کد مطلب: ۱۱۷۱۵۲۶
|
|
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۳

ترامپ پساانتخابات؛ از تنگه هرمز تا کنگره آمریکا و از ماگا تا دموکرات‌ها

ترامپ پساانتخابات؛ از تنگه هرمز تا کنگره آمریکا و از ماگا تا دموکرات‌ها
پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس کنگره آمریکا، معادلات سیاسی واشنگتن را تغییر داده است. در شرایطی که جنگ ایران، اختلال در انتقال انرژی و افزایش هزینه‌های زندگی به دغدغه رأی‌دهندگان آمریکایی تبدیل شده، این تحلیل به بررسی نقش تنگه هرمز در شکل‌گیری فشار اقتصادی و پیامد‌های انتخاباتی آن برای دونالد ترامپ می‌پردازد.

به گزارش مجله خبری نگار، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سیل آرای مخالف در انتخابات میان‌دوره‌ای غرق شد و جمهوری‌خواهان به دلیل انتساب به وی، در کمال ناباوری مجلس نمایندگان و سنا را با فاصله زیاد از دست دادند. بازیگر این واقعه کشوری جز ایران نبود که با پایداری مثال‌زدنی خود در جنگ ۴۰ روزه، تسلط بر تنگه هرمز و حفظ آن موفق شد ضرباتی سرنوشت‌ساز بر پیکره اقتصاد جهانی وارد سازد. ترامپ تنها حاکمی نیست که هرمز تختش را لرزانده، بلکه مدتی است سراسر اروپا صحنه آشوب شده و از جولانی در سوریه تا حکومت جدید و راست‌گرای بولیوی از آن آسیب خورده و در معرض ناآرامی و سقوط قرار گرفته‌اند. دموکرات‌ها تفاوت چندانی با جمهوری‌خواهان از لحاظ راهبرد‌های کلان علیه ایران ندارند، اما با مشاهده زهرچشمی که تهران از ترامپ گرفت، برای حضور در کنگره بدرقه می‌شوند و فهمیدند سرشاخ شدن با تهران چه مصائبی دارد. اگر تصرف لانه جاسوسی، دموکرات‌ها را از انتخابات ریاست‌جمهوری انداخت و کارتر را تک‌دوره‌ای کرد، سلطه بر هرمز، ترامپ را در دومین دوره‌اش در قفس رقیب انداخت.

اتفاقات اخیر چه تأثیراتی دارد؟

۱. رأی شهروندان آمریکایی در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، به هزینه‌های زندگی بود. ازاین‌رو دستور کار دموکرات‌ها به جهت رأیی که براین‌اساس آورده‌اند و جمهوری‌خواهان برای بازسازی و احیا، باید توجه بیشتر بر کاهش هزینه‌های زندگی باشد که این اتفاق بدون پایان‌دادن به جنگ با ایران و بازگشایی تنگه هرمز رخ نخواهد داد.

۲. ترامپ به دلیل هزینه‌های بالای ناشی از انسداد تنگه هرمز شکست خورد. اگر وی بار دیگر به سمت گزینه جنگ رفته و کلید زدن زیرساخت‌ها را فشار دهد، با فرارسیدن پاسخ متقابل ایران و ویرانی زیرساخت‌های انرژی منطقه، این امر تشدید شده و هزینه‌های زندگی بیش‌ازپیش افزایش می‌یابند. به همین دلیل مبادرت رئیس‌جمهور به جنگی دیگر به انتقام‌گیری تعبیر خواهد شد. انتقام گرفتن ترامپ از رأی مردم به همراه کنگره‌ای با اکثریت دموکرات می‌تواند این بار نه شکست سیاسی که باعث استیضاح و سرنگونی رئیس‌جمهور آمریکا شود. ترامپ با ناکامی اول در برابر ایران در کنگره شکست خورد، اما حالا که این نهاد را از دست داده، ناکامی دوم بهایی سنگین‌تر خواهد داشت.

۳. رئیس‌جمهور در آمریکا فرمانده کل قواست، اما آزادی عمل وی با دو اهرم بودجه و قرارداشتن اختیار جنگ و صلح در دستان کنگره محدود می‌شود. ترامپ می‌تواند با استناد به مدت عملیات زیر ۶۰ روز، از خطر جنگ تلقی‌شدن درگیری با ایران بگریزد، اما اگر تهران در نوبت جدید با قبول و هضم خسارات، ماجرا را ادامه دهد، کار برای وی سخت و دستانش زیر ساطور کنگره قرار می‌گیرد. از طرفی جنگ همواره به بودجه نیاز دارد. آمریکا برای مهمات مصرف شده، تعمیرات تسلیحاتی که آسیب دیده و یا در فشار جنگ دچار فرسایش شده‌اند، توسعه خطوط تولید به دلیل تشدید اوضاع و بالابردن سرعت تولید ناشی از فوریت، نیازمند بودجه است. اعضای کنگره جدید از سوی شهروندان برای کنترل هزینه‌های زندگی انتخاب شده‌اند و باید این کار را با صرفه‌جویی در بودجه و جلوگیری از ماجراجویی‌های خارجی اجرایی سازند.

۴. ترامپ قصد داشت تسلیم ونزوئلا و قرارداد‌های احتمالی جدید با گرینلند را به برگ‌های برنده از نظر شکوه تاریخی و آورده اقتصادی تبدیل کند، اما شکستش به‌خاطر هزینه‌های بالای زندگی، رد تأثیر تسلیم ونزوئلا بر معیشت شهروندان بود.

۵. ایران موفق شد اثرگذاری خود بر صحنه داخلی آمریکا را نشان دهد که این امر بیشتر از قدرت نظامی و تلفات‌گیری بر واردآوردن زیان اقتصادی استوار است. تلفات زیاد گرچه یک عامل در عقب‌نشینی آمریکاست، اما می‌تواند به عاملی برای بسیج عمومی تبدیل شود.

۶. همان‌گونه که تنگه هرمز یک شاخص سیاسی برای تعیین طرف پیروز جنگ بود، نتیجه انتخابات تبدیل به یک شاخص دیگر در تعیین طرف پیروز شد. همان‌طور که ترامپ به دلیل تسلط ایران بر تنگه و تداوم انسداد که بالا ماندن و رشد قیمت‌ها را در پی داشت، نمی‌توانست ادعای پیروزی کند، با این شکست راهش برای ادعای پیروزی سخت‌تر شده است.

۷. خدشه واردشدن بیشتر به مشروعیت و اجماع درباره جنگ یکی از پیامد‌های مهم است. جنگ با ایران برخلاف برخی جنگ‌های پیشین، از همان ابتدا مورد مخالفت حزب دموکرات قرار گرفت که نیمی از فضای سیاسی این کشور را تشکیل می‌دهد. با نظرسنجی‌ها و حالا رأی نقد شهروندان، مخالفت اکثریت جامعه با جنگ علیه ایران تثبیت شد. شاید بتوان جنگی با مشروعیت و اجماع قابل خدشه را راه انداخت، اما اینکه بتوان آن را ادامه داد، بعید است.

۸. انتخابات کنگره آمریکا یک زنجیره معادلاتی ساخت که به بازدارندگی برای ایران منجر می‌شود؛ در برابر هرگونه حمله آمریکا به ایران، تهران و محور مقاومت دست به انسداد تنگه‌های تحت تسلط خود در هرمز و باب‌المندب زده و از طریق اثرگذاری بر اقتصاد جهان، ضمن شکستن ائتلاف‌های احتمالی و انگیزه دولت‌ها برای مداخله، با افزایش هزینه‌های زندگی واشنگتن را مهار می‌کنند.

۹. صندوق رأی و دموکراسی سازوکاری برای کشف نظرات موجود در جامعه و هدایت آنها برای اجرا در سیاست است. اگر برآیند حرکت مجموعه سیاسی واشنگتن بر طبق نظر کشف شده در جامعه نباشد و شهروندان و صاحبان کسب‌وکار‌ها صندوق رأی را برای ابراز نظرات خود ناکافی تلقی کنند، آنگاه مطالبات مطالبه‌کنندگان در خیابان و در قالب اعتراضاتی مطرح خواهد شد که دارای ظرفیت تبدیل به شورش‌های خیابانی است.

۱۰. درحالی‌که جمهوری‌خواهان باید در انتخابات کنگره به پیروزی می‌رسیدند، شکست آن هم با اختلاف، حکایت از خشم شهروندان دارد. جنگ با اثرگذاری بر نرخ بهره بانکی، باعث افزایش مبلغ اقساط وام‌های ضروری مانند مسکن، خودرو و کارت‌های اعتباری شد که حداقل چند صد دلار به هزینه‌های ماهانه اضافه می‌کرد. علاوه بر این بحران گازوئیل و کاهش پول در اختیار خانوار‌ها، به کسب‌وکار‌ها آسیب رساند. این مشکلات خشم شهروندان را برانگیخت.

۱۱. جنگ با ایران نه برای ترامپ و نه برای نتانیاهو، محبوبیت نیاورد. تعداد کرسی‌های نتانیاهو در پارلمان ۱۲۰ عضوی رژیم صهیونیستی از ۶۸ کرسی به ۵۳ کرسی رسید که کاهشی قابل‌توجه بوده و می‌تواند منجر به ازدست‌رفتن قدرتش شود. ترامپ نیز نه نتیجه‌ای از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران گرفت و نه بهره‌ای از جنگ برد. ازاین‌رو این ایده که جنگ با ایران به دلیل ایران‌هراسی قدیمی موردتوجه مردم قرار می‌گیرد، مردود شد.

۱۲. خروج ترامپ از برجام، جنگ‌های تعرفه‌ای، تضعیف اجماع میان قدرت‌های جهانی و ائتلاف غرب باعث شد تا برنامه هسته‌ای ایران از نقطه کانونی خارج شود. ترامپ و نتانیاهو با راه‌اندازی دو جنگ علیه ایران درحال خارج‌کردن مسئله هسته‌ای ایران از کانون توجه شهروندان رژیم و آمریکا هستند. گادی آیزنکوت، رهبر اپوزیسیون و نامزد نخست‌وزیری این جریان اعلام کرده ایران سلاح هسته‌ای ندارد و یک مجری شبکه فاکس‌نیوز نیز تأکید کرده مسئله هسته‌ای ایران برایش قابل‌تحمل‌تر از روی کار آمدن دموکرات‌هایی است که وی آنها را کمونیست خطاب می‌کند. ازاین‌رو داستان‌سرایی درباره تمایل ایران برای ساخت سلاح و دروغ آشکاری مبنی بر اینکه بلافاصله پس از ساخت به رژیم و آمریکا حمله می‌کند، کارایی‌اش را از دست داده است.

منبع: سیدمهدی طالبی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر