کد مطلب: ۱۰۵۷۱۴۲
|
|
۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۹

فارن پالیسی: ایران با میم، لگو و هوش مصنوعی، رسانه را فتح کرد

فارن پالیسی: ایران با میم، لگو و هوش مصنوعی، رسانه را فتح کرد
نشریه آمریکایی فارن‌پالیسی در گزارشی تحلیلی درباره عملکرد رسانه‌ای ایران در جریان جنگ رمضان نوشت که تهران هم‌زمان با تقابل نظامی با آمریکا و اسرائیل، در میدان دیگری نیز موفق شده برتری قابل توجهی به دست آورد؛ میدان «روایت، فضا و احساسات» در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: نشریه آمریکایی فارن‌پالیسی در گزارشی تحلیلی درباره عملکرد رسانه‌ای ایران در جریان جنگ رمضان نوشت که تهران هم‌زمان با تقابل نظامی با آمریکا و اسرائیل، در میدان دیگری نیز موفق شده برتری قابل توجهی به دست آورد؛ میدان «روایت، فضا و احساسات» در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی.

ایران به «شخصیت اصلی اینترنت» تبدیل شده است

این گزارش تأکید می‌کند جمهوری اسلامی با استفاده از ویدئو‌های طنزآمیز لگویی، میم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، شیت‌پست‌ها و محتوای طراحی‌شده برای وایرال‌شدن در شبکه‌های اجتماعی، ظرف کمتر از ۱۰۰ روز از یک «دولت منزوی» به «شخصیت اصلی اینترنت» تبدیل شده است. فارن‌پالیسی می‌نویسد در حالی که واشنگتن همچنان درگیر مدیریت جنگ نظامی است، ایران موفق شده بخش مهمی از نبرد ادراکی و احساسی فضای مجازی را به نفع خود تغییر دهد.

تهران چگونه نبرد روایت‌ها را مدیریت کرد؟

این نشریه آمریکایی در ادامه گزارش خود می‌نویسد دولت ترامپ نیز همانند ایران از محتوای وایرال، میم‌ها و ابزار‌های رسانه‌ای جدید استفاده می‌کند، اما تفاوت اصلی در موقعیت دو طرف است.

به نوشته فارن‌پالیسی، آمریکا در جایگاه «قدرت بمباران‌کننده» قرار دارد و همین مسئله باعث می‌شود پروپاگاندای دیجیتال واشنگتن نتواند همدلی عمومی مشابهی ایجاد کند.

در مقابل، ایران توانسته با ترکیب احساسات، طنز، کنایه و روایت قربانی‌بودن، خود را در موقعیت طرفی قرار دهد که در حال پاسخ‌دادن به تجاوز است؛ مسئله‌ای که به گفته این گزارش، اثرگذاری احساسی محتوای ایرانی را چند برابر کرده است. فارن‌پالیسی تأکید می‌کند تهران نه‌تنها روایت جنگ را مدیریت کرده، بلکه موفق شده احساسات ضدآمریکایی موجود در فضای آنلاین را نیز به نفع خود سازمان‌دهی کند.

«روایت پیروزی»؛ ویدئویی که به نماد جنگ رسانه‌ای تبدیل شد

این گزارش، ویدئوی لگویی «روایت پیروزی» را مؤثرترین قطعه پروپاگاندای سال ۲۰۲۶ توصیف می‌کند؛ ویدئویی که توسط رسانه دولتی ایران منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی داشت. در این ویدئو، نسخه لگویی دونالد ترامپ با تحریک بنیامین نتانیاهو و شیطان، موشکی به یک مدرسه دخترانه شلیک می‌کند.

سپس یک سرباز ایرانی در حالی که کوله‌پشتی باقی‌مانده از دانش‌آموزان را در آغوش گرفته، حملات تلافی‌جویانه را آغاز می‌کند. فارن‌پالیسی می‌نویسد این ویدئو از حمله واقعی به مدرسه میناب ــ که بیش از ۱۰۰ کشته، عمدتاً دختران دانش‌آموز، بر جای گذاشت ــ به‌عنوان «لنگر احساسی» استفاده کرده و تلاش می‌کند اندوه عمومی را به احساس مشروعیت برای پاسخ نظامی تبدیل کند.

این نشریه می‌افزاید مجموعه ویدئو‌های بعدی نیز با استفاده از موسیقی سینمایی، ضرب‌آهنگ تله و تصاویر هوش مصنوعی، همین الگو را توسعه داده و در کنار آن فساد اخلاقی آمریکا و پرونده‌هایی مانند اپستین را نیز وارد روایت رسانه‌ای کرده‌اند.

چرا محتوای لگویی ایران مؤثر شد؟

فارن‌پالیسی در تحلیل علت موفقیت این قالب رسانه‌ای می‌نویسد که ساختار طنزآلود و بازی‌گونه محتوای لگویی، مخاطب را از موضع تدافعی خارج می‌کند.

در این گزارش آمده است: «لگو به مغز می‌گوید بازی کن و موسیقی به بدن می‌گوید احساس کن؛ بنابراین تا زمانی که پیام سیاسی منتقل شود، سیستم بررسی انتقادی ذهن هنوز فعال نشده است.»

به نوشته این نشریه، همین مسئله باعث می‌شود پیام سیاسی بدون مقاومت ذهنی شدید وارد فضای احساسی مخاطب شود. فارن‌پالیسی تأکید می‌کند قدرت اصلی این محتوا نه در استدلال سیاسی، بلکه در ایجاد حس، فضا و واکنش احساسی نهفته است.

یک میلیارد بازدید در کمتر از دو ماه

این گزارش با استناد به داده‌های مؤسسه گفت‌وگوی استراتژیک می‌نویسد حساب‌های دیپلماتیک ایران طی ۵۰ روز به بیش از یک میلیارد بازدید دست یافته‌اند؛ رقمی که ۱۴ برابر بیشتر از دوره پیش از جنگ بوده است.

براساس این گزارش، ویدئوی هوش مصنوعی عیسی مسیح که به ترامپ سیلی می‌زند، حدود ۲۴ میلیون بازدید داشته و ویدئوی ترامپ در نقش خواننده تصنیف «محاصره» نیز حدود ۸.۸ میلیون بار دیده شده است.

فارن‌پالیسی می‌نویسد بخش مهمی از موفقیت رسانه‌ای ایران ناشی از آن است که محتوای تولیدشده به‌خوبی «دستور زبان میم آمریکایی» را می‌شناسد.

به نوشته این گزارش، مدل‌های هوش مصنوعی مورد استفاده ایران بر پایه فرهنگ اینترنتی غرب آموزش دیده‌اند و به همین دلیل محتوای ایرانی به‌صورت طبیعی در فضای میم‌ها و شوخی‌های آنلاین غربی ادغام می‌شود.

هدف ایران تغییر ذهن‌ها نیست؛ تصاحب توجه است

فارن‌پالیسی تأکید می‌کند موفقیت رسانه‌ای ایران الزاماً به معنای تبدیل مخاطبان جهانی به حامیان جمهوری اسلامی یا رهبر انقلاب اسلامی نیست. این نشریه می‌نویسد تهران بیش از آنکه به‌دنبال تغییر کامل عقاید سیاسی کاربران باشد، بر تصاحب توجه، هدایت احساسات و شکل‌دهی فضای روانی تمرکز کرده است.

این گزارش به نقل از یکی از پژوهشگران رسانه‌های اجتماعی می‌نویسد: «لازم نیست ذهن مخاطب را تغییر دهید؛ کافی است توجه او را به دست بگیرید.» فارن‌پالیسی می‌افزاید محتوای تولیدشده توسط ایران به‌قدری با فضای طبیعی اینترنت و فرهنگ میم‌ها هم‌جنس شده که بسیاری از کاربران، آن را نه به‌عنوان پروپاگاندا، بلکه به‌عنوان بخشی از سرگرمی روزمره فضای مجازی مصرف می‌کنند. به تعبیر این نشریه، «پروپاگاندا دیگر پنهان نمی‌شود؛ بلکه با محیط اطرافش یکی می‌شود.»

شیت‌پستینگ؛ ابزار جدید دیپلماسی ایران

فارن‌پالیسی در ادامه گزارش خود می‌نویسد آنچه پیش‌تر در فضای مجازی «شیت‌پستینگ» یا انتشار پست‌های کنایه‌آلود و تحریک‌آمیز نامیده می‌شد، اکنون به بخشی از ابزار دیپلماسی دیجیتال ایران تبدیل شده است.

این گزارش به نمونه‌ای اشاره می‌کند که پس از ادعای ترامپ درباره کنترل مشترک تنگه هرمز با آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شد.

در آن مقطع، سفارت ایران در آفریقای جنوبی تصویری از یک فرمان اسباب‌بازی در کنار فرمان واقعی کشتی منتشر کرد و به‌صورت کنایه‌آمیز این ادعای ترامپ را به سخره گرفت. فارن‌پالیسی می‌نویسد دیپلمات‌های ایرانی توانسته‌اند از سرعت، آشفتگی و منطق خاص شبکه‌های اجتماعی به نفع خود استفاده کنند.

تفاوت ایران با «گرگ‌های جنگی» چین

این نشریه آمریکایی در بخش دیگری از گزارش خود، عملکرد رسانه‌ای ایران را با دیپلماسی موسوم به «گرگ‌های جنگی» چین مقایسه می‌کند. فارن‌پالیسی می‌نویسد دیپلماسی رسانه‌ای چین معمولاً پس از ایجاد خشم، در متقاعدسازی شکست می‌خورد؛ اما ایران مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است.

به نوشته این گزارش، تهران به‌جای آنکه اجازه دهد مخاطب به ایران بخندد، تلاش کرده مخاطب را بخنداند و از همین مسیر، روایت سیاسی خود را منتقل کند. این نشریه تأکید می‌کند کاخ سفید همچنان درگیر جنگ فرهنگی داخلی آمریکاست، اما ایران مستقیماً افکار عمومی جهانی را هدف قرار داده است.

پروپاگاندایی که بدون منبع پخش می‌شود

فارن‌پالیسی در پایان گزارش خود می‌نویسد محتوای رسانه‌ای ایران به‌گونه‌ای طراحی شده که به‌سرعت تکه‌تکه، بازنشر و بازتولید شود؛ بدون آنکه حتی منبع اولیه آن مشخص بماند.

این نشریه تأکید می‌کند اسکرین‌شات‌ها، پاسخ‌ها، ریمیکس‌ها و فرمت‌های مختلف این محتوا، همگی قابلیت تبدیل‌شدن به میم‌های مستقل را دارند و همین مسئله باعث شده کاربران واقعی به مهم‌ترین عامل انتشار آنها تبدیل شوند.

فارن‌پالیسی در جمع‌بندی نهایی خود می‌نویسد ابزار‌های سنتی مقابله با پروپاگاندا ــ از جمله فکت‌چک، شناسایی حساب‌های جعلی و برچسب‌گذاری محتوای هوش مصنوعی ــ در برابر این مدل جدید جنگ رسانه‌ای کارایی محدودی دارند؛ زیرا این محتوا‌ها الزاماً مبتنی بر دروغ یا فریب مستقیم نیستند، بلکه بر طنز، احساسات، فضای فرهنگی اینترنت و وایرال‌شدن طبیعی تکیه دارند. این نشریه آمریکایی در پایان تأکید می‌کند: «ایران در این جنگ نه با دروغ، بلکه با طنز، کنایه و احساسات پیروز می‌شود.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر