کد مطلب: ۱۱۷۱۵۴۹
|
|
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰

از تنگه هرمز تا صندوق رأی آمریکا؛ جنگ ایران چگونه به پاشنه آشیل ترامپ تبدیل شد؟

از تنگه هرمز تا صندوق رأی آمریکا؛ جنگ ایران چگونه به پاشنه آشیل ترامپ تبدیل شد؟
جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه ایران آغاز کردند، به یکی از موضوعات مهم انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل شد. افزایش قیمت سوخت، نگرانی از هزینه‌های زندگی و مخالفت رأی‌دهندگان با اقدام نظامی علیه ایران، فشار انتخاباتی بر جمهوری‌خواهان را افزایش داد؛ تا جایی که ترامپ پس از شکست حزبش در هر دو مجلس کنگره، نقش جنگ را در این نتیجه پذیرفت.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: هشت‌ماه کافی بود تا آتش جنگی که دونالد ترامپ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه ایران به پا کرد، به پایگاه رأی جمهوری‌خواهان برسد. حالا وقت آن بود که مقاومت ایران، طولانی‌شدن درگیری، فشار بر مسیر انتقال انرژی در تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت، هزینه تصمیم دیوانه‌وار رئیس‌جمهور آمریکا را به خانه‌ها و کسب‌وکار‌های آمریکایی‌ها برساند. رئیس‌جمهوری که وعده داده بود زندگی را ارزان‌تر می‌کند، در لحظه انتخابات ۱۲ آبان ۱۴۰۵ (۳ نوامبر ۲۰۲۶) با بنزین گران و پرسش‌هایی روبه‌رو شد که حتی هم‌حزبی‌هایش برایشان پاسخ قانع‌کننده‌ای نداشتند. پس از شکست جمهوری‌خواهان، خود ترامپ هم پذیرفت ایران در نتیجه نقش داشته است. اما جنگ علیه ایران چگونه وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و از چه مسیر‌هایی به حزب او آسیب زد؟

انتخابات و اعترافات

ترامپ پس از آنکه دموکرات‌ها کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست آوردند، در گفت‌و‌گو با وال‌استریت ژورنال گفت: «ایران بخشی از ماجرا بود.» او در مصاحبه با فاکس‌نیوز نیز نقش جنگ را پذیرفت و توضیح داد که به گمانش مردم حاضر نبودند پیامد کوتاه‌مدت پرداخت پول بیشتر برای بنزین را تحمل کنند. ترامپ مدعی بود رأی‌دهندگان با سیاست او درباره ایران موافق هستند و همچنان از تصمیم حمله دفاع کرد. نتیجه نظرسنجی روز انتخابات، بخش اول این ادعا را زیر سؤال می‌برد که اکثریت شرکت‌کنندگان، اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را تصمیمی اشتباه می‌دانستند.

در شب اعلام نتایج، شان هنیتی، از وفادارترین مجریان فاکس‌نیوز به ترامپ، با پرسشی مستقیم روبه‌رو شد که اگر جنگ ایران آغاز نشده بود، آیا نتیجه انتخابات خیلی متفاوت می‌شد؟ پاسخ او کوتاه بود: «صددرصد؛ هیچ تردیدی ندارم.» هنیتی بعد از آن از تصمیم ترامپ دفاع کرد، اما اثر انتخاباتی جنگ را انکار نکرد. لورا اینگراهام، مجری دیگر همین شبکه نیز گفت توضیح‌دادن جنگ برای مردم کار دشواری بوده است. وقتی نزدیک‌ترین حامیان رسانه‌ای کاخ سفید در شب انتخابات به چنین بحثی می‌رسند، روشن است که آش تا چه حد شور شده است.

مت والش، مفسر محافظه‌کار دیلی‌وایر، پس از روشن‌شدن ابعاد شکست جمهوری‌خواهان، انتقاد تندتری مطرح کرد. او گفت ترامپ «جنگی غیرمحبوب و بی‌فایده» به راه انداخته، بنزین گران شده و مردم از پس هزینه مواد غذایی برنمی‌آیند. والش جنگ ایران را «بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی دست‌کم دو دهه اخیر» نامید. این قضاوت اوست، اما نشان می‌دهد شکاف بر سر جنگ به رسانه‌های جریان محافظه‌کار نیز رسیده بود؛ همان رسانه‌هایی که معمولاً برای سیاست‌های ترامپ توجیه می‌تراشیدند.

هشدار‌ها از قبل هم وجود داشت. ران دی‌سانتیس، فرماندار جمهوری‌خواه فلوریدا، در ۱۱ آبان (۲ نوامبر) جنگ را «باری بسیار سنگین» بر دوش نامزد‌های حزب خواند. او گفت بنزین به علت درگیری گران شده و این گرانی به کارگران و خانواده‌ها آسیب می‌زند. دی‌سانتیس یادآوری کرد ترامپ با وعده دوری از جنگ‌های تازه در خاورمیانه رأی گرفته بود؛ بنابراین بخشی از پایگاه خود حزب نیز از ادامه جنگ ناراضی است.

«جنگ است، قیمت بنزین است، گازوئیل است» این جمله را کن پکستون، نامزد جمهوری‌خواه سنای تگزاس، در جمع خصوصی حامیان مالی خود گفت. زمانی که از او پرسیدند چه چیزی به کارزارش ضربه می‌زند. او توضیح داد افزایش بهای گازوئیل به قیمت غذا و کالا هم منتقل می‌شود. پکستون سرانجام رقابت را به جیمز تالاریکو، نامزد دموکرات، واگذار کرد. سخن او علت قطعی شکستش را ثابت نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد نامزدی در یکی از مهم‌ترین ایالت‌های جمهوری‌خواه، پیش از رأی‌گیری جنگ را مشکلی عملی برای جلب رأی می‌دید.

در آیووا، جاش تورک، نامزد دموکرات سنا، گرانی سوخت کشاورزان را به جنگ پیوند زد و سوابق رقیبش اشلی هینسون را به رخ او کشید. هینسون در هفته‌های آخر خواهان پایان سریع جنگ و کاهش قیمت سوخت شده بود؛ بااین‌حال پیش‌تر به قطعنامه‌های محدودکننده اختیارات جنگی ترامپ رأی مخالف داده بود. تورک از همین فاصله میان‌وعده انتخاباتی و رأی‌های ثبت‌شده استفاده کرد و کرسی تحت کنترل جمهوری‌خواهان را به دست آورد.

در میشیگان نیز عبدال‌السید، نامزد مسلمان دموکرات، مایک راجرز را به حمایت از سیاست‌های ترامپ از جمله جنگ علیه ایران، ربط داد و با همین اهرم بسیار به او فشار آورد و پایگاه رأی‌اش را محدود کرد. باراک اوباما در گردهمایی انتخاباتی دیترویت در ۲ آبان (۲۴ اکتبر) در حمایت از السید گفت راجرز ماه‌ها طرف‌دار جنگ ایران بوده، درحالی‌که مردم میشیگان با جهش شدید قیمت بنزین مواجه‌اند. السید پیروز شد و کرسی‌ای را که پیش‌تر هم در اختیار دموکرات‌ها بود برای حزبش حفظ کرد. در اوهایو نیز اوباما جنگ را «غیرضروری» خواند و از نامزد‌های دموکرات حمایت کرد.

آمار صندوق‌های رأی نیز روایت جمهوری‌خواه‌های پشیمان و ناراضی را سنگین‌تر می‌کند. در نظرسنجی خروجی ان‌بی‌سی‌نیوز، ۷۴ درصد رأی‌دهندگان گفتند جنگ ایران عاملی حیاتی یا مهم در انتخابشان برای کنگره بوده است. در میان کسانی که آن را «حیاتی» می‌دانستند، ۷۱ درصد به دموکرات‌ها و ۲۷ درصد به جمهوری‌خواهان رأی دادند. همچنین ۶۳ درصد کل پاسخ‌دهندگان اقدام نظامی علیه ایران را اشتباه ارزیابی کردند؛ ۸۲ درصد این گروه به نامزد‌های دموکرات رأی دادند. این اعداد نشان می‌دهند جنگ برای رأی‌دهندگان برجسته بود و مخالفت با حمله با رأی دموکرات هم‌زمان شد. نظرسنجی به‌تنهایی مشخص نمی‌کند چند کرسی صرفاً به دلیل جنگ جابه‌جا شده است.

هزینه جنگ چگونه به صندوق رأی رسید؟

مهم‌ترین دلایلی را که شعله‌های جنگ را به انتخابات آمریکا رساند، می‌توان به این صورت ارزیابی کرد.

اول. تنگه

واشنگتن با حمله به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگی را شروع کرد که اثرش به مرز‌های ایران محدود نماند. تنگه هرمز، مسیر راهبردی انتقال نفت و کالا و پایه‌های اقتصاد جهانی را لرزاند. ایران با اتکا به مقاومت ملی و حفظ توان اثرگذاری بر این آبراهه، نشان داد حمله به خاکش می‌تواند هزینه‌های جهانی داشته باشد. اختلال در کشتیرانی و نگرانی درباره عرضه انرژی بر قیمت نفت، سوخت و حمل‌ونقل فشار گذاشت. این زنجیره برای رأی‌دهنده آمریکایی از خبر‌های دوردست ملموس‌تر بود و قیمت روی تابلو جایگاه بنزین هر روز جلوی چشمش قرار داشت.

دوم. افزایش قیمت‌ها

میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا از حدود ۲.۹۸ دلار پیش از آغاز جنگ به حدود ۴.۱۵ دلار در روز انتخابات رسید. گازوئیل نیز برای حمل‌ونقل و کشاورزی گران‌تر شد و فشار قیمت‌ها به کالا‌های دیگر سرایت کرد. برآورد مؤسسه مودیز نشان می‌داد تا ۲۱ مهر (۱۳ اکتبر) جنگ حدود دو هزار دلار هزینه اضافی برای خانوار متوسط آمریکایی ایجاد کرده است.

سوم. شکاف در اردوگاه جمهوری‌خواهان

ترامپ از هوادارانش خواسته بود به رئیس‌جمهوری اعتماد کنند که جنگ‌های خاورمیانه را تمام می‌کند و هزینه زندگی را پایین می‌آورد. ادامه درگیری، پوچی هر دو وعده را عیان کرد. دی‌سانتیس از نارضایتی درون پایگاه جمهوری‌خواهان گفت؛ پکستون در جمع حامیانش از آسیب جنگ به کارزار گفت؛ هنیتی و والش نیز پس از انتخابات از هزینه سیاسی آن سخن گفتند و در کنار نتایج برآمده از نظرسنجی‌های حزبی، یکی از بی‌سابقه‌ترین شکاف‌های جناحی در ایالات متحده را نشان دادند.

چهارم. فرصت‌طلبی دموکرات‌ها

دموکرات‌ها توانستند با حداکثر استفاده از اشتباه‌های راهبردی ترامپ، پیامد‌های جنگ را به زندگی روزمره مردم پیوند بزنند و ناکامی وعده‌های اقتصادی ترامپ را پررنگ کنند. نظرسنجی‌ها نشان داد ۷۴ درصد رأی‌دهندگان جنگ ایران را عاملی مهم در انتخاب خود می‌دانستند و ۶۳ درصد حمله آمریکا به ایران را اشتباه ارزیابی می‌کردند.

بوم‌رنگی به نام شکست ایران

واشنگتن جنگ را آن‌سوی مرز‌هایش آغاز کرد و گمان می‌کرد می‌تواند هزینه‌اش را همان‌جا نگه دارد. واقعیت جنگ، اما با نقشه‌های اتاق جنگ این تروریست‌ها پیش نرفت. قیمت سوخت بالا رفت، نامزد‌های جمهوری‌خواه را برای جمع‌کردن رأی به دردسر انداخت و ترامپ مثل مکرون که اعتراضات کشورش را به ایران گره‌زده بود، پس از انتخابات ناچار شد از ایران به‌عنوان دلیلی برای توجیه شکست حزبش نام ببرد.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا آخرین موضوعی است که ایران به آن فکر می‌کند. تار مویی از کودکان و زنان و مردان ایران با این کارزار‌های سیاسی که چندان در خصومت با ایران تأثیری ندارند، قابل‌مقایسه و تاخت‌زدن نیست. اما یک موضوع مهم را روشن کرد؛ از جیمی کارتر و رونالد ریگان گرفته تا باراک اوباما و جو بایدن و همین دونالد ترامپ، هرکدام با مقیاس مدنظرشان تلاش کردند ایران را از پای دربیاورند؛ اما مجموع تلاش آنها فقط و فقط به بوم‌رنگی تبدیل شد که فقط شیب افول سلطه ایالات متحده را تندتر کرد و می‌کند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر