کد مطلب: ۱۰۱۳۴۸۰
|
|
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۳

راهبرد واشنگتن-تل‌آویو برای بازطراحی غرب آسیا؛ تجاوز به ایران گام نخست

راهبرد واشنگتن-تل‌آویو برای بازطراحی غرب آسیا؛ تجاوز به ایران گام نخست
تحلیلگر مسائل منطقه معتقد است تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران صرفاً یک درگیری نظامی نبوده بلکه بخشی از پروژه‌ای کلان برای بازآرایی نظم منطقه‌ای و جهانی است؛ پروژه‌ای که می‌تواند کشور‌های آسیای مرکزی را نیز درگیر پیامد‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی خود کند.

به گزارش مجله خبری نگار، «آینور کورمانوف» تحلیلگر مسائل منطقه‌ای ضمن یادداشتی به بررسی اهداف تجاوز تازه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پیامد‌های آن برای آسیای مرکزی پرداخت.

در این یادداشت آمده است: تهاجم تازه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با هدف بازطراحی کامل غرب آسیا صورت گرفته است؛ هدفی که نابودی و تجزیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین رساندن رژیم صهیونیستی به جایگاه قدرت مسلط منطقه‌ای را دنبال می‌کند.

این جنگ ماهیتی کاملاً متفاوت دارد، زیرا در پی شکل‌دهی به نظم نوین جهانی با حفظ و تقویت هژمونی آمریکا بوده و در این چارچوب، رژیم صهیونیستی نقش اصلی‌ترین اقمار را ایفا می‌کند. این درگیری گسترده به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم همه کشور‌های پیرامونی، از جمله جمهوری‌های آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار خواهد داد یا آنها را دخیل خواهد کرد.

بی‌دلیل نبود که «دونالد ترامپ» هنگام ایجاد «شورای صلح»، قزاقستان و ازبکستان را در شمار بنیان‌گذاران قرار داد؛ اقدامی که با هدف ایجاد پایگاهی تکمیلی برای اقدامات تهاجمی و شکل‌دهی به حلقه‌ای از انزوا علیه ایران و در مراحل بعد علیه چین و روسیه انجام شد.

از این‌رو، برای ما شهروندان دغدغه‌مند قزاقستان ضروری است که هر آنچه در توان داریم انجام دهیم تا از این «آغوش» رهایی یابیم و به مهره‌ای مصرفی یا گوشت دم توپ برای طرح‌های واشنگتن و تل‌آویو بدل نشویم.

به‌ویژه پس از ترور خائنانه و شهادت «آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» رهبر عالی ایران و شماری از مقامات ارشد کشور در زمانی که ظاهراً مذاکرات هسته‌ای با موفقیت در جریان بود، دیگر نمی‌توان به هیچ‌یک از تضمین‌ها و وعده‌های «کاخ سفید» و ترامپ اعتماد کرد.

آشکار است که تمام این نمایش مذاکرات دیپلماتیک صرفاً پوششی برای آمریکایی‌ها بوده، چرا که آنان اساساً خواهان حل‌وفصل مسالمت‌آمیز نبودند و از پیش حمله‌ای را با هدف نابودی فیزیکی رهبران عالی کشور تدارک دیده بودند.

در چنین شرایطی، مقامات قزاقستان به مدت دو روز سکوت اختیار کردند و از ابراز تسلیت به ملت ایران بابت کشته شدن رهبران و صد‌ها غیرنظامی خودداری ورزیدند. در مقابل، رئیس‌جمهور قزاقستان پیام‌های حمایت و همبستگی برای رهبران امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، اردن، بحرین و کویت ارسال کرد؛ کشور‌هایی که از خاک آنها آمریکا حملات خود را انجام می‌دهد.

با این حال، با وجود آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی موفق به ارتکاب چنین جنایت نفرت‌انگیزی شدند، شاهد فروپاشی نظام سیاسی ایران نیستیم. این کشور توسط ساختاری منسجم، چندلایه و سازمان‌یافته اداره می‌شود که حتی در شرایط فقدان موقت رهبر نیز به کار خود ادامه می‌دهد.

این واقعیت بار دیگر افسانه «دیکتاتوری» و «استبداد» را نقش بر آب می‌کند؛ آن هم در شرایطی که ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌طور مؤثر به نبرد ادامه می‌دهند، به دشمن ضربه می‌زنند و مردم کشور آمادگی خود را برای مقاومت اعلام کرده‌اند.

از همین رو، تلاش‌های ترامپ برای تکرار «سناریوی ونزوئلا» در ایران از همان آغاز با شکست مواجه شد؛ همان‌گونه که رؤیا‌های بسیاری از دنباله‌رو‌های غرب‌گرا برای نابودی یک‌باره جمهوری اسلامی و تبدیل آن به منطقه‌ای آشفته جهت ترسیم دوباره مرز‌ها و مسدودسازی مسیر‌های راهبردی «شمال-جنوب» و «یک کمربند-یک راه» ناکام ماند.

ماجراجویی کنونی ترامپ به جنگی فرسایشی بدل می‌شود که پیامد‌های اندوه‌باری برای متحدان آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی خواهد داشت. هرچه زودتر ملت‌های قزاقستان و ازبکستان به این واقعیت پی ببرند، سریع‌تر می‌توانند از پیامد‌های منفی همکاری عمیق با صهیونیست‌ها و «یانکی‌ها» عبور کنند؛ همکاری‌ای که در عمل برای ما و فرزندان‌مان چیزی جز بردگی و استعمار به همراه ندارد.

تلاش برای دلجویی از جلادان و قاتلان از طریق واگذاری میادین جدید فلزات نادر، صادرات نفت و گاز، اختصاص میلیارد‌ها دلار برای «بازسازی» غزه و اعزام نیرو‌های موسوم به حافظ صلح، در حقیقت مشارکت در جنایات ترامپ و نتانیاهو است.

حتی «بلومبرگ» نیز اذعان کرده است که در سال ۲۰۲۳، قزاقستان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده نیاز‌های انرژی نفت رژیم صهیونیستی بوده و ۶۰ درصد از کل نفت وارداتی این کشور را فراهم کرده است؛ اقدامی که به تأمین نیاز‌های ارتش رژیم صهیونیستی انجامیده و عملاً در نسل‌کشی فلسطینیان نقش داشته است. حمایت از متجاوزان از طریق منابع خام، آن هم در جنگی علیه همسایه، نهایت خودکشی سیاسی، پستی و دنائت است.

در چنین شرایطی، درست‌ترین راه، خروج فوری از «شورای جنگ» دونالد ترامپ، امتناع از مشارکت در اشغال غزه تحت عنوان «صلح‌بانی»، لغو توافق‌های مربوط به بومی‌سازی تولید سلاح‌های رژیم صهیونیستیی و ناتو و کنار گذاشتن معاملات واگذاری میادین فلزات نادر و کمیاب است که در خدمت تسلیح مجدد آمریکا و دولت‌های اقماری آن قرار می‌گیرد.

تنها با چنین اقداماتی می‌توان از سرنوشت فاجعه‌بار تبدیل شدن به مواد مصرفی در این بازی قدرت جلوگیری کرد.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر