کد مطلب: ۱۱۱۲۲۶۸
|
|
۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷

نگاهی به کارنامه درخشان ایرج خواجه‌امیری، مشعل دار موسیقی ایران از قبل از انقلاب

نگاهی به کارنامه درخشان ایرج خواجه‌امیری، مشعل دار موسیقی ایران از قبل از انقلاب
موسیقی‌دانانِ بزرگ او را «متر و معیار» آوازِ ایران نامیدند؛ محمدرضا شجریان بر این گوهر مهر تأکید نهاد که: «صدای ایرج در تاریخِ آوازخوانی، متر و معیار است؛ هرکس بخواهد اوجِ حنجره را وصف کند، می‌گوید: صدا شبیهِ صدای ایرج.» تحریرهایِ دقیق، صلابتِ مردانه و اقتدار در دستگاه‌های شور و اصفهان، او را به اسطوره‌ای بدل کرد که نسل‌ها با آوازش نفس کشیدند.

به گزارش مجله خبری نگار،حسین خواجه‌امیری، همان که موسیقی ایران او را با نام جاودانهٔ «ایرج» شناخت، در ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، پس از سال‌ها دست‌وپنجه نرم‌کردن با رنجِ پیری و بیماری، در ۹۴ سال‌گی سر بر آستانِ ابدیت نهاد. خبری که سال‌ها، چون شایعه بر لب‌ها می‌چرخید، اکنون با تأیید رسمی، بر سنگینیِ ماتم نشاند. صدای شش‌دانگ او که روزگاری مظهرِ قدرتِ بی‌بدیلِ حنجرهٔ انسان بود، خاموش شد؛ امّا بازتابِ آن، در هزارتوی خاطراتِ نسل‌ها، بی‌پایان می‌پیچد.

او که در ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآبادِ نطنز، در دامانِ خاندانی هنرمند چشم گشود، از نَسْلِ ملا میرزا، خوانندهٔ دربار ناصری، و فرزندِ نعمت‌الله، استادِ ردیف‌دان، ریشه در ژرفای موسیقی داشت. از تعزیه و مکتبِ پدر به درآمد، نزد ابوالحسن صبا جانِ سخن گرفت، و با نامِ مستعار «ایرج» از سدِّ قیودِ نظامی گذشت تا حنجره‌اش در رادیو طنین‌انداز شود. از ۱۳۳۶ که در برنامهٔ ماندگارِ گل‌ها درخشید، در بیش از ۲۱۳ برنامه، آواز را از انحصارِ خواص بیرون کشید و آن را به تار و پودِ ذائقهٔ عمومی دوخت. پیش از انقلاب، جانِ ۱۰۵ فیلمِ فارسی با ترانه‌های او دمید؛ پس از آن، آلبوم‌هایی، چون «پرنده»، «شب بارانی»، «نیاز»، «گل من»، «گلدون بی‌گل»، «سنگ صبور»، «قصه زندگی» و «من و استاد» رسالتِ او را تداوم بخشیدند.

موسیقی‌دانانِ بزرگ او را «متر و معیار» آوازِ ایران نامیدند؛ محمدرضا شجریان بر این گوهر مهر تأکید نهاد که: «صدای ایرج در تاریخِ آوازخوانی، متر و معیار است؛ هرکس بخواهد اوجِ حنجره را وصف کند، می‌گوید: صدا شبیهِ صدای ایرج.» تحریرهایِ دقیق، صلابتِ مردانه و اقتدار در دستگاه‌های شور و اصفهان، او را به اسطوره‌ای بدل کرد که نسل‌ها با آوازش نفس کشیدند.

جاودانه‌ترین میراث او:

از میان بیش از دو هزار اثرِ او، اینها در ضمیرِ جمعی نقش بسته‌اند:

• ترانه‌های ماندگارِ فیلم‌هایی، چون گنج قارون، که صدای او بر قامتِ بازیگران نشست.

• تصنیف‌های برنامهٔ گلها، چون برگ سبزِ ۴۳ در دستگاه شور ـ ابوعطا با آهنگ‌سازی علی تجویدی.

• شاهکار‌هایی که در گوشِ زمانه نشسته: «من یک پرنده‌ام»، «پرنده»، «شب بارانی»، «نیاز»، «گل من»، «گلدون بی‌گل»، «قصه زندگی».

• همکاری با گوگوش، حمیرا، مهستی، هایده، پوران، الهه، و آثار متأخری که در آنها فلسفهٔ «دنیا دو روزه» را سرود.

مکتبِ آوازیِ ایرج:

او تنها خواننده نبود؛ بنیان‌گذارِ آموزشگاه «آوای ایرج» و پرورش‌دهندهٔ شاگردانی بود که نامش را زنده نگاه داشتند. امیر احسان فدایی، علی معزی که سال‌ها تدریسِ آوازِ اصیل را در این آموزشگاه بر عهده داشت، و علی شیرازی که از دور، مجذوبِ سبکش شد. حتی فرزندش احسان خواجه‌امیری، اگرچه راهِ موسیقیِ پاپ را برگزید، اما وام‌دارِ درس‌های پدر بود.

ایرج بزرگ بود؛ چون صدایش نه فقط حنجره، که پلی بود میان لطافتِ عاشقانه و صلابتِ مردانه، میان اصالتِ دستگاهی و دل‌پذیریِ عمومی. از رادیوِ گل‌ها تا پردهٔ نقر‌های سینما و سالن‌های امروز، او مشعلِ آوازِ ایرانی را بالا نگاه داشت. امروز، با رفتنش، چیزی که می‌ماند فقط نوار‌های ضبط‌شده نیست؛ معیار‌بودن اوست. صدایی که حتی در سکوتِ تختِ بیمارستان و روز‌های واپسین، یادآور شکوه و شورِ این سرزمین بود. دوستداران موسیقی، امروز نه فقط برای آرامشِ او که برای حفظِ آن معیارِ همیشگی دعا می‌کنند؛ میراثی که تا تاریخِ آوازِ ایران زنده است، در دلِ خاموشیِ ابدی، فریادگرِ جاودانگی خواهد ماند.

برچسب ها: موسیقی خواننده
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر