با هستی است، در حالی که ماشین آن را از طریق الگو‌های آماری و پیش‌بینی واژگان بازسازی می‌کند. ارتباط زنده با محیط، حافظه تاریخی، تن، روابط انسانی و لایه‌های فردی، ارزش‌هایی به اثر می‌بخشند که صرفاً با کنار هم چیدن ریاضی‌وار واژه‌ها به دست نمی‌آیند.

هشدار جدی؛ نویسندگان نامرئی و پژوهش‌های بی‌پشتوانه

یکی از نگران‌کننده‌ترین پیامد‌های گسترش شتاب‌زده هوش مصنوعی، تولید انبوه مقاله‌ها و پژوهش‌های علمی و ادبی بدون مشارکت واقعی پژوهشگر است. افرادی که تسلط کافی بر موضوع ندارند، می‌توانند با چند دستور ساده (Prompt)، متن‌هایی آراسته تولید کنند و آنها را به نام خود انتشار دهند. منابع ساختگی، استناد‌های نادرست، سرقت‌های پنهان ادبی و پژوهش‌های فاقد پشتوانه متدولوژیک، بخشی از آسیب‌های این روند است.

مسئله تنها انتشار چند مقاله کم‌اعتبار نیست؛ بلکه تداوم این وضعیت به‌تدریج قدرت تفکر مستقل، مهارت نگارش و توانایی تحلیل انتقادی را در نسل‌های آینده تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، مرز میان دانش واقعی و اطلاعات ظاهراً معتبر کمرنگ می‌شود و پژوهشگران اصیل در رقابتی نابرابر با «کارخانه‌های تولید محتوای ماشینی» قرار می‌گیرند.

برای مقابله با این بحران، نشریات علمی و مراکز آکادمیک باید سازوکار‌های دقیق‌تری برای راستی‌آزمایی اصالت آثار و تسلط واقعی نویسنده بر متن به کار گیرند. ابزار‌های تشخیص متن ماشینی شاید نقطه آغاز باشند، اما نتیجه آنها نباید تنها ملاک داوری قرار گیرد؛ بلکه گفت‎وگو با نویسنده، دفاع از مستندات و سنجش عمق نگاه او، اصالت حقیقی را تضمین می‌کند.

خلأ نظارت؛ تهدیدی برای تاریخ ادبیات فردا

این نگرانی در حوزه شعر و داستان نیز ابعاد خطرناکی به خود گرفته است. به‌ویژه در عرصه شعر سپید و آزاد که تشخیص مرز میان نبوغ انسانی و مهندسی پرامپت دشوارتر است، ضرورت ارزیابی‌های تخصصی بیش از پیش احساس می‌شود. اگر مجموعه‌هایی با محتوای ماشینی، بدون شفافیت وارد بازار نشر شوند، نه تنها اعتبار ادبیات امروز مخدوش می‌شود، بلکه چشم‌انداز آینده تاریخ ادبیات را نیز به بیراهه می‌برد. تاریخ‌پژوهان ادبی در دهه‌های آینده ممکن است آثاری را نماینده اندیشه و بحران‌های یک دوره بدانند که هیچ‌گونه سنخیتی با زیست واقعی مردمان آن دوران نداشته‌اند. مناقشات جهانی پیرامون این موضوع نیز در حال افزایش است؛ از حاشیه‌های رمان فرانسوی «این بود یا مردن» در تابستان ۲۰۲۶ تا پرونده‌های مشابه در ادبیات دیگر کشورها، همگی نشان‌دهنده لزوم هوشیاری جامعه ادبی است.

فرجام سخن

مسئله اصلی، بازیچه‌شدن در جنگ با فناوری یا انکار پیشرفت نیست؛ بلکه دفاع از اصالت، خلاقیت و مسئولیت اخلاقی انسان است. اگر قرار باشد ماشین بنویسد و انسان تنها امضاکننده پای اثر باشد، دیر یا زود باید از خود بپرسیم: در این میان، سهم راستین «جان انسان» چه بوده است؟ هوش مصنوعی می‌تواند دستیار و ابزاری کارآمد در فرایند خلق باشد، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین رنج، اندیشه و مسئولیت فردی نویسنده شود.

​​​​​​​شاعر ماندن در عصر هوش مصنوعی

در همین زمینه، محمود اکرامی‌فر در مردادماه ۱۴۰۵ طی گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایرنا، گفت: ماندگاری شاعر و اثرش به حرف تازه، شیوه نوین بیان و روایت تجربه زیسته وابسته است و استفاده از فناوری در این حوزه، بیش از هر چیز به سواد رسانه‌ای و شناخت دقیق نیاز دارد. وی افزود: هوش مصنوعی مانند یک چاقوی دولبه است؛ هم دارای منفعت است، هم ضرر. این که چطور، چه کسی و با چه سوادی از این ابزار استفاده کند، مهم است. وی با اشاره به کتاب جدیدش با نام «شاعری در سایه هوش مصنوعی»، خاطرنشان کرد: در این اثر به هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در خدمت شاعر پرداخته شده است؛ این که شاعری که قرار است ماندگار شود، در عصر هوش مصنوعی چه سرنوشت حرفه‌ای خواهد داشت و باید بداند چه بگوید و چطور بگوید تا ماندگار شود؛ یعنی هم حرف تازه بزند، هم تازه صحبت کند. اگر شاعر نکته تازه‌ای داشته باشد، ماندگار می‌شود؛ در غیر این صورت، در حوزه هنر، افراد متوسط در عصر هوش مصنوعی بلعیده می‌شوند؛ بنابراین راه ماندن و روایت تجربه زیسته شاعر و چگونگی انتقال آن در عصر هوش مصنوعی، از جمله مباحث مطرح شده در کتاب است.

منبع: خراسان-امیرحسین مرتضایی استاد زبان و ادبیات فارسی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر