کد مطلب: ۱۰۲۳۸۹۷
|
|
۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۸
مردم ایران فوق. العاده هستند

پاکو خمز: در ایران با من مثل شاهزاده‌ها برخورد می‌شد

پاکو خمز: در ایران با من مثل شاهزاده‌ها برخورد می‌شد
پاکو خمز که در دوره بیست‌ودوم و بیست‌وسوم لیگ برتر تجربه حضور در ایران و تراکتور را داشته است و حالا به عنوان دستیار نونواسپریتو در وستهام حضور دارد، در مصاحبه‌ای مفصل با روزنامه آاِس به مسائل مختلفی پرداخته که تجربه حضور در کشورمان و پیشنهاد هدایت تیم ملی ایران هم بخشی از این صحبت‌هاست که گفته‌های جذابش در مورد کشورمان را در ادامه می‌خوانیم:

به گزارش مجله خبری نگار، پاکو خمز که در دوره بیست‌ودوم و بیست‌وسوم لیگ برتر تجربه حضور در ایران و تراکتور را داشته است و حالا به عنوان دستیار نونواسپریتو در وستهام حضور دارد، در مصاحبه‌ای مفصل با روزنامه آاِس به مسائل مختلفی پرداخته که تجربه حضور در کشورمان و پیشنهاد هدایت تیم ملی ایران هم بخشی از این صحبت‌هاست که گفته‌های جذابش در مورد کشورمان را در ادامه می‌خوانیم:

خمز در مورد جنگی که دشمن آمریکایی- صهیونیستی به ایران تحمیل کرده و نگرانی‌هایش در مورد این اتفاق گفت: «خیلی زیاد نگرانم، به‌خصوص، چون دوستان زیادی آنجا دارم. یک سال و نیم آنجا بودم و می‌توانست بیشتر هم بشود، اما شرایط کاملاً مناسب نبود و برگشتیم. مترجمان، کادر فنی و بازیکنان آنجا ماندند. با بعضی‌هایشان صحبت کرده‌ام. خیلی ناراحت‌کننده است، چون شرایط سختی را می‌گذرانند. جنگ‌ها برای همه بد است، اما بیش از همه برای مردمی که آن را تجربه می‌کنند. آنها ترسیده‌اند، نمی‌دانند کجا بروند و روز‌های سختی را می‌گذرانند. واقعاً وحشتناک است. خیلی ناراحت می‌شوم. ایرانی‌های زیادی را می‌شناسم و امیدوارم این وضعیت هرچه زودتر تمام شود و کشور بتواند دوباره سرپا شود، بازسازی شود و رو به جلو حرکت کند.»

خمز در مورد ایران اعلام کرد: «من به مردم ایران علاقه‌مند شدم، چون بهترین بخش هر کشوری مردم آن هستند. آنها سخت‌کوش و محترم هستند و همیشه به تو کمک می‌کنند. با ما مثل شاهزاده‌ها رفتار می‌کردند. این مشکلات را مردم به‌وجود نمی‌آورند، اما در نهایت این مردم هستند که تاوانش را می‌دهند. آنها فرهنگ، مذهب و شیوه زندگی خاص خودشان را دارند.»

سرمربی اسپانیایی در مورد شایعه نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران افزود: «سرمربیگری تیم ملی ایران؟ خیلی مطرح شد و تأیید می‌کنم که واقعاً چنین امکانی وجود داشت، اما در نهایت عملی نشد. من در تراکتور خیلی راحت بودم. وقتی به کشوری می‌روی که اینقدر با کشور خودت متفاوت است، زندگی روزمره آسان نیست. زبانشان بسیار سخت است و ما برای همه‌جا با مترجم می‌رفتیم. آنها رسم و رسوم خودشان را دارند و ما هم مال خودمان را، اما با احترام متقابل. مردم آنجا واقعاً تلاش می‌کردند ما احساس خوبی داشته باشیم. مثلاً ۲۳ یا ۲۴ دسامبر مسابقه داشتیم و نمی‌توانستیم برای کریسمس به اسپانیا برگردیم. وقتی وارد محل اقامتمان در کمپ شدیم، برایمان درخت کریسمس گذاشته بودند. برای ما واقعاً فوق‌العاده بود. اگر از من بپرسید در کجا بیشترین احترام را دیده‌ام، بدون تردید می‌گویم ایران. چه در باشگاه و چه در خیابان، ایرانی‌ها خیلی برایشان ارزشمند بود که کسی از اسپانیا به آنجا رفته باشد.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر