کد مطلب: ۱۰۵۵۹۶۱
|
|
۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۵

تشدید احتمالی فشار نظامی علیه ایران؛ تکرار همان اشتباه قبلی

تشدید احتمالی فشار نظامی علیه ایران؛ تکرار همان اشتباه قبلی
دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان) در صفحه اجتماعی ایکس نوشت: پیش از حمله دوباره به ایران: واشنگتن دوباره در حال تکرار همان اشتباه است.

به گزارش مجله خبری نگار، دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان) در صفحه اجتماعی ایکس نوشت: پیش از حمله دوباره به ایران: واشنگتن دوباره در حال تکرار همان اشتباه است.

در واشنگتن و تل‌آویو دوباره صدا‌هایی بلند شده که خواستار تشدید فشار نظامی بر ایران هستند. منطق این رویکرد آشناست: افزایش فشار، تضعیف تهران، گرفتن اهرم‌های قدرتش و وادار کردن حکومت ایران به بازگشت به میز مذاکره در موقعیتی ضعیف‌تر. اما مشکل اصلی این نظریه این است که قبلا بار‌ها امتحان شده و نتیجه نداده؛ ایران تسلیم نشده است.

این ناکامی نه به این دلیل است که تحریم‌ها، عملیات پنهانی یا حتی حملات نظامی نتوانسته‌اند به اقتصاد و ساختار ایران آسیب بزنند؛ برعکس، همه این ابزار‌ها هزینه‌های سنگینی به ایران تحمیل کرده‌اند. اقتصادش ضربه خورده، شبکه منطقه‌ای‌اش تضعیف شده و فشار‌های سیاسی و امنیتی بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. با این حال، هیچکدام از اینها به تسلیم راهبردی که برخی سیاست‌گذاران تصور می‌کردند منجر نشده است.

دلیل اصلی این موضوع به درک متفاوت حکومت ایران از ماهیت خودش برمی‌گردد. از نگاه جمهوری اسلامی، موضوعاتی مثل برنامه موشکی، شبکه نیرو‌های نیابتی، توان هسته‌ای یا حتی کنترل مسیر‌های راهبردی مانند تنگه هرمز، ابزار‌های قابل معامله نیستند؛ بلکه بخش‌های هویتی و بقا‌یی این نظام محسوب می‌شوند. بنابراین، کنار گذاشتن آنها در نگاه تهران سازش نیست، بلکه تسلیم تلقی می‌شود.

همین تفاوت دیدگاه توضیح می‌دهد که چرا حتی درگیری‌های نظامی طولانی مدت هم نتوانسته ایران را از خطوط قرمز اصلی‌اش عقب براند، و چرا دور جدیدی از تشدید تنش هم احتمالا نتیجه متفاوتی نخواهد داشت. تا زمانی که ساختار فعلی حکومت در ایران پابرجاست، بعید است این کشور داوطلبانه ستون‌های اصلی بازدارندگی خود را کنار بگذارد، حتی اگر هزینه‌های سنگین اقتصادی، نظامی و داخلی را تحمل کند.

این وضعیت یک واقعیت دشوار برای واشنگتن و متحدانش ایجاد می‌کند: اگر هدف، تغییر حکومت نباشد، صرف فشار و تهدید نظامی به تنهایی احتمالا نمی‌تواند رفتار راهبردی ایران را به شکل بنیادین تغییر دهد. البته فشار بی‌اثر نیست؛ تحریم‌ها منابع را محدود می‌کنند و عملیات نظامی می‌تواند توانایی‌ها را کاهش دهد، اما تفاوت مهمی بین تضعیف ایران و وادار کردن آن به تسلیم کامل راهبردی وجود دارد که اغلب نادیده گرفته می‌شود.

نتیجه این سردرگمی، یک چرخه تکراری است: تشدید تنش باعث پاسخ متقابل می‌شود، پاسخ‌ها به تشدید بیشتر منجر می‌شوند، بی‌ثباتی منطقه افزایش می‌یابد، بازار نفت واکنش نشان می‌دهد و مسیر‌های کشتیرانی تهدید می‌شوند، و در نهایت دوباره دیپلماسی از نقطه‌ای از سر گرفته می‌شود که چندان متفاوت از قبل بحران نیست. در واقع، موفقیت‌های تاکتیکی بار‌ها نتوانسته‌اند به تغییرات راهبردی تبدیل شوند.

به همین دلیل، انتظار‌ها باید واقع بینانه تنظیم شوند. اگر هدف نه یک توافق دیپلماتیک مبتنی بر پذیرش حداقلی از خواسته‌های ایران باشد و نه تلاش جدی برای تغییر حکومت، در این صورت یک کمپین جدید فشار حداکثری، حتی اگر شدیدتر یا پیچیده‌تر از قبل باشد، احتمالا معادله اصلی را تغییر نخواهد داد. در عوض، ممکن است نتیجه‌ای بدتر ایجاد کند: خاورمیانه‌ای بی‌ثبات‌تر، رویارویی نظامی گسترده‌تر و چرخه‌ای طولانی از تنش بدون راه‌حل.

در نهایت، تجربه چند دهه گذشته نشان داده که رهبری ایران حاضر است هزینه‌های بسیار سنگینی را برای حفظ آنچه ارکان ایدئولوژیک و امنیتی نظام می‌داند تحمل کند. نادیده گرفتن این واقعیت، آن را از بین نمی‌برد؛ فقط خطر تکرار همان اشتباهی را افزایش می‌دهد که بار‌ها دیده شده: ورود به رویارویی با این تصور که فشار به تسلیم منجر می‌شود، و در نهایت مواجهه با واقعیتی که در آن طرف مقابل آماده تحمل درد بسیار بیشتری بوده است.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر