کد مطلب: ۱۰۵۱۹۹۹
|
|
۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۰

معلمان و دانش‌آموزان روستا در نبرد با آنتن‌های ضعیف

معلمان و دانش‌آموزان روستا در نبرد با آنتن‌های ضعیف
مدارس کشور با آغاز جنگ تحمیلی سوم تعطیل و آموزش به صورت مجازی آغاز شد اما این تصمیم یکسان، پیامدهای متفاوتی برای دانش‌آموزان شهری و روستایی داشته است، عده‌ای به اینترنت پرسرعت دسترسی ندارند و تعداد دیگری مجبور هستند یک گوشی را برای چندفرزند دانش آموز خود تقسیم کنند که این امر مشکلاتی به وجود آورده است.

به گزارش مجله خبری نگار، یکی از معلمان روستایی می‌گوید: در روستا اینترنت مناسب نداریم، بسیاری از خانواده‌ها گوشی ندارند یا فقط یک گوشی دارند که باید بین چند فرزند تقسیم شود، من و چند معلم دیگر داوطلبانه کلاس حضوری برگزار می‌کنیم.

این معلم که در یکی از روستاهای لرستان تدریس می کند می گوید: برخی از خانواده‌های روستایی و کم‌درآمد توان خرید گوشی هوشمند یا لپ‌تاپ برای فرزند خود را ندارند و یا اینکه در خانواده‌های چند فرزند، زمان کلاس‌های برخط همزمان و تنها یک دستگاه در دسترس است و همین هم کار را سخت تر می کند.

معلم دیگری به نقل از یکی از والدین می‌گوید: به گفته مادر یکی از دانش آموزانهر سه فرزندش کلاس مجازی دارند، چطور با یک گوشی همه درس بخوانند؟ هزینه خرید گوشی جدید هم از توان ما خارج است و هزینه اینترنت هم برای ما به سختی تامین می شود.

یک معلم دیگر که در یکی از روستاها تدریس می‌کند، در مورد سختی‌های آموزش مجازی می‌گوید قبل از این هم برخی از بچه‌ها علاقه‌ای به درس و مدرسه نداشتند و حالا با این شرایط جنگی و آموزش مجازی، بی‌علاقگی تشدید شده است.

شهاب افزود: به لحاظ اداری اجباری برای تشکیل کلاس به‌صورت حضوری وجود ندارد، اما در روستاهایی که بچه‌ها اینترنت ندارند یا خانواده‌ها گوشی مناسب در اختیارشان نیست، بعضی از معلمان ناچار می‌شوند خودشان کلاس‌ها را حضوری برگزار کنند تا دانش‌آموزان از درس عقب نمانند.

معلم دیگری نیز در همین خصوص گفت: حتی در همان کلاس‌های مجازی هم استقبال خوبی صورت نمی‌گیرد؛ نه از طرف دانش‌آموزان و نه خانواده‌ها.

وی ادامه داد: برخی از خانواده‌های روستایی اینترنت مناسب ندارند یا فقط یک گوشی دارند. وقتی چند فرزند دارند و کلاس‌ها هم‌زمان برگزار می‌شود، اختلاف پیش می‌آید که کدام یک از بچه‌ها از گوشی استفاده کند از طرفی هزینه بالای خرید گوشی، امکان فراهم کردن دستگاه برای هر فرزند را نمی‌دهد.

محمد ندری مدیر مدرسه مقطع ابتدایی یکی از روستاهای شهرستان بروجرد در خصوص مشکلات آموزش مجازی گفت: در برخی از روستاها اینترنت یا وجود ندارد یا بسیار ضعیف و ناپایدار است که در چنین شرایطی خود دانش آموزان هم مشارکت خوبی برای استفاده از کلاس های مجازی ندارند.

وی که معلم روستای "تنگ لره" شهرستان بروجرد است افزود: در مواردی خانواده ها هم همراهی خوبی نداشته و دانش آموزان هم به همان نسبت مشارکت ندارند که این عدم همکاری را می توان هم در انجام تکالیف و هم در دانلود فیلم های آموزشی دید.

وی ادامه داد: گاهی باید تلاش و حوصله به خرج داد تا فیلم آموزشی مورد نظر را دانلود کرد که با توجه به مشکلات اینترنت گاهی فیلم در شبکه شاد دانلود نمی شود در آپارات بهتر دانلود می شود که برخی از دانش آموزان نیز با این روال همراهی نمی کنند.

ندری با اشاره به بی انگیزه بودن برخی دانش آموزان گفت: سختی های آموزش مجازی گاهی برای آنها که خود انگیزه کمتری برای آموزش در شرایط سخت را دارند به بهانه ای تبدیل می شود که بگویند اینترنت ضعیف یا قطع است، در کلاس ها حاضر نشوند یا تکالیف را انجام ندهند.

مسلم صالحی نیز معلم پایه سوم تا ششم مدرسه شهید علی عزیزی در یکی از روستاهای بروجرد می گوید: با توجه به ضعف زیرساخت های اینترنت که بخصوص این مشکل در روستاها شدت بیشتری دارد آموزش مجازی هم چالش های بیشتری دارد بنابراین ما برای کم کردن بخشی از این چالش ها با رضایت خود دانش آموزان و خانواده هایشان ۲ روز در هفته در کنار آموزش مجازی آموزش حضوری را هم برقرار کرده ایم.

وی با بیان اینکه آموزش مجازی هیچ وقت نمی تواند جایگزین مناسبی برای مدارس باشد گفت: به ناچار در شرایط بحرانی و خاص به آموزش مجازی روی می آوریم که با زیرساخت ضعیف اینترنت انتخابی از سر ناچاری بوده است.

صالحی در خصوص میزان مشارکت دانش آموزان در کلاس های مجازی گفت: دانش آموزان پایه های بالاتر یعنی چهار تا ششم درک بیشتری نسبت به آموزش مجازی و همراهی بهتری دارند و مشکلات موجود ناشی از ضعف زیرساخت های اینترنت است که در مناطق روستایی سخت تر می شود.

در سال‌های اخیر نظام آموزشی کشور تجربه‌های متعددی از تعطیلی مدارس و انتقال آموزش به فضای مجازی را پشت سر گذاشته، از همه‌گیری کرونا که آموزش حضوری را به‌طور ناگهانی متوقف کرد تا تجربه جنگ ۱۲ روزه و اکنون نیز جنگی که همچنان ادامه دارد و بار دیگر آموزش مجازی را به گزینه‌ای ناگزیر تبدیل کرده است.

این تکرار بحران‌ها، به‌ویژه در مناطق روستایی و کم‌برخوردار که زیرساخت‌های ارتباطی و دسترسی به ابزارهای هوشمند محدودتر است، پیامدهای آموزشی عمیق‌تری بر جای گذاشته و ضرورت بازاندیشی در شیوه‌های مدیریت آموزشی در شرایط اضطراری را بیش از پیش برجسته کرده است.

در چنین شرایطی، طبیعی است که دغدغه‌هایی میان خانواده‌ها، معلمان و مدیران آموزشی شکل بگیرد که از دل تجربه‌های میدانی و واقعیت‌های موجود برمی‌آید، از جمله این‌که آیا اعمال تعطیلی یکسان مدارس در تمام مناطق کشور، بدون توجه به تفاوت‌های زیرساختی و اجتماعی، بهترین راهکار ممکن است؟ یا این‌که چگونه می‌توان از ظرفیت معلمان داوطلبی که با انگیزه شخصی و احساس مسوولیت اجتماعی در تلاش برای تداوم آموزش هستند، به‌صورت موثرتر استفاده کرد.

در کنار این مسائل، توجه به سلامت جسمی و روانی دانش‌آموزان در فضای مجازی که ناگزیر سهم بیشتری از زندگی روزمره آن‌ها را به خود اختصاص داده، به یکی از نگرانی‌های جدی تبدیل شده است.

در نهایت، پرسش مهم‌تر به برنامه‌های جبرانی بازمی‌گردد؛ برنامه‌هایی که بتوانند فاصله آموزشی ایجادشده در این سال‌ها را کاهش داده و مانع از تثبیت نابرابری‌های آموزشی شوند.

در همین چارچوب، جامعه‌شناسان بر این نکته تاکید دارند که مدیریت آموزشی در دوران بحران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه حمایتی و ترمیمی است، از دید آنان، اگرچه بروز نابرابری آموزشی در شرایط بحرانی تا حدی اجتناب‌ناپذیر است، اما با سیاست‌گذاری‌های منعطف، حمایت هدفمند از مناطق کمتر برخوردار و توجه هم‌زمان به ابعاد آموزشی و روانی دانش‌آموزان، می‌توان از تعمیق این شکاف جلوگیری کرد.

به باور این کارشناسان، تقویت سرمایه انسانی و حفظ پیوند دانش‌آموزان با مدرسه، حتی در سخت‌ترین شرایط، نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی و امید به آینده ایفا می‌کند.

شکاف دیجیتال، شکاف آموزشی را تشدید می‌کند

معصومه زارعی جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی در این خصوص می گوید: آموزش مجازی که قرار بود راه‌حلی موقت باشد، در حال تبدیل شدن به مکانیزمی برای تعمیق شکاف طبقاتی است،

خانواده‌های متوسط و شهری توانسته‌اند تا حدودی خود را با این وضعیت تطبیق دهند اما خانواده‌های کم‌درآمد و روستایی امکانات، فضا و سرمایه فرهنگی کمتری برای مدیریت این شرایط دارند که این شکاف دیجیتال، شکاف آموزشی را تشدید می‌کند و شکاف آموزشی به نوبه خود به بازتولید فقر و محرومیت در نسل بعدی منجر می‌شود.

این پژوهشگر اجتماعی بیان کرد: جغرافیا همیشه می تواند یکی از محورهای اصلی نابرابری در برخی جوامع باشد اما آموزش مجازی این فاصله را به شکل غیرقابل‌تصوری افزایش داده است.

به گفته زارعی در شهرها، حتی محله‌های فقیرنشین هم به نوعی به اینترنت دسترسی دارند، اما در روستاها وضعیت کاملا متفاوت است، بسیاری از روستاها هنوز اینترنت پرسرعت ندارند، برق هم گاهی قطع می‌شود و خانواده‌ها توان مالی خرید تجهیزات را ندارند.

وی افزود: این یعنی دانش‌آموزان روستایی نه تنها از آموزش باکیفیت محروم می‌شوند بلکه از فرصت‌های آینده نیز عقب می‌مانند، وقتی یک دانش‌آموز شهری با تمام امکانات درس می‌خواند و یک دانش‌آموز روستایی حتی نمی‌تواند به کلاس آنلاین وصل شود، چه انتظاری می‌توانیم از آینده این دو نفر داشته باشیم؟

وی بان مورد را «تبعیض جغرافیایی ساختاری» نام نهاد و گفت: از نابرابری آموزشی و کاهش کیفیت یادگیری گرفته تا آسیب به سلامت روان و جسم دانش‌آموزان و تضعیف انسجام اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد با این حال، هنوز در بسیاری از موارد با این وضعیت مانند یک مسئله موقت برخورد می‌شود، نه یک چالش ساختاری که به برنامه‌ریزی پایدار و بلندمدت نیاز دارد.

این جامعه‌شناس با تاکید بر ارائه راه‌حل‌های چندبعدی تصریح کرد: نخست، سیاست‌گذاری آموزشی باید متناسب با شرایط مناطق مختلف تنظیم شود و تعطیلی یکسان مدارس در همه نقاط کشور، بدون توجه به سطح خطر و ظرفیت‌های محلی، نیازمند بازنگری است؛ به‌گونه‌ای که در مناطق کم‌خطر، امکان تداوم آموزش حضوری با رعایت ملاحظات ایمنی فراهم باشد.

زارعی گفت: در گام بعد، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال روستاها و مناطق محروم از جمله اینترنت رایگان یا کم‌هزینه و همچنین تامین تبلت یا گوشی برای دانش‌آموزان نیازمند، باید به‌صورت جدی در دستور کار قرار گیرد تا آموزش مجازی به عامل بازتولید نابرابری تبدیل نشود.

این پژوهشگر اجتماعی افزود: در کنار زیرساخت، ارتقای کیفیت نیز ضروری است؛ آموزش و توانمندسازی معلمان برای تدریس در بسترهای مجازی و تولید منابع آموزشی استاندارد و قابل اتکا، بخش مهمی از پاسخ به این وضعیت است و می‌تواند بخشی از افت کیفیت را جبران کند.

زارعی تاکید کرد: خانواده‌ها نیز در این میان به حمایت هدفمند نیاز دارند؛ از آموزش والدین و ارائه مشاوره‌های خانوادگی تا پیش‌بینی حمایت‌های مالی برای خانواده‌هایی که در تامین امکانات آموزشی فرزندانشان با مشکل مواجه‌ هستند.

وی ادامه داد: همزمان باید برنامه‌های پیشگیرانه برای کاهش آسیب‌های فضای مجازی شامل آموزش سواد دیجیتال برای کودکان و والدین، برنامه‌های مشخص برای پیشگیری از اعتیاد به فضای مجازی و مدیریت زمان حضور آنلاین اجرا شود.

وی گفت: تا زمانی که این بحران به‌عنوان یک اولویت ملی دیده نشود و پاسخ‌ها از سطح اقدامات کوتاه‌مدت فراتر نرود، خطر تعمیق شکاف‌های آموزشی و از دست رفتن فرصت‌های یادگیری برای بخشی از دانش‌آموزان، به‌ویژه در مناطق محروم، همچنان جدی خواهد بود.

از کلاس آنلاین تا وابستگی دیجیتال

زینب جعفری، روانشناس بالینی نیز می گوید: آموزش مجازی، ناخواسته در حال گشودن دروازه‌ای به سوی اعتیاد به فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان است.

به گفته وی وقتی یک دانش‌آموز برای شرکت در کلاس برخط به اینترنت مجهز می‌شود تنها به محیط آموزشی دسترسی ندارد، بلکه با دنیایی از جذابیت‌ها مثل شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های آنلاین و حجم بزرگی از محتواهای سرگرم‌کننده روبه رو است که همگی می‌توانند تمرکز او را از یادگیری منحرف کنند.

این روانشناس افزود: مغز کودکان و نوجوانان هنوز در حال رشد است و سیستم پاداش آن‌ها بسیار حساس عمل می‌کند که فضای مجازی نیز با ارائه پاداش‌های فوری و مداوم همچون لایک (پسندیدن)، کامنت (اظهارنظر) یا امتیاز در بازی، این سیستم را به شکل پی‌درپی فعال و زمینه وابستگی تدریجی را فراهم می‌سازد.

به گفته جعفری مشکل آنجاست که والدین نمی‌توانند این استفاده را کاملا کنترل کنند، زیرا فرزندانشان از گوشی یا رایانه برای درس خواندن استفاده می‌کنند و همین امر باعث می‌شود حضور طولانی در فضای مجازی عادی و ظاهرا موجه جلوه کند، اما در واقع الگویی رفتاری ایجاد می‌شود که ترک آن بسیار دشوار است.

وی بیان کرد: ما در حال تربیت نسلی هستیم که قدرت تمرکز و صبرش کاهش یافته و تعامل رودررو را کم‌کم از دست می‌دهد، در حالی که وابستگی‌ او به صفحه‌نمایش روزبه‌روز بیشتر می‌شود و این موضوع نه‌تنها بر سلامت روان تاثیر می‌گذارد، بلکه روابط اجتماعی، رفتارهای ارتباطی و عملکرد تحصیلی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

این روانشناس بالینی افزود: وابستگی بیش از حد به فضای مجازی می‌تواند به اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و کاهش اعتماد به نفس منجر شود، بسیاری از کودکان دچار انزوا، خستگی ذهنی و بی‌حوصلگی نسبت به ارتباط واقعی با دیگران می‌شوند و در نتیجه، توانایی حل مساله و همدلی در آن‌ها کاهش پیدا می‌کند.

جعفری تصریح کرد: از نظر تحصیلی نیز کودکان وابسته به فضای مجازی، تمرکز کمتر و بی‌انگیزگی بیشتری نشان می‌دهند و به‌تدریج از فعالیت‌های یادگیری حضوری فاصله می‌گیرند.

وی اظهار داشت: برای پیشگیری از این آسیب‌ها، باید آموزش سواد دیجیتال برای کودکان و والدین در اولویت قرار گیرد و برنامه‌های مشخصی برای نظارت و هدایت استفاده آموزشی از فضای مجازی تدوین شود و اگر این پدیده جدی گرفته نشود، با نسلی روبه‌رو خواهیم بود که دنیای مجازی را جایگزین تجربه‌های انسانی و اجتماعی خود کرده است.

این روانشناس بالینی گفت: در روستاها، محدودیت منابع سرگرمی، آموزشی و نبود نظارت کافی، فضای مجازی را به تنها زمینه تجربه پاداش، تفریح و تعامل اجتماعی برای کودکان تبدیل که این شرایط، وابستگی به صفحه‌نمایش و تمایل به دریافت پاداش‌های فوری را در مغز کودکان تقویت می‌کند و سرعت شکل‌گیری عادات اعتیادی را افزایش می‌دهد.

جعفری افزود: کودکان روستایی ممکن است خود را با سبک زندگی شهری و تجملاتی که در فضای مجازی تبلیغ می‌شود مقایسه کنند و دچار احساس محرومیت و کاهش عزت نفس شوند بنابراین نبود نظارت والدین و محتواهای نامناسب، علاوه بر تهدید سلامت روان، بر خواب، تمرکز و رشد جسمی آن‌ها نیز تاثیر منفی می‌گذارد و اگر مداخلات حمایتی و آموزش والدین جدی گرفته نشود، پیامدهای این آسیب‌ها تا سال‌ها بر جامعه روستایی باقی خواهد ماند.

این روانشناس با اشاره به تداخل حریم خصوصی و تنش‌های خانوادگی گفت: یکی از پیامدهای نادیده‌گرفته‌شده آموزش مجازی، نقض حریم خصوصی در خانواده‌ه است.

به گفته جعفری در خانواده‌هایی که فقط یک گوشی دارند، فرزندان مجبورند از گوشی والدین استفاده کنند و این به معنای دسترسی به پیام‌های شخصی، تصاویر، اطلاعات بانکی و حتی مکالمات خصوصی والدین می شود.

وی با اشاره به پیامدهای این وضعیت تصریح کرد: اعتماد میان والدین و فرزندان خدشه‌دار می‌شود و والدین احساس کنترل از دست رفته می‌کنند که این باعث تنش و دعواهای خانوادگی می‌شود و یا اینکه ممکن است فرزندان با محتوای نامناسبی روبه‌رو شوند که برای سن آن‌ها مناسب نیست که در نهایت این وضعیت فشار روانی بر هر دو طرف وارد می‌کند.

به هر حال آموزش مجازی به‌خودی‌خود پدیده‌ای منفی نیست و در بسیاری از شرایط بحرانی می‌تواند به تداوم فرآیند یادگیری کمک کند اما کارآمدی آن زمانی معنا می یابد که در کنار بهره‌گیری از ظرفیت‌های آن، به پیشگیری از آسیب‌های روانی و اجتماعی نیز توجه شود و مسئله دسترسی عادلانه برای همه دانش‌آموزان، به‌ویژه در مناطق روستایی و محروم، جدی گرفته شود.

تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است که در بزنگاه‌هایی مانند همه‌گیری کرونا یا شرایط اضطراری، نظام آموزشی ناگزیر به استفاده از این شیوه بوده است.

آنچه کارشناسان نیز بر آن تاکید دارند همین است که تکرار چنین تجربه‌هایی ایجاب می‌کند آموزش مجازی دیگر صرفا به عنوان یک راه‌حل موقت دیده نشود، بلکه با برنامه‌ریزی دقیق، توسعه زیرساخت‌ها، ارتقای سواد رسانه‌ای خانواده‌ها و طراحی سازوکارهای حمایتی برای معلمان و دانش‌آموزان همراه شود.

تنها در این صورت می‌توان از ظرفیت‌های آن بهره گرفت و در عین حال از چالش‌ها و آسیب‌هایش عبور کرد؛ نه اینکه هر بار در مواجهه با آن، همچنان در پیچ‌وخم همان مسائل تکراری باقی بمانیم.

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر