کد مطلب: ۱۰۵۷۸۸۷
|
|
۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴

تجربه جنگ رمضان نشان داد هنر ملی برای عرضه خود به فرم‌های خیابانی نیاز دارد

تجربه جنگ رمضان نشان داد هنر ملی برای عرضه خود به فرم‌های خیابانی نیاز دارد
تجربه جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نشان داد مردم حتی در شرایط استثنایی و خطرناک هم فرهنگ و هنر را از سبد نیاز‌های خود بیرون نمی‌آورند و اگر محتوایی وجود داشته باشد که به درد آنها بخورد و بخشی از مسائل موجود در زندگی‌شان را بازنمایی کند، حتماً به استقبالش می‌روند.

به گزارش مجله خبری نگار، تجربه جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نشان داد مردم حتی در شرایط استثنایی و خطرناک هم فرهنگ و هنر را از سبد نیاز‌های خود بیرون نمی‌آورند و اگر محتوایی وجود داشته باشد که به درد آنها بخورد و بخشی از مسائل موجود در زندگی‌شان را بازنمایی کند، حتماً به استقبالش می‌روند. اجرای کنسرت‌ها، مداحی‌های شورآفرین، فیلم و نمایش‌های گوناگون در بستر خیابان می‌تواند مکملی برای بسته‌های محتوایی تلویزیون رسمی و پلتفرم‌ها باشد و ظرفیت‌های جدیدی را در حوزه جنگ نرم پدید بیاورد. پیش‌تر مشاهده می‌شد خیابان نه محل اجماع، بلکه بستری برای بروز نزاع‌های انتخاباتی و... است؛ به‌طوری‌که اگر راهپیمایی‌های اجماع‌ساز نظیر روز قدس و بیست‌ودوم بهمن را درنظر نگیریم، به‌ناچار باید بگوییم که از امکان و فرصت میدان در مسیر خلق هنری برای وطن تا پیش از حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل در دفاع مقدس دوازده‌روزه بهره‌ای نبردیم و از آن بسیار غافل شدیم. میدان و خیابانی که با عبور از نگاه‌های تنگ‌نظرانه جناحی باید زمینه را برای گردآمدن تمام ایرانیان حول مفهوم «ملت» فراهم آورد تا همه اقشار خود و شکل زیستشان را در آینه هنر ببینند و بیش از پیش در کنار یکدیگر به قدرتمندترشدن پایه‌های تمدنی و فرهنگی ایران کهن فکر کنند. خوشبختانه طیفی از چهره‌های رسانه‌ای، فرهنگی و هنری ما در عرضه هنر خود به‌پای وطنشان در این ایام کم‌کاری نکردند و این رویه را ادامه دادند. حال برای تبدیل این رویه به یک سنت مستمر و دنباله‌دار چه کاری باید انجام داد؟

علی قمصری و صدای سازی که خاموش نشد

«علی قمصری» نوازنده و آهنگ‌ساز موسیقی ملی ایران است. دوستداران این هنر، به‌ویژه آنها که زلف خویش را به جلوه ملی و سنتی موسیقی گره زده‌اند از سال‌ها پیش به‌خوبی او را می‌شناسند. قمصری با آلبوم «نقش خیال» همایون شجریان در نقش آهنگساز و نوازنده ساز‌های تار، عود، سه‌تار و حتی گیتار به‌عنوان استعدادی که می‌تواند راه «حسین علیزاده» و «پرویز مشکاتیان» را ادامه دهد، مطرح شد و تا سال‌ها به فعالیت در این حوزه ادامه داد. اما این حضور میدانی‌اش در جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان بود که آوازه علی قمصری را به بیرون از مرز‌های جغرافیایی کشور کشاند و طیف وسیعی از ایرانیان را که تا پیش از آن با او و هنرش مواجهه‌ای نداشتند با وی آشنا کرد. سوای شناخت بهتر مردم از قمصری، این گستره رسانه‌ای اقدام او بود که بسیار موردتوجه و همچنین تحسین‌های داخلی و خارجی قرار گرفت. این نوازنده دوسال پیش از کنش هنری‌اش در میدان آزادی و نیروگاه برق دماوند در طول دفاع مقدس دوم و سوم، به‌منظور عملی‌کردن پروژه «تار ایرانی» به حاشیه دریاچه ارومیه رفت تا با اجرای ملودی آذربایجانی «سویله سویله» نسبت به خشک‌شدن آن واکنش نشان دهد؛ اقدامی که در آن روز‌ها مورد اشاره تعدادی از رسانه‌ها قرار گرفت تا او برای عملی‌کردن آزمون‌های آینده‌اش در راه وطن‌دوستی دست‌خالی نباشد.

قمصری در روز‌های پایانی دفاع ملی دوازده‌روزه هم تصمیم گرفت با بردن ساز خود به میدان آزادی دینش به ایران و مردم تهران را پرداخت کند، اما شکل واکنش او به خبر هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و برق توسط دولت تروریستی آمریکا در طول جنگ رمضان بود که نگاه بسیاری را به خود جلب کرد. او روز هفدهم فروردین با سازش به نیروگاه برق دماوند رفت تا توجه افکار عمومی جهان را به حفظ زیرساخت‌های حیاتی ایران جلب کند. او در این کار موفق بود و باعث شد تا تعدادی از رسانه‌های جریان‌های اصلی و فرعی این خبر را در بخش‌های ویژه پوشش دهند، حتی «اکسپلوسیومدیا» هم پویش این آهنگساز را در قالب انیمیشن لگویی بازتاب داد، تا بسیاری به اهمیت کار رسانه‌ای پی ببرند. اکنون که در فضای آتش‌بس به سر می‌بریم پویش‌هایی از جنس کاری که علی قمصری در نیروگاه دماوند و میدان آزادی دست داد همچنان به کارمان می‌آید و می‌تواند به اهمیت و نقش بسیاری از زیرساخت‌ها در زندگی شخصی‌مان اشاره کند. یادمان نرود که اهمیت پل B۱ کرج پس از بمباران آمریکا بود که توسط قاطبه مردم درک شد، درحالی‌که تا پیش از آن تعداد کمی از افراد نسبت به ساخت این ابرسازه آگاه بودند، به‌طوری‌که اگر تا پیش‌ازاین حمله، تبلیغات رسانه‌ای و فرهنگی خوبی در این زمینه انجام می‌شد، شاید بسیاری از خارج‌نشینان ناآگاه و همین‌طور بعضی از طرف‌داران و دوستداران غرب سمت آمریکا و اسرائیل برای حمله به کشور خویش قرار نمی‌گرفتند، زیرا بسیاری از اقدامات دشمن با این استدلال پوک توجیه می‌شود که ایران پسا ۵۷ نسبت به دوران رژیم پهلوی پسرفت داشته است، درحالی‌که عکس این قضیه صادق است و بسیاری از حمله‌ها با برساخت رسانه‌ای و قلب معنا توسط رسانه‌های غربی صورت می‌گیرد.

«نیم‌شب» و درایوین سینما

در دوران پاندمی کرونا، «ابراهیم حاتمی‌کیا» فیلم «خروج» را در قالب تجربه به‌تاریخ‌پیوسته «درایوین سینما» یا همان «سینماماشین» در پارکینگ برج میلاد تهران به نمایش درآورد تا خانواده‌ها بتوانند بدون ترس ابتلا به ویروس کرونا، فیلم موردنظرشان را تماشا کنند. این رویکرد البته با فروکش کردن کرونا به پایان رسید، اما با آغاز جنگ رمضان، مسئله نمایش فیلم در فضایی بیرون از اتمسفر سنتی و رایج اکران آثار، یعنی سالن‌های سینما دوباره پیگیری شد و اینبار «محمدحسین مهدویان» با فیلم «نیم‌شب» -که کاملا با شرایط حال حاضر کشور ارتباط برقرار می‌کند- شکل دیگری از تجربه اکران خروج را به مخاطبانش ارائه داد. نیم‌شب، شامگاه جمعه ۲۵ اردیبهشت در اکرانی ویژه بر فراز پل طبیعت به نمایش درآمد تا کارگردان و عواملش با یک تیر دو نشان بزنند. آنها هم اثر خود را تبلیغ کردند و هم در راستای تقویت روحیه ملی اثری را برای عموم به نمایش گذاشتند که شاید در حصار تنگ سالن‌های سینما آن‌طور که باید و شاید ارزشش به چشم نمی‌آمد. این اتفاقات برای تبدیل شدن به فرایندی دائم و همیشگی نیازمند طرح و برنامه و در گام بعد صنعتی شدن مقوله فرهنگ و هنر در ایران هستند. تجربه خیابان و میدان نشان داده که می‌توان از ظرفیت هنر برای قدرت نرم کشور بهره‌های فراوان برد و صرفاً نباید این جنگ و مسائلی مانند آن باشند که جامعه هنری را به تکاپو بیندازند.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

برچسب ها: ایران جنگ هنر
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر