کد مطلب: ۱۰۹۷۲۴۳
|
|
۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۶

اصلاح‌طلبان سانتی‌مانتال، جنگ‌طلبان واقعی هستند

اصلاح‌طلبان سانتی‌مانتال، جنگ‌طلبان واقعی هستند
نسبت‌دادن جنگ‌طلبی به اصلاح‌طلبان، با آن ادبیات سانتی‌مانتال در فضای سیاسی، شاید موضع نادری باشد؛ اما اگر جنگ‌طلبی را نه‌فقط به معنای دمیدن مستقیم بر آتش جنگ، بلکه به معنای هر عملی ببینیم که در نهایت منجر به بیشترشدن آتش جنگ شود، دو بیانیه اخیر اصلاح‌طلبان (بیانیه حزب اتحاد ملت و بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی) را می‌توان مواضعی جنگ‌طلبانه دانست.

به گزارش مجله خبری نگار، نسبت‌دادن جنگ‌طلبی به اصلاح‌طلبان، با آن ادبیات سانتی‌مانتال در فضای سیاسی، شاید موضع نادری باشد؛ اما اگر جنگ‌طلبی را نه‌فقط به معنای دمیدن مستقیم بر آتش جنگ، بلکه به معنای هر عملی ببینیم که در نهایت منجر به بیشترشدن آتش جنگ شود، دو بیانیه اخیر اصلاح‌طلبان (بیانیه حزب اتحاد ملت و بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی) را می‌توان مواضعی جنگ‌طلبانه دانست. چه آنکه آنچه آنان صلح و مسیر دیپلماسی و «نه به جنگ» می‌نامند، سرانجامی عکس می‌آفریند و با گستاخی بیشتر متجاوز، جنگ را بیشتر شعله‌ور می‌کند. از سویی دیگر، این دو بیانیه یک روح کلی حاکم دارد که تقریباً در همه سطور آن جاری و ساری است و بند‌های مختلف بر محور همین روح کلی نگاشته شده است و آن اینکه، ایران مقصر است و باید رفتارش را تغییر دهد. همه سطر‌های این دو بیانیه خطاب به مسئولان ایران است و در یک کلام گفته‌اند جنگ و میدان را نمی‌خواهیم و صلح می‌خواهیم؛ اما آیا این ایران بود که جنگ را به تهران و خلیج‌فارس و شرق و غرب ایران رساند؟ ایران کدام رفتار را باید تغییر دهد تا بمب و موشک‌ها بر سرش نریزد و مجبور نشود برای دفاع از خود، به دیگری حمله کند؟ خطاب به مسئول ایرانی می‌گویند «روی‌آوردن به روش‌های میدانی پرهزینه و تهدیدزا ریسک نابودی اصل توافق و واردشدن مجدد کشور به عرصه جنگ تمام‌عیار را افزایش می‌دهد.»، اما نمی‌گویند که ایران به بند‌های تفاهم‌نامه وفادار بود و جنگ دوباره شعله‌ور شد.

دفاع ایران از موجودیت خود را «اقدام ناامن‌ساز» می‌نامند و بستن تنگه هرمز در قبال نقض تفاهم‌نامه را «اسراف در مصرف ظرفیت بازدارنده و امنیت‌ساز تنگه هرمز». ایران را دعوت به حفاظت از دستاورد تفاهم‌نامه می‌کنند، درحالی‌که طرف مقابل در حال موشک‌پراکنی است و پایان تفاهم‌نامه را اعلام کرد، ایران چه کند؟ این مقصرسازی ایران از سوی جریان اصلاح‌طلبان البته اول بار نیست؛ آنها در برابر آمریکا همیشه قائل به حل مناقشات فی‌مابین از طریق تغییر رفتار ایران هستند و برای‌آنکه این موضع غرب‌گرایانه را پوشش مستندی بپوشانند، به تسخیر سفارت آمریکا در تهران اشاره کرده و آن را به‌عنوان نقطه آغاز چالش‌ها و دلیل قطع ارتباط سیاسی آمریکا و ایران معرفی می‌کنند، درحالی‌که اولاً تسخیر سفارت نه یک کنش که خود واکنشی به اقدامات ضدایرانی آمریکا بود؛ ثانیاً حتی همان اقدامات ضدایرانی دولت آمریکا هم نقطه شروع ماجرا نبود و ماجرا به ۲۸ مرداد ۳۲ و کودتا علیه دولت مصدق برمی‌گشت که ۲۵ سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داده بود.

اگر همه تاریخ را هم منکر شویم، دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان که پیش روی ماست؛ هر دو در میانه مذاکرات رخ دادند، دیگر ایران باید چه کند تا وقتی هدف موشک آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفت، از سوی اصلاح‌طلبان متهم نشود که خودش مقصر بوده که مورد تجاوز قرار گرفته است!

و، اما نکته بعد؛ گفتن از صلح چگونه می‌تواند آتش جنگ را شعله‌ور کند؟ موضوع خیلی ساده است، صلح با التماس و عقب‌نشینی به دست نمی‌آید، خصوصاً اگر کسی دنبال صلح پایدار و عزتمندانه باشد؛ صلح با جنگیدن به دست می‌آید و تثبیت می‌شود؛ در ادبیات سیاسی و نظامی به آن می‌گویند بازدارندگی.

تجاوز نظامی، ترور و موشک و بمب ریختن در مناطق شهری وقتی رخ می‌دهد، یعنی کشور متجاوز پیش‌ازاین همه خط قرمز‌های اخلاقی و انسانی و حقوقی را لگدمال کرده و بعد دکمه شلیک را فشرده است. در چنین شرایطی پافشاری کشور مورد تجاوز بر صلح یک‌طرفه، نه به‌عنوان حسن‌نیت، بلکه به‌عنوان «خلأ قدرت» و «ضعف» تعبیر می‌شود و به‌سادگی و از چند مسیر مشخص می‌تواند آتش جنگ را شعله‌ورتر کند:

ایجاد توهم بی‌هزینه بودن تجاوز: ایران در چهارچوب دو جنگ نظامی و عملیات‌های متعدد ترور علیه مقامات خود هدف تجاوز قرار گرفته است. طبیعی است که اگر متجاوز ببیند ایران به‌جای تحمیل هزینه، تنها به بیانیه و درخواست صلح متوسل می‌شود، به این محاسبه می‌رسد که «ادامه تجاوز هزینه‌ای ندارد.» این امر، طمع برای کسب دستاورد‌های بیشتر را تحریک می‌کند. در منطق یک متجاوز، مقاومت‌نکردن، یعنی قرار نیست من برای جنگ‌افروزی و تروریسمی که پیاده کرده‌ام، هزینه‌ای بدهم، پس چرا پیشروی بیشتری در این مسیر نداشته باشم؟ طبعاً نمی‌شود ایران و آمریکا را مستثنی از این منطق جنگی دانست.

فروپاشی بازدارندگی از درون: بازدارندگی فقط نظامی نیست، روانی هم است. وقتی دولتی سیاست صلح یک‌طرفه را در اوج تهاجم پیشه می‌کند، این پیام به نیرو‌های خودی، متحدان و همچنین دشمن مخابره می‌شود: «ما توان یا اراده دفاع از خود را نداریم.» نه آنکه ما خیلی صلح‌طلب و اخلاقی هستیم. در چنین شرایطی چنانچه نمونه‌های خارجی آن را دیده‌ایم، روحیه اجتماعی مردم و روحیه مقاومت نیرو‌ها فرومی‌ریزد و در نتیجه مسیر تجاوز گشوده‌تر می‌شود. دشمن متجاوز هم این پیام را دریافت می‌کند که ایران ضعیفی که التماس صلح می‌کند، باید برای همیشه از صحنه محو شود تا حتی جرقه تهدیدی هم برای آینده نباشد.

بی‌ارزش شدن اراده‌های دیپلماتیک: صلح پایدار بر سر میز مذاکره و از موضعی نسبتاً برابر به دست می‌آید. کشوری که در میدان نبرد غایب است، در مذاکرات هم وزنه‌ای ندارد. پافشاری بر صلح یک‌طرفه، عملاً همه برگ‌های برنده را از دست خود خارج می‌کند. دشمن دلیلی برای توقف نخواهد داشت، چون می‌تواند هم جنگ را ببرد و هم صلح را دیکته کند. پس شعله جنگ را تا رسیدن به نقطه فروپاشی کامل قربانی ادامه می‌دهد.

طیف رادیکال اصلاح‌طلب ضمن تقدیس تفاهم‌نامه، می‌گوید که ادامه مسیر را باید با دیپلماسی رفت، نه میدان؛ در واقع می‌خواهند نادیده بگیرند که اگر میدان نبود، کسی ایران را پای میز مذاکره حساب نمی‌کرد. قدرت موشک‌های ایران بود که میز مذاکره را ساخت وگرنه دو بار بدون موشک، مذاکره کردیم؛ یکی به جنگ ۱۲ روزه رسید و دیگری به جنگ رمضان. فهرست ترور‌ها هم بماند! خوب دانستن تفاهم‌نامه توسط اصلاح‌طلبان هم فضیلتی برای این تفاهم‌نامه نیست؛ در پنج دهه گذشته اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه با هیچ تفاهمی مخالف نبوده‌اند؛ تفاهم‌نامه دوست می‌دارند! در یک جنگ موجودیتی که هدف دشمن براندازی کامل، تجزیه کشور و فروپاشی سیاسی و نظامی و برهم‌زدن تمامیت ارضی ایران است، شعار صلح یک‌طرفه به «تسلیم بی‌قیدوشرط» تعبیر می‌شود. طبیعی است که چنین شعار‌هایی نه‌تنها جنگ را متوقف نمی‌کند، بلکه به آمریکا و اسرائیل این اطمینان را می‌دهد که می‌توانند بدون مواجهه با مقاومت، و بدون پرداخت حداقل هزینه‌های تجاوز، به اهداف سیاسی و نظامی خود دست یابند. «شمشیر کشیدن برای صلح» یک تناقض نیست، بلکه یک ضرورت است. جایی که گفت‌و‌گو به پایان رسیده و گلوله‌ها حرف می‌زنند، تنها زبانی که دولت متجاوز می‌فهمد، تحمیل هزینه‌ای فراتر از محاسبه و تحمل اوست. بدون این هزینه فراخوان صلح، نه یک فضیلت اخلاقی که یک خودکشی جمعی و سوخت‌ریزی برای ماشین جنگی متجاوز و رقم‌زدن جنگی دائم است. می‌بینید؛ جنگ‌طلبانه نامیدن موضع این اصلاح‌طلبان بی‌راه نیست.

منبع: فرهیختگان-کبری آسوپار

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر