کد مطلب: ۳۱۵۱۲۹
|
|
۰۴ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۴:۵۴

ایران در قاب رسانه‌های صهیونیستی

ایران در قاب رسانه‌های صهیونیستی
رسانه‌های اسرائیلی چگونه بر افکار عمومی ساکنان سرزمین‌های اشغالی تأثیر می‌گذارند؟

به گزارش مجله خبری نگار/ایران: مراکز مطالعاتی، رسانه‌ها و اندیشکده‌ها در اسرائیل، بخشی از طراحی عملیات علیه دشمنان و رقبای رژیم غاصب را برعهده دارند. در این میان تحولات جمهوری اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است. رخداد‌ها و حوادث جمهوری اسلامی به صورت ویژه زیر ذره‌بین کارشناسان صهیونیستی قرار می‌گیرد. محافل صهیونیستی با علم بر توانایی جمهوری اسلامی و ذکر این توانایی‌ها، جمهوری اسلامی را کشوری معرفی می‌کنند که درصدد نابودی اسرائیل است. برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی در رسانه‌های اسرائیلی به عنوان برنامه اتمی که درصدد بی‌ثباتی منطقه غرب آسیا است، معرفی می‌شود.

بخش عظیمی از ساکنان سرزمین‌های اشغالی (یهودیان) به دلیل ذهنیت‌هایی که رسانه‌های صهیونیستی برای آن‌ها از ایران می‌سازند، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و مبارزه با نیرو‌های همپیمان در سرتاسر منطقه را مشروع می‌دانند و در نظرسنجی‌های مختلف در این رژیم همواره بخشی از ساکنان سرزمین‌های اشغالی خواهان ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) و همچنین انجام عملیات امنیتی در داخل کشور جمهوری اسلامی بوده‌اند که همگی به خاطر تأثیرپذیری از این رسانه‌ها است.

ایران‌هراسی پدیده‌ای چند بعدی است که در پیوندی عمیق با موضوعات سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. با وجود این، نمی‌توان با تقلیل آن به این ابعاد از ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و حتی سیاسی و بین‌المللی آن غافل شد. این اصطلاح همچنین بی‌اعتمادی، نفرت، انزجار، حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، کلیشه، ترس یا بیزاری از ایرانیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی و مذهبی را دربر می‌گیرد. در مجموع، ایران‌هراسی به عنوان یک سیاست، طی سالیان و ادراکات تولید شده متمادی برای اهداف مختلف به کار گرفته شده است. ایران هراسی برنامه‌ای راهبردی به منظور برساخت تهدیدی بزرگ از ایران برای منطقه و فراتر از آن تهدیدی بزرگ برای صلح و امنیت جهانی است که با ایجاد هراس در تلاش است با تغییر رفتار بازیگران نظام بین‌الملل در برابر ایران، این کشور را تضعیف، تخریب و به حاشیه براند. این پدیده بیان‌کننده احساس مخالفت یا دشمنی با سیاست‌ها، فرهنگ، جامعه، اقتصاد یا نقش بین‌المللی ایران است.

استراتژی ایجاد رعب و وحشت از طریق رسانه‌های تحت کنترل صهیونیست‌ها در اذهان یهودیان ساکن سرزمین‌های اشغالی و ملل مختلف جهان از جمله کشور‌های خاورمیانه و مردم امریکا پایه‌های اساسی پیشبری سیاست‌های اسرائیل را تشکیل می‌دهد. به‌طور کلی مقامات اسرائیل معتقد به ثمربخش بودن اشاعه وحشت و هراس در جامعه داخل اسرائیل و ملل دیگر برای دستیابی به بازدارندگی بوده و «ترسیدن» مردم را ابزار اصلی کسب مشروعیت به منظور انجام حملات پیشگیرانه و ماجراجویی‌های سیاسی و نظامی بین‌المللی خود می‌پندارند. راستگرایان و چپگرایان صهیونیست در اتخاذ این راهبرد، عملکرد یکسانی داشته و نسخه مرجع برنامه‌ریزی‌ها و طراحی‌های این رژیم مبتنی بر اصل «بترسان و حکومت کن» بوده است. هدف اصلی از ایجاد هراس در اسرائیل نگه داشتن یهودیان و جمعیت فلسطینی در یک وضعیت اضطرابی همیشگی است. در اثر انواع شکنجه‌ها و ترس‌های تحمیل شده به فلسطینیان ساکن در سرزمین‌های اشغالی، آن‌ها در بسیاری از مواقع از تماس با افراد و سازمان‌هایی که قصد اطلاع‌رسانی و رسیدگی به مشکلات آن‌ها را دارند خودداری می‌کنند، در نتیجه این عدم ارتباط و اطلاع، ایجاد ناحیه‌ای در کرانه غربی رود اردن که از فقر و فلاکت رنج می‌برد برای اسرائیل بسیار راحت‌تر و مؤثرتر از محاصره نظامی نوار غزه خواهد بود.

ایجاد هراس برای یهودیان نیز راه دیگری است که رژیم صهیونیستی بقای خود را به آن وابسته می‌داند. تبلیغ و تکرار دائمی دروغ تاریخی هولوکاست و انحراف وقایع تاریخی مرتبط و بازگویی و یادآوری بزرگنمایی شده آن به عنوان ابزاری برای به وجود آوردن یک ذهنیت تاریخی تلخ و ترسان در میان یهودیان استفاده می‌شود. این ترس شدید منشأ خشونت‌طلبی دائمی در بخش بزرگی از یهودیان مهاجر ساکن سرزمین‌های اشغالی است و رسانه‌های صهیونیستی سعی دارند این ذهنیت دروغین را بسازند که یک هولوکاست دیگر در راه است؛ هولوکاستی که این بار عامل آن ایران مجهز به تسلیحات هسته‌ای است! در واقع رژیم اسرائیل برای صهیونیست‌ها یک هولوکاست دائمی ذهنی ساخته است که خود را در آن زندانی می‌بینند و در اذهان آن‌ها برای توجیه درندگی و ضرورت جنگ‌افروزی این رژیم، جلوگیری از واقعیت پیدا کردن این رؤیا کافی است.

اندیشکده صهیونیستی بگین سادات در مقاله‌ای «عنوان می‌کند که یهودستیزی از ایدئولوژی رهبران انقلاب اسلامی جدا نیست»؛ این در حالی است که جمهوری اسلامی بار‌ها عنوان کرده که حساب صهیونیست‌ها از یهودیان جداست. در این مقاله که در سال ۲۰۲۱ منتشر شده، همچنین آمده است که مقامات ایران ادعا کرده‌اند که تهران توانایی «تبدیل تل‌آویو و حیفا به خاکستر» را دارد.

در بخشی از این مقاله آمده است که «اسرائیل در دهه ۱۹۵۰، به عنوان بخشی از «دکترین پیرامونی» نخست‌وزیر وقت اسرائیل، دیوید بن گوریون، روابط خود را با کشور‌های غیرعربی و اقلیت‌های قومی آغاز کرد. در ۲۳ ژوئیه ۱۹۶۰، شاه ایران اسرائیل را به طور رسمی به رسمیت شناخت. اسرائیل و ایران هر دو روابط قوی با ایالات متحده داشتند و موساد و سیا برای نظارت و کنترل گروه‌های اسلامی مرتباً با ساواک در تماس بودند. اما روابط ایران و اسرائیل با برکناری شاه در سال ۱۹۷۹ به هم خورد، روحانیون وارد عمل شده از مساجد برای تبلیغات ضداسرائیلی استفاده می‌کردند؛ از زمان به قدرت رسیدن نظام اسلامی، اسرائیل و ایران متخاصم بوده‌اند.»

بر اساس این گزارش، «جمهوری{اسلامی} ایران که دارای برنامه هسته‌ای و برنامه موشک‌های بالستیک است، از بدو تأسیس تاکنون به شدت ضد امریکا و ضد اسرائیل بوده است. این کشور در تلاش برای تبدیل شدن به هژمون منطقه‌ای، خود را وقف ساخت شبکه فراملی کرده است و هدف نهایی آن، ایجاد هلال شیعی شکست‌ناپذیر در سراسر منطقه به عنوان یک سکوی پرتاب برای قدرت‌نمایی جهانی بوده است؛ شبکه منطقه‌ای که ایران آن را ایجاد و پشتیبانی می‌کند و آن را «محور مقاومت و قدرت منطقه‌ای» می‌نامد.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر