کد مطلب: ۱۱۵۵۶۲۲
|
|
۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۹

لندن در مسیر تقابل مستقیم با تهران؛ آیا انگلیس از پیامدهای جنگ با ایران جان سالم به در می‌برد؟

لندن در مسیر تقابل مستقیم با تهران؛ آیا انگلیس از پیامدهای جنگ با ایران جان سالم به در می‌برد؟
با توجه به نقش پایگاه‌های بریتانیایی در پشتیبانی از عملیات آمریکا و متحدانش، افزایش مداخله نظامی لندن می‌تواند هزینه‌های امنیتی و اقتصادی تازه‌ای برای این کشور به همراه داشته باشد.

به گزارش مجله خبری نگار، تغییر دولت استارمر و روی کار آمدن اندی برنهام به‌عنوان نخست‌وزیر در انگلیس فارغ از پویایی‌های داخلی یک تمایل به تشدید مشارکت در جنگ علیه ایران بود. دولت برنهام با متهم کردن ایران به چند اقدام مانند تلاش برای آسیب به یهودیان منچستر و بزرگ‌تر از آن، سعی برای عملیات علیه بمب‌افکن‌های آمریکایی در پایگاه فرفورد، درحال زمینه‌سازی برای مداخله بیشتر است.

لندن می‌تواند هر تصمیمی می‌خواهد بگیرد، همانند تصمیمی که در جنگ ۴۰ روزه واشنگتن گرفت؛ اما اراده تهران در این میان عامل مهم‌تری است. در دور قبل جنگ منطقه‌ای شد و در جنگ آتی به فرامنطقه از جمله مدیترانه کشیده می‌شود. انگلیس در هوای سال‌های پیش از ۱۹۷۱ است؛ اما آسمان ۲۰۲۶، شباهتی به آن دوران نداشته و سنگینی شرایط آمریکا را نیز در برابر یک ۱۹۷۱ خلیج‌فارسی قرار داده است.

شواهد دخالت انگلیس در جنگ

آمریکا در جنگ با ایران از سه منطقه مرتبط با انگلیس استفاده کرد که هر سه ضمن ایفای نقش پشتیبانی، در عملیات‌های مستقیم نیز مشارکت داشتند.

مورد نخست پایگاه‌های موجود در داخل خاک این کشور هستند. برخلاف برخی از کشور‌های عضو ناتو که قادر به اعمال حاکمیت نبوده و واشنگتن در موارد متعددی بدون اجازه آنان تجهیزات وارد و خارج می‌کند، در انگلیس دولت این کشور قادر به مدیریت اقدامات آمریکایی‌هاست. استفاده از پایگاه‌های انگلیسی برای ارسال نیرو و تدارکات به منطقه، پرواز بمب‌افکن‌ها برای بمباران ایران و هاب انتقال انواع هواگرد از آمریکا به منطقه نقش مستقیم پایگاه‌های مستقر در خاک انگلیس برای حمله به ایران را نشان می‌دهد.

مقر دوم، پایگاه آکروتیری قبرس است. این پایگاه محلی برای پرواز جنگنده‌ها، سوخت‌رسان‌ها و بمب‌افکن‌ها بود. ازآنجاکه در حین جنگ به اردن و رژیم صهیونیستی حمله می‌شد، سوخت‌رسان‌های آمریکایی و انگلیسی از خاک قبرس به جنگنده‌های صهیونیست سوخت‌رسانی می‌کردند. به‌زعم دشمن، ایران از حمله به این پایگاه به دلیل ملاحظات خودداری می‌کرد که البته در واقعیت تهران عملکرد متفاوتی داشت.

مورد سوم و مهم جزیره دیه‌گوگارسیا است. این پایگاه برای بمباران با بمب‌افکن‌ها و پشتیبانی دریایی استفاده می‌شد. مهم آنکه با غیرعملیاتی شدن پایگاه‌های آمریکا در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در حین جنگ، آمریکا به استفاده گسترده از بمب‌افکن‌ها در پایگاه‌های دورتر حرکت کرد و ازآنجاکه بهره‌گیری از خاک اروپا دشوار شده بود، دیه‌گوگارسیا نقش مهمی یافت. این پایگاه همچنین در محاصره دریایی نقش دارد؛ زیرا با غیرعملیاتی شدن پایگاه دریایی بحرین و انسداد هرمز، تدارکات‌رسانی به شناور‌های آمریکایی در دریای عرب از سمت این جزیره انجام می‌شود.

در طول جنگ ایران به دو منطقه از این سه منطقه حمله کرد. در اوایل جنگ آکروتیری مورد حمله غافلگیرانه پهپاد‌های شاهد قرار گرفت و آسیب‌های جدی دریافت کرد و در اواخر جنگ، بنا بر ادعای دشمن دیه‌گوگارسیا مورد هجوم موشک‌های بالستیک قرار گرفت. دشمن ادعا می‌کند دو موشک شلیک شدند که یکی ازکارافتاده و در دریا سقوط کرد و دیگری رهگیری و منهدم شد. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعا‌ها، اگر اصل شلیک رخ‌داده باشد چند نکته در آن نهفته است.

نخست آنکه ایران اولین آزمایش قاره‌پیمای خود را نه در میدان تیر که در یک عملیات واقعی انجام داد. دوم، تهران پس از نقطه‌زن کردن و یا نصب کلاهک‌های بارشی بر روی بالستیک میان‌برد و استفاده از آن به‌عنوان سلاح تاکتیکی، در برد‌های بالا و قاره‌پیما نیز به این سمت حرکت کرده است.

سومین نکته، فاصله مشابه دیه‌گوگارسیا با خاک اصلی انگلیس است. این جزیره حداقل ۳ هزار و ۸۰۰ کیلومتر با سواحل ایران فاصله دارد و کمترین فاصله از ایران تا انگلیس نیز تقریباً ۴ هزار کیلومتر است. حمله ادعایی به دیه‌گوگارسیا که متعلق به انگلیس است، احتمالاً هم‌زمان پیام مستقیمی به لندن بوده که این تنها تهران نیست که باید شاهد بمباران باشد.

دخالت دیگر انگلیسی‌ها، استقرار در پایگاه‌های ناتو و آمریکا در منطقه و مشارکت در دفاع از آنها در سراسر منطقه بود. آنها به بهانه دفاع از پایگاه‌های مشترک و دفاع از دولت‌های عربی در سرنگونی پهپاد‌های ایرانی نقش‌آفرینی کردند؛ درحالی‌که این پهپاد‌ها به دنبال هدف قراردادن کانون‌های تهاجم به ایران و حفظ جان و مال مردم و تأمین امنیت آنها بودند. به عبارتی انگلیس قصد داشت مانع نابودی جنگنده‌های آمریکایی و باند‌های پروازی شود تا واشنگتن بتواند بمباران ایران را ادامه دهد.

به طور خلاصه ارائه پایگاه در سه‌نقطه تحت کنترل انگلیس از جمله خاک این کشور، نقش‌آفرینی در پشتیبانی، انتقال و عملیات مستقیم و همچنین مشارکت در سوخت‌رسانی و دفاع از متحدان آمریکا در حین جنگ، شواهد دخالت انگلیس در جنگ هستند؛ ایران نیز با حملاتی که دشمن ادعا کرده به آکروتیری قبرس و دیه‌گوگارسیا انجام شده، واکنش نشان‌دادن مستقیم به انگلیس را پایه‌گذاری کرده است.

استقرار نظامی مستقل

مرز‌های منطقه عربی و خلیج‌فارس تا حد زیادی تحت‌تأثیر طراحی و مداخله انگلیس کشیده شده، اما این کشور در سال ۱۹۷۱ از منطقه خارج شده و آمریکا جایگزین آن شد. بااین‌حال انگلیس در دهه ۲۰۱۰ بازگشت تدریجی به منطقه را شروع کرده و توسعه داد؛ زیرا ادعا می‌شد، لندن گزینه یک جایگزینی مجدد با واشنگتن است. در ادامه به پایگاه‌های نظامی مستقل انگلیس در اطراف ایران اشاره می‌شود که در صورت مداخله سطح بالاتر لندن در تهاجم احتمالی به ایران، قطعاً ضربات سرنوشت‌سازی دریافت می‌کنند.

۱. پایگاه دریایی مستقل جفیر در بحرین

استقرار انگلیس در پایگاه مستقل نظامی از سال ۲۰۱۸ در منطقه ازسرگرفته شد. نخستین پایگاه دائمی این کشور جفیر نام دارد و در بندر سلمان بحرین مستقر است. پایگاه‌های دریایی بحرین حملات ایرانی را در جنگ تجربه کردند.

۲. پایگاه دریایی مستقل الدقم در عمان

این پایگاه یک وظیفه و یک ویژگی مهم دارد. از نظر وظیفه پایگاه مزبور برای تدارکات و پشتیبانی از ناوگروه‌های بزرگ شامل ناو‌های هواپیمابر طراحی شده است. انگلیس دو ناو هواپیمابر از کلاس جدید ملکه الیزابت در حال ساخت دارد که ابعاد بزرگی داشته و نسبت به ناو‌های مدل قبلی، قابلیت‌های عملیاتی بسیار گسترده‌ای دارند. این ناو‌ها قادر به حمل ۵۰ جنگنده‌اند که تقریباً ۷۰ تا ۸۰ درصد ناو‌های آمریکایی است. لندن برای این دو ناو نمونه ناونشین اف-۳۵ را که از سری سی است، سفارش داده. آمادگی برای استقرار ناو هواپیمابر در دریای عمان ازآن‌جهت مهم است که مشهور شده با کاهش تمرکز آمریکا بر غرب آسیا برای تمرکز بر شرق این قاره و مهار چین، متحدان آمریکا تحت رهبری انگلیس در منطقه فعالیت خواهند کرد و رژیم صهیونیستی نیز گرچه تمایل به جایگزینی کامل خود به‌جای آمریکا دارد؛ اما زیر لوای لندن فعالیت‌های خود را توسعه خواهد داد. ویژگی مهم این پایگاه و مجموعه‌های اطراف آن انتقال بزرگ‌ترین مجموعه آموزشی انگلیس در خارج از این کشور به الدقم است.

پایگاه «سفیلد» در ایالت آلبرتای کانادا، یک سال پس از خروج انگلیس از خلیج‌فارس، از سال ۱۹۷۲ مورداستفاده نیرو‌های انگلیسی بوده و بزرگ‌ترین پایگاه آموزشی انگلیس خارج از این کشور به شمار می‌رفت. این خود یک نشانه از بازگشت و اولویت یافتن منطقه برای لندن است.

گرچه عمان به دلیل مواضع مسئولانه و تلاش برای عدم دخالت در جنگ در حین جنگ ۴۰ روزه به طور رسمی مورد حمله قرار نگرفت؛ اما ایران در جریان زد و خورد‌های بعدی بندر الدقم را که در پشتیبانی از شناور‌های دشمن نقش داشت، هدف قرار داد.

۳. مرکز هوایی مستقل در پایگاه منهاد امارات

انگلیس از سال ۲۰۲۴، مرکز مستقل هوایی خود در پایگاه منهاد در دبی را فعال کرده است. حضور در منهاد، اما به معنای فعالیت مشترک نیست. در برخی موارد، آمریکا و غرب در ظاهر پایگاه مشترک با دولت میزبان دارند که امارات و عربستان سعودی در این زمره قرار دارند؛ اما در بحرین، قطر و کویت وضعیت متفاوت است. این پایگاه بار‌ها هدف حمله ایران در جنگ و پس از آن بوده‌اند.

۴. پایگاه هوایی آکروتیری قبرس

پایگاه هوایی آکروتیری قبرس به انگلیس تعلق دارد و در صورت ضرورت ضمن اعزام هواگرد‌های بیشتری از این کشور به پایگاه مزبور، هواگرد کشور‌هایی مانند آمریکا و انگلیس نیز برای عملیات می‌توانند در آن مستقر شده و یا از آن تدارکات دریافت کنند. این پایگاه همچنین پایگاه رزرو برای درامان‌ماندن هواگرد‌های رژیم صهیونیستی از حملات بوده و یک هاب برای ارسال کمک‌های فوری هوایی و دریایی به فلسطین اشغالی است. پایگاه مزبور که پیش‌ازاین توسط مقاومت لبنان تهدید شده بود، گفته می‌شود در جنگ مورد حمله ایران قرار گرفته است.

پایگاه‌های مشترک با آمریکا و ناتو

تقریباً هرجا که در منطقه آمریکایی‌ها حضور دارند، انگلیسی‌ها هم هستند؛ اما حدشان مشخص است. این حضور هرچند محدود و معین دلایلی دارد. نخست، تمایل آمریکا به ائتلاف‌سازی است تا حضور خود در مناطق مختلف را مشروع، کم‌هزینه و در قالب همکاری نشان دهد. تشکیل ائتلافی از ۸۶ کشور برای مقابله با داعش و استقرار در خاک عراق، تقریباً بازتولید ائتلافی بود که برای اشغال عراق در ۲۰۰۳ شکل گرفت و در ۲۰۱۴ به پایان رسید. در غیر این صورت مبارزه با یک گروه تروریستی نیازمند ده‌ها کشور نبود. عامل دوم تمایل آمریکا به حضور انگلیسی‌ها در کنارشان طی پروژه‌های بزرگ به دلیل شناخت و تجربه این کشور از منطقه است. این تمایل به معنی دخالت‌دادن لندن در تمام معادلات نیست؛ چه اینکه آمریکا پس از اشغال افغانستان و حضور نیرو‌های انگلیسی در این کشور و اداره کامل برخی استان‌های مهم مانند هلمند، قصد داشت لندن را از معادلات کلان پس از آن کنار بگذارد. به‌زعم واشنگتن، لندن در همان هلمند سهم متناسب با وزن خود را گرفته بود و لیاقت بیش از آن را نداشت. مسئله سوم، ایجاد آمادگی در انگلیس برای جایگزینی با آمریکاست که باعث شده آنها در همه نقاط مهم باشند. به‌عنوان‌مثال انگلیس در پایگاه العدید، مرکز عملیات هوایی سنتکام حضور دارد و در پایگاه‌های اردن که در اختیار ناتوست، فعالیت می‌کند. در مقابل، اما در بخش بزرگی از پایگاه‌ها حضور ندارد. این امر فارغ از مخالفت‌های آمریکا، دلایل خاص خود را هم دارد. یک دلیل، عدم برخورداری انگلیس از آن میزان تجهیزاتی است که بتواند در همه این پایگاه‌ها مستقر شود. دلیل دوم، تشخیص این امر است که چنین حضوری طبق منافع انگلیس نیست و اگر هم نیازی به فعالیت باشد، همان تحرکات آمریکا و هزینه این کشور کافی است. مورد سوم، بدنامی انگلیسی‌ها در منطقه به دلیل سابقه استعماری است.

مستشاران نظامی

انگلیسی‌ها سلاح‌های زیادی در منطقه فروخته‌اند که مستشاران نظامی‌شان برای بهره‌برداری از آنها، در خاک دولت‌ها حضور دارند. عربستان ۷۲، کویت ۲۸، قطر ۲۴ و عمان ۱۲ جنگنده یوروفایتر تایفون را تحویل گرفته یا در سفارش دارند. این جدای از برخی تسلیحات دیگر است. پایگاه‌های ملک فهد در طائف عربستان، سالم الصباح در کویت، دخان و العدید در قطر و ادم در عمان میزبان این جنگنده‌ها و تأسیسات نگهداری هستند. در عربستان به تبع نوع قرارداد و تعداد، تأسیسات انگلیسی بیشتری وجود دارد. همچنین اخیراً کویت قرارداد قابل‌توجه ۴۸۹ میلیون‌دلاری برای خرید تجهیزات ضدپهپاد با انگلیس منعقد کرده است.

فعالیت اقتصادی

فعالیت شرکت انرژی بریتیش‌پترولیوم در میادین کرکوک و رمیله عراق، نفت عمان و آذربایجان و زنجیره نفتی سعودی، سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد و حاشیه سود بالا برای انگلیس به دنبال دارد. امارات یکی از مراکز اصلی فعالیت بانک‌ها، شرکت‌های مشاوره اقتصادی، فعالیت فرودگاهی و به‌ظاهر دانشگاهی، بیمه و شرکت‌های فناور انگلیسی است. این شرکت‌ها در خاک دیگر دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس نیز مستقرند. اگر انگلیس در جنگی وارد شود که زیرساخت‌های ایران در آن هدف قرار گیرند، میادین فعالیت شرکت‌های نفتی انگلیس به آتش کشیده شده و ظرفیت حضور این کشور در زنجیره انرژی منطقه از بین می‌رود تا هنگامی که تهران مجدداً تنگه هرمز را گشود، لندن چیزی حتی در حد قایق برای عبوردادن در دستش نمانده باشد.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر