کد مطلب: ۱۱۷۱۵۳۳
|
|
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۸

فراتر از موشک و میدان جنگ؛ هفت ضلع راهبرد بازدارندگی ایران چیست؟

فراتر از موشک و میدان جنگ؛ هفت ضلع راهبرد بازدارندگی ایران چیست؟
بازدارندگی در برابر تهدید‌های خارجی صرفاً به توان نظامی وابسته نیست. نویسنده این یادداشت معتقد است برای ایجاد بازدارندگی پایدار، باید مجموعه‌ای از ظرفیت‌های اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، مدیریتی و رسانه‌ای در کنار قدرت دفاعی کشور تقویت شوند. در این تحلیل، هفت مؤلفه به‌عنوان اضلاع یک الگوی بومی برای افزایش هزینه تقابل با ایران معرفی شده‌اند.

به گزارش مجله خبری نگار، جمهوری اسلامی ایران حتی در درس عبرت درست‌کردن از آمریکایی‌ها هم عادلانه رفتار می‌کند، هم دموکرات‌ها را نقره‌داغ می‌کند و هم جمهوری‌خواهان را. از سال ۱۳۵۸ که دانشجویان پیش‌دستی کردند و جلوی کودتای آمریکایی را از خیابان طالقانی تهران گرفتند و باعث شدند کارتر دموکرات کاخ سفید را ترک کند تا ۱۳ آبان ۱۴۰۵ که ترامپ جمهوری‌خواه شکست مضحکی خورد و کنترل بخش مهمی از سیاست داخلی را به رقیب واگذار کرد؛ ۴۷ سال می‌گذرد. در ۴۷ سال خیلی چیز‌ها تغییر کرده است؛ اما حداقل دو چیز ثابت است، اول دشمنی آمریکایی‌ها با سرزمینی به نام ایران و مردمانش و دوم ایستادن ایرانی‌ها در مقابل دشمنی که نزاع را تمدنی و وجودی کرده است. تجربه حکمرانی اوباما، کلینتون، کارتر و سایر دمکرات‌های ظاهراً خوش‌بیان، اتوکشیده و اخلاقی، اما در عمل تحریم‌طلب، فتنه‌گر و حتی جنگجو نشان داده است ایران در نبرد تمدنی و هویتی با غرب اساساً نمی‌تواند به تفاوت‌ها میان جریان دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا تکیه کند، اما آنچه در انتخابات روز گذشته آمریکا رقم خورد از حیث ضربه خوردن متجاوز به ایران قابل‌تأمل است.

ایران پس از مقاومت ملی جانانه در دو جنگ مهیب و تحمل هزینه‌های بسیار، حالا برای تولید بازدارندگی پایدار و ترکیبی، نقشه پیچیده‌ای دارد که با حوصله و مرحله‌به‌مرحله در حال اجرای آن است. مسیری که شاید سخت، پرهزینه و گاهی مضطرب‌کننده باشد؛ اما در نهایت میوه‌ای شیرین دارد. امروز تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان و البته ملت ایران خیلی خوب می‌دانند که برای توسعه ایران ابتدا باید آن را حفظ کرد و برای حفظ آن در برابر دشمنی که نزاع را هویتی و تمدنی و وجودی می‌داند باید بازدارندگی کامل ایجاد کرد و در جنگ ترکیبی دشمن، راه‌حل تولید بازدارندگی ترکیبی است. این جنگ زمانی تمام می‌شود و مسیر توسعه زمانی باز می‌شود که کل جبهه غرب بفهمد هزینه تولید ناامنی برای ایران از فایده‌اش کمتر است. در این میان نزاع ایران نه‌فقط با ترامپیسم و حزب جمهوری‌خواه بلکه با همه آمریکا، رژیم صهیونیستی، ناتو و... است. اگر کمی در این باره تردید دارید به سخنرانی پر سروصدای کسینجر پلاستیکی، جناب روبیو در یونان مراجعه کنید. درباره این بازدارندگی چند نکته قابل‌تأمل است.

اول اینکه نسخه بازدارندگی ایران باسابقه تمدنی چندهزارساله و انقلابی ۴۸ساله با ۹۰ میلیون جمعیت و آرمان‌هایی به‌خصوص، نسخه‌ای بومی و اختصاصی است و هیچ نسخه مشابهی از جمله چینی، کره شمالی و... ندارد.

دوم همان‌طور که گفته شد بازدارندگی با صبر و حوصله و البته تحمل هزینه به دست می‌آید، هزینه‌ای که در برابر فواید درازمدت آن قابل‌تحمل است. این صبر و تأنی البته در فرهنگ شرقی و ایرانی قابل ریشه‌یابی است، برای ایرانی‌ای که قرن‌ها شغلش کشاورزی در دل کویر بوده است، سالی دو بار کوچ می‌کرده و غذایش قورمه سبزی و آب گوشت بوده و... که همه اینها با صبر و تأنی و دقت در جزئیات پدید می‌آید، ایستادگی و تحمل رنج، کار سختی نیست مگر آنکه ذائقه‌اش دست‌کاری و به تعبیر ریتزر، مک‌دونالدیزه شده باشد.

سوم اینکه بازدارندگی ترکیبی ایرانی یک چندضلعی منتظم است که اگر ضلعی غایب باشد با ناهندسه طرف می‌شویم و اگر ضلعی کوتاه‌تر یا بلند‌تر باشد با کاریکاتور مواجه می‌شویم. اما اضلاع این بازدارندگی ترکیبی چه چیز‌هایی می‌تواند باشد.

۱. جامعه تاب‌آور و منسجم:

از همان عصر روز نهم اسفند تا حالا مهم‌ترین امید باند اپستین و دارودسته اورشلیمی‌ها این بود که مردم به کف خیابان بیایند و ایران را با یک فراچالش روبه‌رو کنند. از آغاز محاصره دریایی در هفته پس از آتش‌بس موقت که آقا یا خانم بسنت رسماً مسئول شکستن تاب‌آوری جامعه ایرانی شد این امید چندبرابر شد؛ اما در نهایت چه شد؟ الان آنها حتماً از خود سؤال می‌کنند که در این هشت ماه و اندی چرا علی‌رغم همه سختی‌ها و فشار‌های خرد‌کننده، جامعه ایرانی تاب آورده است. واقعیت این است که این ملت شگفت‌انگیز هستند، ریشه دارند، اسطوره دارند، تاریخ سازند، صورت‌مسئله را می‌دانند، نهاد حکمرانی را از خود می‌دانند و در حال تحمل همه سختی‌ها و رنج‌های تحمیلی به امید تولید بازدارندگی پایدار و حرکت به سمت توسعه هستند. وظیفه دولت و بقیه اجزای حاکمیت در چنین شرایط استفاده از حداکثر توان برای تأمین معیشت مردم، رفع تبعیض و تضمین آزادی‌های مشروع است. مسئله مهم دیگر در افزایش تاب‌آوری ایجاد انسجام در کشور است. به‌طورقطع پرتکرار‌ترین کلام در پیام‌های رهبر معظم انقلاب در این ۸ ماه گفتمان انسجام و وحدت بوده است. این یعنی اگر وطن‌دوست هستید راه حفظ ایران نساختن دوقطبی‌های غیر ضرور و نابجا و تأکید بر انسجام است. این یعنی آقایان چپ و راست، ستاد‌های انتخاباتتان را جمع کنید.

۲. توان نظامی برای دفاع نامتقارن:

مقاومت ملی درخشان ایرانیان در ۲ جنگ با توان نظامی تماماً بومی برای کشور بازدارندگی نسبی خوبی ایجاد کرده است. برای بیشینه کردن این موضوع رفع ایراد‌ها و آسیب‌ها و بازآرایی توان نظامی ضروری است. کسانی که در کشور مسئول این کار هستند امروز پدیده‌های منحصربه‌فردی در دنیا هستند. آنها در دو جنگ با همه توان نظامی غرب مقابله کرده‌اند، آنها تجربه‌ای دارند که هیچ‌کس در دنیا ندارد، اهل طراحی هستند، هوشمند و خلاق و البته میهن‌پرست و جان بر کف. حجاب معاصرت شاید فعلاً اجازه ندهد از همه تدابیر، جان‌فشانی‌ها و حماسه‌های آنها بگوییم، آنها البته حتماً ضعف‌ها را هم می‌شناسند، اشتباه‌ها را می‌دانند و در صدد رفع آنها هستند. ما در جنگ ۴۰ روزه به مراتب بهتر از جنگ ۱۲ روزه جنگیدیم و امروز مطمئنیم اگر جنگی دیگر به ایران تحمیل شود باز هم بهتر از قبل خواهیم جنگید.

۳. پیش‌بینی‌ناپذیر بودن دکترین دفاعی:

غافل‌گیری بزرگ دشمن در نبرد ۴۰ روزه در گسترش جغرافیای جنگ توسط ایران بود. چیزی که کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد. ایران حالا نشان داده است که کشتی‌بان را سیاستی دگر آمده است و از این به بعد می‌خواهد جا‌هایی مزیت ایجاد کند که دشمن از آن اطلاعی ندارد. حالا این مزیت می‌تواند در نوع ضربه تهاجمی، شیوه دفاع، جغرافیای هجوم، بانک اهداف و... باشد و البته شاید تغییر در دکترین موضوعات حساس. اگر قرار است ترامپ به تأسیسات هسته‌ای ایران ضربه بزند چرا نباید غیر از پاسخ نظامی، در خود مسئله هسته‌ای پاسخی نامتوازن و غیرقابل‌پیش‌بینی دریافت کند.

۴. توان بروکراتیک:

علی‌رغم همه نقد‌هایی که سال‌ها به دستگاه دیوان‌سالاری و بروکراسی و نهاد دولت در ایران وارد شده و بعضاً درست هم است. این دو جنگ نشان داد هم رأس و هم بدنه بروکراسی کشور در شرایط بحران و نبرد وجودی، به طور نسبی کارآمد، فداکار و توانمند هستند. با احتمال شدید‌تر شدن نبرد در جنگ این توان بروکراتیک باید به شکل نمایی رشد کند و تقویت شود و ایده‌های خلاقانه برای اداره کشور پیدا کند و این جز با حمایت بخش‌های غیردولتی شدنی نیست.

۵. حوزه امنیتی:

پس از دو نبرد سنگین در حوزه امنیتی آن هم با دشمنی که شاید مهم‌ترین مزیتش در این نقطه باشد امید به ایجاد تغییرات مثبت در این حوزه امید بی‌جایی نیست. سیستم امنیتی برای ارتقای بازدارندگی هم نیاز به تقویت در حوزه‌های حفاظتی داخلی دارد و هم شاید نیاز به‌نوعی کنشگری تهاجمی در خارج. پاسخ برخی شرارت‌های امنیتی در داخل خاک ایران لزوماً نباید نظامی باشد و شاید لازم باشد از تجربیات موفقی که در چند دهه گذشته وجود داشت به شکل کامل‌تر و به‌روزرسانی شده استفاده کرد.

۶. آرایش شناختی و رسانه‌ای:

ترامپ، بسنت، هگست و باقی دارودسته باند اپستین عموماً در حوزه‌های تخصصی کار خود مدیران ناموفقی هستند؛ اما دستگاه امپریالیسم رسانه‌ای پشت‌صحنه آنها فوق‌تخصص جنگ شناختی است. برخی سیاست‌مداران در دنیا یک انسان‌رسانه هم هستند؛ اما ترامپ فقط یک انسان - مسامحتاً - رسانه است. آنها اگر یک واحد اقدام انجام دهند صد واحد به آن اقدام در جنگ شناختی ضریب می‌دهند. دنیای رسانه‌ای ترامپ عمیقاً مصداق پساحقیقت است. در پساحقیقت مهم نیست حقیقت چیست و واقعیت کدام است. حقیقت آن چیزی است که کنشگر دوست دارد و منافعش را تأمین می‌کند. رسانه تصویری موساداینترنشنال از دیگر مصادیق پساحقیقت است. در نبرد شناختی؛ یعنی جنگی که قبل از نبرد نظامی و اقتصادی آغاز می‌شود و هدفش تغییر ادراک رفتار در مخاطب برای اثر‌گذاری نبرد نظامی و اقتصادی است. داشتن آرایش درست رسانه‌ای هم وظیفه مخاطب و مردم است و هم کار رسانه‌های رسمی و غیررسمی. گفتن‌ها و نگفتن‌ها، ضریب دادن‌ها و بایکوت کردن‌ها اینجا معنا می‌یابد. در مورد رسانه رسمی و عمومی اول باید به میزان دربرگیری‌اش توجه شود و تلاش شود حداکثری شود. رسانه‌ای که با ادعای عمومی بودن از ابتدا برای خودش قاچ خاصی از مخاطب را جدا می‌کند و توان تولید استدلال عمومی را ندارد و خود بخشی از نزاع سیاسی داخلی می‌شود نمی‌تواند در حوزه جنگ شناختی در این نبرد مؤثر باشد.

۷. اثر‌گذاری بر محیط سیاسی دشمن:

ترامپ شوکه از نتایج انتخابات ۱۳ آبان نمی‌تواند نقش ایران را در این نتیجه انکار کند. البته او مثل همیشه همه حقیقت را نمی‌گوید؛ واقعیت این است که ایران یکی از دلایل تحقیر تاریخی ترامپ نیست؛ بلکه مهم‌ترین دلیل و شاید تنها دلیل باشد. ضربه پشیمان‌کننده‌ای که ایران در این هشت ماه به ترامپ زده است امروز نطق اوباما، معمار تحریم‌ها علیه ایران را هم باز کرده است و این بخشندگی خاصیت ملت ایران است که دشمنانش را هم شفا می‌دهد. السید، ایلهان عمر، داریالیزا شوالیه، کریس راب، دموکرات‌های تگزاس و... باید بدانند امروز آنها پیروز نشدند، پیروزی برای سید مجید و لانچری‌ها و برای حاج علی عظمایی و نگهبانان قهرمان هرمز، برای رئیس‌علی تنگسیری و مابقی جان‌فداهاست که به ترامپ و بقیه فهماندند ضربه به ایران هزینه دارد و تعرض به ایران حیثیت سیاسی‌تان را می‌برد. با این نگاه امروز در ایران، ایران‌دوستان از پیروزی دموکرات‌ها خوشحال نیستند - بگذریم از معدودی که خیال‌بافانه برای اوباما و کلینتون و... دفتر حافظ منافع و ستاد انتخاباتی درست کرده‌اند - تجربه تاریخی ما امروز شهادت می‌دهد که دموکرات‌ها بعضاً خبیث‌تر و پیچیده‌تر از این باند اپستین هستند.

اما همه از شکست ترامپ به دست ایران و اثبات توان اثر‌گذاری سیاسی ایران بر محیط داخلی دشمن خوشحال هستند. ترامپ در انتخابات تنبیه شد؛ اما باز هم ممکن است شرارت کند شاید شدید‌تر از قبل، اینها دیگر کنش‌های غریزی یک موجود خودشیفته تحقیر شده است که البته دفعه بعد پاسخ‌های سنگین‌تری خواهد گرفت. حالا ایرانی‌ها این پیام را به‌طرف مقابل دادند که در صورت شرارت بیشتر می‌توان این مسیر را ادامه داد و اثرات عمیق و طولانی‌مدت بر محیط سیاسی داخلی آمریکا و اروپا گذاشت، اگر کسی نسبت به این مسئله شک دارد کافی است با مکرون و مرتس صحبت کند. کافی است خیابان‌های پاریس و فرانکفورت و بروکسل را تماشا کند. حالا شاید برخی رژیم‌های عربی بهتر بفهمند اینکه یا همه در منطقه می‌توانیم نرمال زندگی کنیم یا هیچ‌کس نمی‌تواند زندگی کند؛ یعنی چه؟

منبع: فرهیختگان-محمد زعیم‌زاده

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر