کد مطلب: ۱۱۵۷۵۱۲
|
|
۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۳

از کرباسچی تا نیویورک‌تایمز؛ چرا انگشت اتهام در شکست تفاهم‌نامه به سوی ایران است؟

از کرباسچی تا نیویورک‌تایمز؛  چرا انگشت اتهام در شکست تفاهم‌نامه به سوی ایران است؟
تفاهم‌نامه شکست خورد؛ چرا فقط ایران باید پاسخ‌گو باشد؟ از اختلاف بر سر تنگه هرمز تا ادامه عملیات اسرائیل در لبنان، مجموعه‌ای از عوامل در فروپاشی تفاهم‌نامه مطرح شده‌اند؛ ارزیابی مسئولیت‌ها بدون توجه به رفتار همه طرف‌ها می‌تواند تصویری ناقص ارائه دهد. زیرتیتر اظهارات غلامحسین کرباسچی درباره نقش ایران در شکست تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، در کنار روایت‌های رسانه‌ای خارجی، بار دیگر بحث بر سر مسئولیت طرف‌های مختلف را داغ کرده است؛ بحثی که بدون بررسی نقش آمریکا، ادامه عملیات اسرائیل در لبنان و ترتیب وقایع، تصویر کاملی از ماجرا ارائه نمی‌کند.

به گزارش مجله خبری نگار، با نگاهی به هماهنگی در متهم سازی ایران، یک سئوال اساسی مطرح می‌شود که چرا ضدانقلاب، بیگانه و اصلاح‌طلبان بر یک روایت مقصرنمایی ایران تاکید دارند؟

غلامحسین کرباسچی فعال اصلاح طلب اخیرا در برنامه «به وقت ایران» حضور یافته و عنوان کرده که «اگر سه کشتی را نیرو‌های مسلح مورد هدف قرار نمی‌دادند ایران دست برتر در تفاهم‌نامه را داشت.»

این ادعا در شرایطی است که این اقدام را ایران به صورت واکنشی به نقض مفاد تفاهم‌نامه انجام داد.

در همین راستا، موسسه انگلیسی چتم هاوس به قلم «محسن میلانی»، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی آورده است: «تهران این تفاهم‌نامه را به عنوان یک پیروزی ستود، زیرا زمینه از سرگیری صادرات نفت و لغو بخشی از تحریم‌ها را فراهم می‌کرد، در حالی که برخی ناظران در واشنگتن آن را یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده می‌دانستند.»

این اندیشکده آمریکایی درباره علل بر هم خوردن تفاهم‌نامه نوشت: «ظاهراً، این تفاهم‌نامه به دلیل اختلافات مربوط به هرمز و لبنان از هم پاشید. با این حال، واشنگتن ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که این توافق‌نامه بیش از حد به تهران امتیاز داده و عملاً آن را باطل کرده است. اسرائیل، با این ادعا که امضاکننده آن نبوده است، علیرغم درخواست تفاهم‌نامه برای پایان دادن به عملیات نظامی «در تمام جبهه‌ها، از جمله لبنان»، به حملات علیه حزب‌الله ادامه داد.»

پیشتر نیز «یاشار سلطانی» طی ادعایی عنوان کرده بود که «یک عده‌ای که در پشت صحنه معادلات اقتصادی ایران از جمله فروش نفت هستند (که جامعه آنها را با عنوان تراستی‌ها بیشتر می‌شناسد)، در هفته‌ی تشییع و تدفین امام شهید، به نفتکش‌ها در تنگه هرمز حمله کرده‌اند و باعث فروریختن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد شده‌اند تا منافع اقتصادی خود را دنبال کنند!»

فرناز فصیحی نیز در نیویورک تایمز همین ادعای اصلاح طلبان را مطرح کرده بود.

با نگاهی به این هماهنگی در متهم سازی ایران یک سئوال اساسی مطرح می‌شود که چرا ضدانقلاب، بیگانه و اصلاح‌طلبان بر یک روایت مقصرنمایی ایران تاکید دارند.

اصلاح طلبان ذهن افکار عمومی جامعه را برای اعتمادزدایی از داخل مخدوش می‌کنند، اما وقتی فردی مانند کرباسچی در شرایط چالشی قرار می‌گیرند برای برون رفت از مخاصمه آمریکا علیه ایران راهکاری ندارند و فقط نسخه تسلیم و مذاکره را بدون هیچ قید و شرطی مورد تاکید قرار می‌دهند.

مسئله اصلی در این میان، تفاوت میان نقد تصمیم‌های داخلی و تبدیل کردن ایران به متهم اصلی هر بن‌بست سیاسی است. آمریکا و غرب در تحلیل‌های اصلاح طلبان هیچ جایگاهی ندارد. در موارد مختلف مخصوصا برجام که در انتها اروپا با فعال کردن مکانیسم ماشه آخرین میخ راذبر تابوت ان زد، هنوز اصلاح‌طلبان گروه‌های سیاسی منتقد داخلی را متهم برهم زدن آن می‌کنند.

نقد عملکرد نیرو‌های داخلی، دستگاه دیپلماسی یا بازیگران اقتصادی، زمانی می‌تواند به فهم دقیق‌تر واقعیت کمک کند که بر شواهد روشن، ترتیب زمانی وقایع و ارزیابی متقابل رفتار طرف‌ها استوار باشد.

اما هنگامی که پیش از روشن شدن ابعاد ماجرا، نقش‌آفرینان داخلی به‌عنوان عامل شکست معرفی می‌شوند و تعهدات طرف مقابل در حاشیه قرار می‌گیرد، نتیجه می‌تواند مخدوش شدن ذهن افکار عمومی و کاهش اعتماد به ظرفیت‌های داخلی کشور باشد. موضوعی مه نه تنها هیچ کمکی به کشورمان نمی‌کند بلکه اهداف طرف مقابل را تامین می‌کند، طرفی که میز مذاکره را همواره به عنوان سکوی جنگ و عملیات فریب در یکسال اخیر قرار داده است.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر