کد مطلب: ۱۰۶۸۸۱۰
|
|

تعریف و تمجید‌های بهاره افشاری از مهمان جدید برنامه اش، به دلیل حفظ اصالت و طبیعی بودن چهره اش!

تعریف و تمجید‌های بهاره افشاری از مهمان جدید برنامه اش، به دلیل حفظ اصالت و طبیعی بودن چهره اش!
در روز‌هایی که تب جراحی‌های زیبایی در میان بازیگران بالا گرفته و به نوعی اصالت چهره‌ها را تحت تأثیر قرار داده است، گفت‌وگوی صمیمانه بهاره افشاری و سوگل خلیق توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است. بهاره افشاری با تمجید ویژه از اصالت و سادگی چهره سوگل خلیق، او را یکی از بازیگران منحصر‌به‌فرد و کاریزماتیک سینمای ایران دانست.

به گزارش مجله خبری نگار،، فرم خاص بینی و استخوان‌بندی چهره سوگل خلیق، یادآور تندیس‌ها و پرتره‌های اصیل باستانی است؛ ویژگی منحصربه‌فردی که به نظر می‌رسد میراثی زنده و ارزشمند از گذشته‌های دور باشد. در دوره و زمانه‌ای که معیار‌های مدرن زیبایی همه چهره‌ها را با ژل و بوتاکس به سمتی یک‌شکل و تکراری برده‌اند، حفظ این آناتومی کلاسیک و طبیعی، نوعی اصالت تاریخی و هویت تصویری به او بخشیده است.

افشاری با اشاره به اینکه خلیق هیچ‌گونه دستکاری یا عمل زیبایی روی صورت خود انجام نداده، این ویژگی را در دوره و زمانه کنونی «شگفت‌انگیز» توصیف کرد.

در ادامه متن کامل این گفت‌وگوی پرنکته و صمیمی آمده است:

بهاره افشاری: تو خیلی صورت یونیک و خاصی داری. واقعاً دوست دارم راجع به صورتت با هم حرف بزنیم؛ برای اینکه تو اصلاً هیچ کاری روی صورتت نکردی و این واقعاً شگفت‌انگیزه! یک کاریزمایی داری—نه واقعاً برای اینکه الان اینجا روبروی من نشستی و رفیقمی، همیشه این رو پشت سرت هم گفتم و می‌تونی بپرسی—یک کاریزمایی داری که از جنس خودته. ادا و اصول‌ها و همه چیزت از جنس خودته؛ یعنی خیلی خاصی. ما شبیه تو رو نداریم، حداقل الان نداریم.

بهاره افشاری در ادامه افزود: به نظر من تو باید خیلی زودتر از اینها دیده می‌شدی. یعنی من اگر مثلاً یک کارگردان تئاترِ برو و بیا بودم، همان سال‌های ۷۷ یا ۹۰ اینها، تو رو کشفت می‌کردم و تبدیل به یک ستاره می‌شدی. خودت فکر می‌کنی آدم کم‌شانسی بودی؟

سوگل خلیق در پاسخ به این تحسین گفت: من فکر می‌کنم اتفاقاً یکی از خوش‌شانس‌ترین‌ها بودم! همان زمانی که تئاتر کار می‌کردم، هر اتفاقی که بعدش برایم افتاد، من فکر می‌کنم خوش‌شانس بودم و اجحافی در حقم نشده است. از روندی که آمدم جلو، تا الان خودم خیلی راضی بودم. یک موقع‌هایی منتظر چیزی نبودم، اما اتفاق افتاده و کار کردم.

تمایل روزافزون به جراحی‌های زیبایی و شبیه‌سازی چهره‌ها در عصر حاضر، بیش از آنکه یک انتخاب فردی باشد، ریشه در روان‌شناسی توده و فشار‌های ساختاری رسانه‌های مدرن دارد. در جامعه‌ای که زیر سایه فیلتر‌های اینستاگرامی و معیار‌های تجاری‌شده‌ی زیبایی قرار دارد، «استانداردسازی صورت» به ابزاری برای کسب تایید اجتماعی و فرار از اضطرابِ دیده‌نشدن تبدیل شده است. این تکرار افراطی و هم‌شکل‌سازی، به‌مرور زمان مفهوم «زیبایی» را از یک امر کیفی، متنوع و کاریزماتیک، به یک فرمول کمی و مهندسی‌شده تقلیل می‌دهد؛ جایی که اصالت و خطوط منحصر‌به‌فرد چهره (که شناسنامه ژنتیکی و تاریخی هر فرد هستند) قربانی یک جذابیت مصنوعی، موقت و بی‌هویت می‌شوند. در این میان، چهره‌های دست‌نخورده و نچرال عملاً به یک بیانیه اعتراضی خاموش علیه این یکنواختی مدرن بدل شده‌اند.

به نظر شما رسانه‌ها و سینما چقدر می‌توانند در تغییر این موج و بازگرداندن ارزش به چهره‌های طبیعی نقش داشته باشند؟

برچسب ها: بازیگر بازیگر زن
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر