کد مطلب: ۱۱۷۱۸۴۲
|
|
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۷

از وسترن تا جوکر؛ هالیوود چگونه روایت مقاومت را وارونه کرد؟

از وسترن تا جوکر؛ هالیوود چگونه روایت مقاومت را وارونه کرد؟
سینمای مقاومت در تاریخ جهان، از مبارزه مردم فرانسه و یوگسلاوی با اشغالگران نازی تا مقاومت مردم فلسطین، همواره بستری برای بازنمایی ایستادگی در برابر ظلم بوده است. با این حال، برخی آثار سینمایی با وارونه‌سازی جایگاه اشغالگر و اشغال‌شده، روایت‌هایی متفاوت از حقیقت تاریخی ارائه کرده‌اند؛ موضوعی که بار دیگر با تحولات غزه و بازتاب آن در سینمای جهان مورد توجه قرار گرفته است.

به گزارش مجله خبری نگار، در تاریخ سینمای جهان هر نوع فیلمی درباره حرکت‌های آزادیخواهانه و ضداشغالگرانه و مبارزه در مقابل ظلم و زور یا استکبار و استعمار را می‌توان فیلم‌هایی مربوط به سینمای مقاومت دانست؛ مانند آثاری از دوران جنگ جهانی اول یا دوم درباره مقاومت در کشور‌های اشغال شده از فرانسه گرفته تا یوگسلاوی، لهستان و... در جنگ‌هایی مثل ویتنام و کره و بعد عراق و... که گروه‌های مقاومت شکل گرفتند و روایت آنها در سینما، آن آثار را در زمره سینمای مقاومت قرار می‌دهد. علاوه بر این، همیشه فیلم‌هایی در مورد مبارزان و انقلابیون و ایستادگی در برابر زور و ظلم و استبداد از آثار سینمای مقاومت به‌شمار رفته‌اند.

فیلم‌هایی، چون «خاموشی دریا» از ژان پی‌یر ملویل یا «مبارزین باسک» و «نبرد الجزایر» ساخته‌های جیلو پونته‌کوروو یا فیلم‌هایی در مورد مقاومت مردم فلسطین از همین دسته آثار محسوب می‌شوند. به‌طور کلی مفهوم مقاومت به‌قدری گسترده است که می‌توان آثار سینمایی متعددی را در مورد آن مثال زد؛ یعنی این‌که سینمای مقاومت، سینمایی اصیل و دارای پیشینه در جهان محسوب می‌شود.

سینمای مقاومت در بسیاری از کشورها، با همین عنوان مقاومت یا Resistance جریان داشته، مثلا در سینمای یوگسلاوی فیلم‌هایی که عمدتا مقاومت پارتیزانی در مقابل آلمان‌ها را به تصویر می‌کشید مانند «نهضت مقاومت» یا «والتر از ساریوو دفاع می‌کند»، «غنچه‌های سرخ»، «پیروزی» یا «کوزارا» و حتی فیلم سوپرپروداکشنی به نام «نبرد رودخانه نرتوا» که در آن بازیگران معروف سینما همچون اورسن ولز، یول براینر، فرانکو نرو، سیلوا کوشینا، هاردی کروگر و... بازی داشتند.

یا در فرانسه به‌عنوان مثال اولین فیلمی که نخل طلای جشنواره کن را دریافت کرد به نام «نبرد راه‌آهن» ساخته هنری کلمان هم اثری درباره گروه‌های مقاومت در فرانسه بود. یا فیلم‌هایی که کاستا گاوراس ساخت مانند «Z» درباره حکومت سرهنگ‌ها در یونان، «حکومت نظامی» روایتی از مبارزه گروه توپامارو‌ها در اروگوئه، «اعتراف» حکایتی از مقاومت در برابر رژیم کمونیستی چکسلواکی، همچنین فیلمی همچون «سانتیاگو در باران» درباره کودتای آمریکایی ۱۹۷۳ آگوستو پینوشه و‌...

در انگلیس سریالی، چون «ارتش سری» که از تلویزیون ایران هم پخش شد؛ مجموعه‌ای که به ماجرای یک گروه مقاومت علیه آلمان‌ها می‌پرداخت. در روسیه هم علاوه بر فیلم‌هایی با موضوع جنگ و گروه‌های مقاومت در تقابل با اشغال آلمان‌ها، آثاری مانند «شب روی شیلی» یا «کودتا» در رابطه با مبارزه و انقلاب در سایر کشور‌ها ساخته شد که می‌توان آنها را آثاری از سینمای مقاومت دانست.

مشخصه‌های فرمیک

این فیلم‌ها به‌طور معمول روایتگر ماجرای یک گروه اشغالگر، مستبد، دیکتاتور و... بوده که در مقابل‌شان افرادی آزادیخواه و استقلال‌طلب مبارزه می‌کنند. در این آثار شاهد به تصویر کشیدن این دو قطب متضاد هستیم که فیلمساز غالبا مفاهیم انسانی را در جبهه آزادیخواه و خوی شرور و خبیث را در طرف دیگر متمرکز می‌کند.

البته بعضا شاهد رویکرد‌ها و پرداخت متفاوت هم بوده‌ایم؛ به‌عنوان مثال در فیلمی مثل «ارتش سایه‌ها» ساخته ژان پی‌یر ملویل، گروه‌های مقاومت در فرانسه، بعضا روش‌های غیرانسانی هم از خود بروز داده و برخی اعضای خائن یا پشیمان و حتی منفعل و پاسیو را به شیوه‌های خشن، مجازات می‌کنند. اما در فیلم‌هایی که مثال زدیم مانند آثار سینمای یوگسلاوی سابق و فیلم‌هایی همچون نبرد رودخانه نرتوا وجهه‌ای کاملا مثبت به افراد جناح مبارز داده شده و معمولا در افراد مبارز و انقلابی کوچک‌ترین خدشه‌ای به چشم نخورده ولی طرف مقابل، بسیار شرور و رذل نمایش داده می‌شوند. همین تقابل از نشانه‌های رایج سینمای مقاومت به حساب آمده که درگیری‌ها و جنگ‌های قهرمانانه را بر پرده سینما می‌برد.

در سینمای مقاومت می‌توان فیلم‌هایی جاسوسی، معمایی و... را هم مشاهده کرد که فرم و ساختار خاص خود را دارند و حتی در ژانر‌های مختلف همچون کودک و ملودرام هم به انحای گوناگون موضوع مقاومت در قاب دوربین سینما قرار گرفته مثلا انیمه معروف «باد برمی‌خیزد» هایائو میازاکی یا خانواده والتر در سریال ارتش سری.

جریان جعلی مقاومت در سینمای غرب.

اما طرفه آن‌که فیلم‌های جعلی بسیاری هم در این زمینه وجود دارد که روایتی دروغ از مقاومت و مبارزه ارائه داده است. در تاریخ سینما فیلم‌های بسیاری را از این باب می‌توان مثال زد مثل وسترن‌های آمریکایی که وسترنر‌ها را به دروغ در حال مقاومت در برابر خشونت سرخپوست‌ها جلوه داده و آنها را حامی مظلوم به تصویر کشیده‌اند که دقیقا تصویری معکوس از واقعیت است.

۷۰ سال، سینمای وسترن آمریکا، روایتی به جهان ارائه کرد که شعارش این بود: «سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است.» در حالی‌که خود سرخپوست‌ها یک جریان مظلوم در مقابل اشغال سفیدپوست‌ها محسوب می‌شوند، اما در سینمای غرب و در واقع در سینمای وسترن این واقعیت کاملا برعکس روایت شده؛ یعنی سفیدپوست‌ها افرادی آزادیخواه، متین و مهربان و سرخپوست‌ها آدم‌هایی شرور، رذل و خبیث نمایش داده شدند. آمریکایی‌ها از طریق سینما این روایت‌های جعلی را ساخته و به خورد جهانیان دادند.

مثلا در مورد جنگ ویتنام فیلم‌های متعددی ساخته شد که آمریکایی‌های اشغالگر را آزادیخواه و ویت‌کنگ‌ها را افرادی ظالم نشان می‌داد، مانند «چارلی براوو» (کلود برنارد اوبرت ــ ۱۹۸۰) یا «ما همه سرباز بودیم» (رندال والاس ــ ۲۰۰۲) و فیلم‌های معروف‌تر مثل «شکارچی گوزن» (مایکل چیمینو ــ ۱۹۷۸) که ویت‌کنگ‌ها را آدم‌هایی بسیار وحشی نشان داد که اسرای خود را در بازی رولت روسی به شکل هولناکی می‌کشتند.

همچنین در سال‌های اخیر جریان‌های خاص سینمایی توسط کانون‌های استعماری پروپاگاندا شد که در فصل جوایز و مراسم مختلف هم جوایز بسیاری گرفتند که این جریان‌ها، اساسا مقوله مقاومت در برابر ظلم و نژادپرستی و استعمار و استبداد را وارونه جلوه می‌داد. می‌توان آن را در سال ۲۰۱۹ از فیلم «انگل» ساخته بونگ جون هو پیگیری نمود که نخل طلای جشنواره فیلم کن را دریافت کرد ولی چند ماه پس از آن، در جشنواره ونیز فیلمی به نام «جوکر» جایزه اصلی را گرفت که اساسا جریان سینمای ضدمقاومت را نهادینه کرد.

جوکر نماد فرد یا گروهی تحت ستم بود که در گاتهام‌سیتی علیه خانواده بروس وین و گروه ظالمش قیام کرد ولی او و همراهانش، افرادی آنارشیست، شرور و خشونت‌طلب نشان داده شدند، درحالی‌که در مقابلش جناح خانواده بروس وین اگرچه ظالم، اما در مقابل آنارشی و خشونت جوکرها، قانون و نظم را حاکم گرداندند و قصه فیلم به نفع آنها پیش رفت. این فیلم و آثاری مانند «انگل»، «ما»، «روزی روزگاری در هالیوود»، «داستان ازدواج» و ... در سالی به عنوان فیلم‌های ضدمقاومت، سینمای دنیا را تسخیر کردند که حدود یک سال و نیم، جنبش جلیقه‌زرد‌ها برعلیه ظلم سرمایه‌داری، خیابان‌های فرانسه را اشغال کرده بود.

چگونه سینمای مقاومت باقی ماند

لطف الهی، حماقت صاحبان سرمایه و کانون‌های استعماری و همچنین تضاد بین آنها (مثلا غرب سرمایه‌داری و شرق کمونیسم) موجب شد، به‌رغم خواست آنها، سینمای مقاومت باقی مانده و رشد کند و همان جناح‌های مقابل به انحای مختلف، روایت سینمایی مقاومت علیه طرف دیگر را حمایت کرده یا حداقل در مقابل‌شان سکوت کنند؛ ماند آثاری که در سینمای شرق سوسیالیستی علیه غرب سرمایه‌داری ساخته شد و برعکس!

اما موضوع دیگر در این میان، تلاش فکری و فرهنگی عظیم جبهه مقاومت جهانی بود که بعضا حتی ذهنیت و تفکر و حتی گفتمان جهانی را تحت تأثیر قرار داد که مهم‌ترین بخش آن در چند سال اخیر پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ علیه اسرائیل و جبهه صهیونیسم اتفاق افتاد.

در واقع می‌توان گفت نسل‌کشی در غزه، ذهنیت و گفتمان جهانی را تغییر داد و باعث شد جهانیان درباره تصورات خود تجدید‌نظر جدی کنند تا جایی که جایزه صلح نوبل برخلاف اکثر مواقع که به صهیونیست‌ها و عوامل و عناصر آنها تعلق می‌گرفت در سال ۲۰۲۶ به فردی اعطا شد که سال‌ها درباره فلسطین و نسل‌کشی اسرائیل تحقیق کرده بود. در واقع نوبلیست‌ها تغییری نکرده بودند بلکه ذهنیت و گفتمان جهانی تغییر کرد؛ ذهنیتی که تا قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در نهایت در سطح روشنفکری، به شهرک‌سازی در مناطق اشغالی فلسطین معترض بود، اما پس از آن، تا انتهای موجودیت جعلی اسرائیل در ۷۸ سال قبل پیش رفت و پس از آن به اصل و ریشه خبیث ماجرای صهیونیسم رسید.

در همین جریان است که موج ضداسرائیلی و ضدصهیونیستی، جشنواره‌های معتبر جهانی مانند برلین، ونیز و کن را درنوردیده و آنها را از خمودگی استعماری بیرون آورد. فیلمسازی، چون جاناتان گلیزر که خود یهودی است و درباره هولوکاست فیلم «منطقه مورد علاقه» را ساخت، وقتی برای دریافت جایزه اسکار همین فیلم روی صحنه رفت، بیانیه‌ای در حمایت از غزه و علیه هولوکاست خواند و به‌دنبال تهدیدش از سوی صهیونیست‌ها، حدود ۱۸۰ فیلمساز یهودی دیگر بیانیه حمایت از او را امضا کردند. در همین جریان، فیلم «صدای هند رجب» درباره یکی از کودکان شهید غزه، به‌عنوان یکی از نامزد‌های اسکار فیلم بین‌المللی اعلام شد، در حالی‌که اعضای آکادمی اسکار تغییری نکرده بلکه مجبور شده‌اند نسبت به نسل‌کشی در غزه موضعگیری کنند یا در جشنواره امسال ونیز فیلمی به نام «نازا» درباره جنایات هولناک اسرائیل در غزه، یکی از مهم‌ترین جوایز این جشنواره را دریافت کرد و تماشاگران فیلم رکورد تشویق یک اثر در جشنواره ونیز را جا‌به‌جا کردند؛ فیلمی که آن را دو اسرائیلی ساختند. اینها همه نشانه‌هایی از تغییر ذهنیت و گفتمان در سطح جهانی است که باعث شده تا برای جنایات جنگی نتانیاهو، حکم بازداشتش از سوی دیوان بین‌المللی کیفری صادر شود و هنگام سخنرانی‌اش در سازمان ملل، بیشترین هیأت‌های نمایندگی کشورها، با ترک سالن، او را تحقیر کنند.

این ماجرا‌ها در برخی کشور‌های اروپایی که به‌طور سنتی از اسرائیل حمایت کرده و کانون‌های صهیونی بر آنها حاکم هستند نیز به‌وجود آمد و تظاهرات بسیار عظیمی در این کشور‌ها حتی از سوی یهودیان و خاخام‌های یهودی برپا شد.

این اتفاقات، قطعا خواست الهی است که سنت او به نفع مظلومان را مورد تاکید قرار می‌دهد و در سینما می‌بینیم فیلم‌های مهجوری که پیش‌تر اساسا تولید نشده یا جایی در چرخه سینمای جهانی پیدا نمی‌کردند، اینک به لطف الهی، (خارج از لابی‌های صهیونی حاکم بر سینمای جهان)، به‌طور جدی در شبکه‌های مختلف دست به دست شده و مورد استقبال قرار می‌گیرند و این اتفاقات، سینمای مقاومت را در این رقابت نابرابر زنده نگه داشته است.

منبع: جام‌جم-سعید مستغاثی | مستندساز و کارشناس سینما

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر