کد مطلب: ۱۱۷۱۲۹۲
|
|
۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۵

«شاه به درک!»؛ وقتی آمریکا هم حاضر نشد متحد قدیمی‌اش را پناه دهد

«شاه به درک!»؛ وقتی آمریکا هم حاضر نشد متحد قدیمی‌اش را پناه دهد
محمدرضا پهلوی پس از خروج از ایران، راهی سفری پرماجرا میان چند کشور شد؛ از مصر و مراکش تا باهاما، مکزیک و پاناما. شاهی که سال‌ها از حمایت سیاسی و نظامی آمریکا برخوردار بود، پس از سقوط سلطنت با مخالفت بسیاری از متحدان سابق خود برای میزبانی روبه‌رو شد. حتی جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در ابتدا با ورود او به خاک این کشور مخالفت کرد؛ ماجرایی که سرانجام به یکی از مهم‌ترین بحران‌های روابط تهران و واشنگتن انجامید.

به گزارش مجله خبری نگار، خروج محمدرضا پهلوی از ایران در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، پایان حکومت او بود؛ اما سرآغاز سرگردانی شاه مخلوع در جست‌وجوی کشوری برای اقامت و درمان شد. شاهی که سال‌ها از حمایت سیاسی و نظامی آمریکا برخوردار بود، پس از سقوط حکومتش با واقعیتی متفاوت مواجه شد: بسیاری از متحدان دیروز او حاضر نبودند برای میزبانی‌اش هزینه سیاسی بپردازند.

از مصر و مراکش تا باهاما؛ آغاز سرگردانی شاه مخلوع

محمدرضا پهلوی پس از فرار از ایران، در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷ راهی مصر شد و در شهر اسوان مورد استقبال رسمی انور سادات، رئیس‌جمهور وقت این کشور، قرار گرفت. او سپس در دوم بهمن‌ماه به مراکش رفت و مدتی را مهمان ملک حسن دوم، پادشاه این کشور، بود.

با افزایش فشار‌های سیاسی دولت انقلابی ایران و نگرانی‌های دولت مراکش از پیامد‌های ادامه میزبانی شاه، اقامت او در این کشور نیز به پایان رسید. شاه در ۱۰ فروردین ۱۳۵۸ راهی باهاما شد؛ کشوری که صرفاً با صدور روادید گردشگری، امکان اقامت موقت او را فراهم کرده بود.

در همین دوره، تلاش‌های شاه برای دریافت پناهندگی سیاسی از انگلستان نیز به نتیجه نرسید. با پایان یافتن مهلت اقامت در باهاما، او سرانجام در ۲۰ خرداد ۱۳۵۸ به مکزیک رفت؛ جایی که قرار بود آخرین ایستگاه اقامت او پیش از ورود به آمریکا باشد.

اما وضعیت جسمانی شاه در مکزیک به‌تدریج وخیم‌تر می‌شد. بیماری او نیازمند مراقبت‌های تخصصی بود و همین مسئله بار دیگر موضوع ورودش به آمریکا را در دستور کار نزدیکان و حامیان سابقش قرار داد.

کارتر: شاه به درک!

با وجود روابط دیرینه محمدرضا پهلوی با واشنگتن، دولت جیمی کارتر تمایلی به پذیرش او در خاک آمریکا نداشت. هنری کیسینجر و دیوید راکفلر، از چهره‌های بانفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا و از حامیان شاه، برای فراهم کردن زمینه ورود او تلاش می‌کردند؛ اما در ابتدا نتوانستند موافقت دولت کارتر را جلب کنند.

وقتی معاونان کارتر، با تردید به او پیشنهاد ورود شاه به آمریکا با نام مستعار را می‌دهند، کارتر می‌گوید: شاه به درک! حاضر نیستم در حالی که نقاط دیگری برای رفتن و زیستن او وجود دارد، به او اجازه ورود به کشورم را بدهم.

همچینن جیمی کارتر در دفتر خاطراتش جمله‌ای نوشته بود: عقیده دارم که اگر بوی گند شاه در کشور ما به مشام برسد نه برای ما خوب است و نه برای خود او.

درنهایت با اصرار راکفلر، دولت آمریکا با ورود او موافقت کرد و محمدرضا پهلوی در ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ وارد آمریکا شد.

جرقه تسخیر سفارت

وقتی خبر اقامت شاه به ایران رسید، امام خمینی (ره) در آستانه ۱۳ آبان و در پیامی خطاب به دانش‌آموزان، دانشگاهیان و طلاب، بر ضرورت گسترش اعتراض‌ها علیه آمریکا و اسرائیل تأکید کردند و خواستار استرداد شاه مخلوع شدند.

ایشان در این پیام فرمودند: «بر دانش‌آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام، حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند و این توطئه بزرگ را بار دیگر شدیداً محکوم کنند.»

این موضع‌گیری در کنار فضای سیاسی حاکم بر کشور، موجب تشدید اعتراض‌ها به سیاست آمریکا در پذیرش شاه شد. در چنین شرایطی، گروهی از دانشجویان مسلمان که خود را پیرو خط امام می‌دانستند، تصمیم به اقدام علیه سفارت آمریکا در تهران گرفتند.

سخنان امام خمینی باعث شد که انجمن‌های اسلامی دانشجویان احساس کنند باید اقدامی انجام دهند و دانشجویان سفارت آمریکا در ایران را تسخیر کردند.

دانشجویان پیرو خط امام پس از تسخیر سفارت در چندین اطلاعیه‎‌ای که صادر کردند ضمن محکوم کردن دسایس و توطئه‌های آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران خواستار تحویل سریع شاه مخلوع شدند و اعلام کردند که اقامت شاه مخلوع درآمریکا توطئه تازه‌ای است که امپریالیسم آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران، تدارک دیده است.

همچنین بر روی پلاکارد‌هایی که به نرده‌های آهنی اطراف سفارت نصب شده بود، نوشته شده بود: ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به منظور اعتراض به جنایات آمریکا و پناه دادن شاه مخلوع، سفارت آمریکا را اشغال کرده‌ایم.

«شاه به درک!»؛ وقتی آمریکا هم حاضر نشد متحد قدیمی‌اش را پناه دهد

حال شاه برای کارتر حکم یک مزاحم را داشت، از یک‌سو تحویل او به ایران می‌توانست اعتبار و وجهه بین‌المللی آمریکا را برای متحدانش از بین ببرد و از سوی دیگر، ادامه حضورش در خاک آمریکا، حل بحران گروگان‌های سفارت را دشوارتر می‌ساخت. واشنگتن برای خروج از این بن‌بست باید با از میان برداشتن او راهی برای مذاکره بر سر گروگان‌های سفارت می‌یافت.

آخرین روز‌های محمدرضا

محمدرضا پهلوی سرانجام آمریکا را ترک کرد و در ۲۴ آذرماه ۱۳۵۸ راهی پاناما شد. با این حال، اقامت او در این کشور نیز پایدار نماند و در سوم فروردین ۱۳۵۹ بار دیگر به مصر بازگشت.

مدتی پس از ورود شاه به مصر، وضعیت بیماری او وخیم‌تر شد. پزشکان برای درمان بیماری، طحال او را خارج کردند؛ اما سرطان در مرحله پیشرفته قرار داشت و امید چندانی به بهبودی او وجود نداشت و سرانجام محمدرضا پهلوی در پنجم مردادماه ۱۳۵۹، در ۶۰سالگی، در قاهره مرد.

با وجود اعلام بیماری سرطان به‌عنوان علت مرگ شاه، بعد‌ها روایت‌هایی درباره چگونگی درمان و احتمال دخالت عوامل خارجی در مرگ او مطرح شد. برخی نزدیکان شاه نیز نسبت به روند درمان و اقدامات پزشکی انجام‌شده در روز‌های پایانی عمر او ابراز تردید کردند.

برخی کارشناسان، مرگ شاه را مشکوک دانسته‌اند و حتی اردشیر زاهدی، داماد شاه و از نزدیکان او، در خاطرات خود احتمال دخالت آمریکا در مرگ وی را مطرح کرده است.

زاهدی در کتاب خود نوشته است: شاه پس از رسیدن به قاهره در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی قرار گرفت. موقعی که پروفسور دوبیکی آمریکایی برای عمل جراحی شاه به قاهره آمده بود یکی از جراحان مصری اتاق عمل را ترک می‌کند و می‌گوید من سوگند خورده‌ام تا از جان بیماران محافظت کنم در حالیکه پروفسوردوبیکی عمداً لوله‌ای را داخل شکم شاه جا گذاشته است تا عفونت کند و شاه بمیرد.

سرانجام چند ماه پس از مرگ محمدرضا پهلوی، ایران و آمریکا با میانجیگری الجزایر، بیانیه‌های الجزایر را به امضا رساندند؛ توافقی که بر اساس آن، گروگان‌های آمریکایی در ازای رفع انسداد دارایی‌های ایران آزاد شدند؛ دارایی‌هایی که هیچ‌گاه در اختیار ایران قرار نگرفتند.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر