کد مطلب: ۱۱۵۷۰۸۶
|
|
۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۸

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان
گزارش‌هایی از جلوگیری از ورود دانش‌آموزان و معلمان محجبه به برخی مدارس جمهوری آذربایجان، واکنش‌های اعتراضی و بحث‌هایی در فضای مجازی برانگیخته است؛ موضوعی که در ایران با تجربه تاریخی سیاست کشف حجاب اجباری در دوره رضاشاه مقایسه می‌شود.

به گزارش مجله خبری نگار، ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان، خاطره سیاست‌های ضدحجاب رضاخان را در ذهن ایرانیان زنده کرده است؛ تجربه‌ای تاریخی که با سرکوب، اعتراضات مردمی و سرانجام بازگشت گسترده زنان به حجاب پس از سقوط رضاشاه همراه شد.

ممانعت از ورود دانش‌آموزان دختر با حجاب اسلامی به مدارس در جمهوری آذربایجان، اخیراً از سوی دولت الهام علی‌اف شدت گرفته؛ اقدامی جنجالی که موجی از اعتراضات مردمی را به دنبال داشته است.

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

اما در میان همه واکنش‌هایی که ایرانیان به این اقدام دولت باکو نشان داده‌اند، تشابه این واقعه با کشف حجاب رضاخان نیز در ذهن تاریخی ایرانیان برجسته است.

یکی از کاربران با اشاره به اقدام اخیر الهام علی‌اف، نوشته: «شما هم مثل من یاد رضاخان افتادید؟».

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

گویا دشمنی رضاخان با حجاب، در ناخودآگاه جامعه ایرانی حک شده است؛ به‌طوری‌که هرگونه محدودیت علیه حجاب اسلامی، می‌تواند یاد این تجربه تلخ تاریخی را بار دیگر زنده کند.

«پیتر آوری» متخصص تاریخ و ادبیات ایران و یکی از محققان کمبریج، در کتاب «ایران مدرن» می‌نویسد: «در ۱۷ دی ۱۳‌۱۴، رضاشاه به اتفاق ملکه و دو دختر بزرگش که بی‌حجاب بودند و لباس اروپایی به تن داشتند، در یکی از دبیرستان‌های تهران حضور یافتند.

از این زمان به بعد بود که حجاب ممنوع اعلام شد. مغازه‌ها اجازه خدمات‌دهی به زنان محجبه را نداشتند و خانم‌های محجبه اجازه نداشتند در خیابان‌ها راه بروند یا از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند. بعضی از خانم‌های مسن تا پس از سال ۱۳‌۲۰ [مصادف با خروج رضا شاه از کشور]دیگر از خانه خارج نشدند». (ایران مدرن، پیتر آوری، صفحه ۲۹۲.)

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

همچنین «نیکی آر کدی» پروفسور بازنشسته تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا و لس‌آنجلس و «یان ریچارد» از اساتید دانشگاه سوربون فرانسه، در کتاب «ایران مدرن: ریشه‌ها و نتایج انقلاب» می‌نویسند: «در سال ۱۹‌۳۶ میلادی به زنان دستور داده شد کشف حجاب کنند و لباس‌های مُد غربی بپوشند. بعضی از زنان، این را معادل برهنه بیرون رفتن می‌دانستند و به دلیل اینکه ژاندارم‌ها گاهی چادر زنان را در خیابان‌ها می‌کشیدند، از ترک خانه خودداری می‌کردند...

بی‌حجابی اجباری زنان ایرانی، در میان تمام سیاست‌های مدرنیزاسیون رضاشاه، یکی از مهم‌ترین سیاست‌هایی بود که باعث عدم محبوبیت او در میان عامه مردم ایران شد». (ایران مدرن، ریشه‌ها و نتایج انقلاب، نیکی آر کدی و یان ریچارد، صفحه ۲۹۲.).

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

اما در برابر اقدامات رضاخان، اعتراضاتی نیز وجود داشت که همه آنها با سرکوب و کشتار شدید از سوی رضاخان مواجه شدند؛ به‌گونه‌ای که «جان فوران» استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده» می‌آورد: «شاه در سال ۱۳‌۱۴ مرتکب جنایت بزرگ‌تری شد.

زمانی که دستور شدت عمل در برابر جمعیت انبوهی را داد که در حرم امام رضا در مشهد گرد آمده بودند و به سخنرانی که به قانون لباس اروپایی و کشف حجاب حمله می‌کرد، گوش می‌دادند. آن روز بین چهارصد تا پانصد نفر کشته و پس از آن افراد دیگر دستگیر، تبعید یا اعدام شدند». (مقاومت شکننده، جان فوران، صفحه ۱۲۶.)

در این میان، یکی دیگر از نکاتی که مورد توجه قرار می‌گیرد، عاقبت رضاخان است. می‌توان گفت رضاشاه به‌عنوان کسی که حجاب را از سر زنان ایرانی برداشت و دستور حمله به حرم امام رضا (ع) را صادر کرد، سرنوشت عبرت‌آموزی برای افرادی که مانند او عمل می‌کنند دارد.

درباره آخرین روز‌های رضاشاه، «حسین فردوست» دوست دوران کودکی محمدرضا پهلوی، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی و رئیس دفتر ویژه اطلاعات در دوره پهلوی دوم، می‌نویسد: «پوست و استخوان شده بود. پشتش خم خورده بود و بدون عصا نمی‌توانست راه برود.

یا به درخت تکیه می‌زد، یا می‌گفت برایش صندلی بیاورند. آخر ارتشش در همان ساعات اولیه‌ای که قوای متفقین به کشور هجوم آورده بودند، به‌کلی از هم پاشید؛ آن‌قدر که سربازان اسلحه‌شان را وسط خیابان و جوی و میدان رها کردند و پا به فرار گذاشتند. با این که فقط دو روز از حمله متفقین می‌گذشت، اما رضاشاه پاک خودش را باخته بود.

آن‌قدر مستأصل شده بود که کار‌های ضد و نقیض و عجیب و غریب انجام می‌داد و راجع‌به هر کاری، حتی با رده‌های پایین مشورت می‌کرد. هر کسی هر چیزی که می‌گفت، تصویب می‌شد. او در ظرف چند روز، خودش را سراسیمه به بندرعباس رساند و با یک کشتی انگلیسی، از ایران گریخت». (برگرفته از ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، صص ۷۲ ـ ۹۷.)

«شما هم یاد رضاخان افتادید؟»؛ ماجرای حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان

پرفسور «محمدقلی مجد» مدرس دانشگاه پنسیلوانیا نیز نوشته: «در نتیجه با ذلت استعفاء داد و برای نجات جانش با یک کشتی انگلیسی از ایران رفت و بقیه عمر خود را تحت حفاظت انگلیس سپری کرد. دفاتر خاطراتی که از آن زمان باقی‌مانده است و همچنین گزارش‌های سفارت آمریکا نشان می‌دهد مردم ایران از رفتن رضاشاه بسیار مسرور بودند». (رضاشاه و بریتانیا، محمدقلی مجد، صص ۲ ـ ۳.)

پس از سقوط تحقیرآمیز رضاخان در ۱۳‌۲۰ «تعداد شگفت‌انگیزی از زنان با اشتیاق دوباره به حجاب رو آوردند و این حجاب به سرعت دوباره به یک منظره معمولی تبدیل شد». (ایران مدرن، پیتر آوری، صفحه ۲۹۲.).

اما نکته جالب در باکو این است که بانوان آذربایجانی با اینکه هنوز الهام علی‌اف نرفته، به‌طور گسترده مقابل دوربین آمده‌اند و حجاب به سر می‌گذارند؛ اقدامی اعتراضی در راستای مخالفت با رویکرد ضد اسلامی دولت باکو در قبال حجاب.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر