کد مطلب: ۱۰۵۱۳۰۷
|
|
۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴

مثل مانور زلزله، نیاز به مانور برای مداخله در سلامت روان داریم

مثل مانور زلزله، نیاز به مانور برای مداخله در سلامت روان داریم
دانشیار علوم توان‌بخشی و سلامت اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران از کمبود‌ها و نواقص نهاد‌ها در حمایت از سلامت روان مردم گفت

به گزارش مجله خبری نگار، در این میان «فرهیختگان» با سیامک طهماسبی، روان‌شناس بالینی و استادیار علوم توان‌بخشی و سلامت اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران برای بررسی بهتر کمبود‌ها و نواقص نهاد‌ها در حمایت از سلامت روان مردم، گفت‌و‌گو داشته است. این استاد دانشگاه معتقد است که «عملکرد گروه‌های داوطلبی و گروه‌های جهادی در جنگ تحمیلی سوم، حتی جنگ تحمیلی دوم، خیلی خوب بود؛ یعنی حتی در جنگ تحمیلی سوم به نظرم بهتر از جنگ تحمیلی دوم بود، نه‌فقط به‌خاطر اینکه طولانی‌تر بود، بلکه به‌خاطر فعال‌شدن عناصر هویت ملی و دینی و آشکارشدن تضاد بین خیر و شر، خوبی و بدی و تجاوزات آشکار توسط پست‌ترین انسان‌های روی زمین.»

طهماسبی در ادامه گفت: «ما کلاً در کار‌های گروهی و بین سازمانی ضعف داریم، این مسئله فقط مربوط به این بحران اخیر نیست؛ یعنی از قبل بوده است و خواهد بود و باید برای آن فکر اساسی شود. افراد غالباً منافع شخصی و نهایتش منافع سازمانی یا انجمنی خود را پیگیری می‌کنند و منافع ملی گم می‌شود و این تعارض منافعی که ایجاد می‌گردد باعث می‌شود نتوانیم بهینه مداخله کنیم و این یکی از نقاط ضعف مهم ماست. در حوزه سلامت روان هم مثل سایر حوزه‌ها این ضعف وجود دارد.»

وی درباره عملکرد نهاد‌ها و سازمان‌های متولی سلامت روان مردم نیز تصریح کرد: «اساساً عملکرد سازمان‌های متوالی رضایت‌بخش نبوده است. حتی بدون آنکه بخواهیم اسمی از سازمانی بیاوریم و یا عملکرد آنها را با اسم نقد کنیم. از دید بنده‌ای که از ابتدا هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان در میدان بودم به همراه انجمن روان‌شناسان ایران مقاوم، یعنی از کف میدان تا سطوح بالاتر حضور داشتیم، عملکرد آنها عملکرد بهینه‌ای نبود. گویا تازه در جنگ، سازمان‌ها یادشان می‌آید که نیرو بگیرند، سازماندهی کنند و آموزش دهند، درصورتی‌که همه اینها باید قبل از آن رخ دهد. چرا که ما کلاً به لحاظ جغرافیایی و به لحاظ حوادث طبیعی هم کشور بحران‌خیزی هستیم، یعنی باید همیشه آماده مواجهه با بحران باشیم، تیم‌هایمان آماده باشند، آموزش‌دیده باشند و مداخله کنیم؛ نه اینکه تازه وسط جنگ به این نتیجه برسیم که مثلاً خط تلفن بگذاریم یا به این نتیجه برسیم که باید فلان کارگاه را بگذاریم و نگذاشته بودیم.»

نهاد‌ها و سازمان‌های متولی سلامت روان باید از قبل آمادگی بحران را داشته باشند

این استاد دانشگاه ادامه داد: «این‌ها همه نشان‌دهنده ضعف مدیریت است. مثلاً جایی مثل سازمان نظام روان‌شناسی می‌تواند تیم‌ها را از قبل در استان‌ها آماده کند و حتی برای دادن پروانه، مثل نظام‌پزشکی، یک امتیازبندی بگذارد. مثلاً فرض کنید کسی که در چنین بحران‌هایی مداخله می‌کند، آموزش می‌دهد و مشاوره می‌دهد، این فرد خیلی امتیاز بالایی دارد نسبت به فردی که مثلاً وقتی چنین بحرانی اتفاق می‌افتد بلیت می‌گیرد و از کشور خارج می‌شود. تعداد اینها محدود بوده، ولی به‌هرحال داشتیم. یعنی آنهایی که در واقع فرار می‌کنند یا سکوت می‌کنند یا یک حالت میانه‌ای را در پیش می‌گیرند، با آنی که وسط میدان مشاوره می‌دهد، آموزش می‌دهد، احساس مسئولیت می‌کند و جانش را به خطر می‌اندازد، باید تفاوت بکند و این قابل‌انجام است.»

طهماسبی همچنین عنوان کرد: «شاید این گفته شود که این ترس‌ها و اضطراب‌ها طبیعی است؛ یعنی فرد ممکن است ترسش در این شرایط مانع از آن شود که به صداوسیما برود، بنشیند، مصاحبه کند و آموزش سلامت روان به مردم بدهد. این را قبول داریم. اما این فرد اجازه ندارد که پس از پایان بحران‌ها، وقتی در سختی‌ها کنار مردم نبوده، بیاید و درباره این بحران‌ها نظر دهد و حتی بحران‌زایی کند.»

در حوزه روان‌درمانی، دچار سندروم خود تحقیری بوده‌ایم

وی ادامه داد: «متأسفانه ما طی این سال‌ها با پدیده‌ای مواجه بوده‌ایم به نام سندروم خود تحقیری؛ یعنی مدام در جلسات، سمینار‌ها یا مصاحبه‌ها، آمار خودکشی، آمار خشونت و آمار بدرفتاری با کودکان مطرح می‌شود، گویی ایران از این لحاظ‌ها بدترین کشور جهان است، درحالی‌که مطالعات تطبیقی نشان می‌دهد در اکثر این شاخص‌ها وضعیت ما از بسیاری از کشور‌های مدعی بهتر است. این پمپاژ اخبار منفی که توسط برخی متولیان سلامت روان کشور انجام می‌شود، حتی اگر بعداً قصد اصلاح آن را هم داشته باشند، به دلیل ایجاد احساس ناامیدی و درماندگی، موفق نخواهند شد. این یک قصد متناقض آشکار است؛ آیا واقعاً می‌خواهند سلامت روان کشور را بهبود بخشند یا می‌خواهند آن را به هم بریزند؟ کشور ما در این شرایط و حتی پیش از آن، نیاز بسیار زیادی به امید دارد. امید، سازه‌ای روانی، اجتماعی و معنوی است و روان‌شناسان و مشاوران می‌توانند به بهترین شکل به مردم در این زمینه کمک کنند. به نظرم باید سخنرانی‌ها، کارگاه‌ها و مصاحبه‌های مبتنی بر این موضوع برگزار شود.»

طهماسبی معتقد است که ما در کشورمان روان‌شناسی مثبت‌نگر را به نسبت روان‌شناسی منفی‌نگر ضعیف‌تر داریم. «اکنون به روان‌شناسی مثبت‌نگر نیاز شدیدی داریم و می‌توانیم با تقویت آن، سلامت روان مردم را بهبود بخشیم. هرچند بخشی از عوامل، اجتماعی و اقتصادی هستند، اما آن بخشی که تحت کنترل خودمان است و می‌توانیم در آن مداخله کنیم، به لحاظ علمی و باتوجه‌به مسائل فرهنگی و دینی‌مان، می‌توانیم با مداخلات مؤثر بهبود دهیم.»

باید با آمار‌هایمان حال جامعه را بهتر کنیم

طهماسبی همچنین در بخش دیگر این گفت‌و‌گو به عملیات جنگ‌شناختی دشمن نیز اشاره کرد: «نکته دیگری که راجع به جنگ اخیر خیلی آشکار بود، جنگ‌شناختی است که به نظر من از جنگ نظامی قوی‌تر بود. یعنی خود توییت‌های رئیس‌جمهور قمارباز و جنایت‌کار دولت تروریستی آمریکا، یک بخش از این قضیه است. یعنی تحلیل این توییت‌ها که بخشی‌اش روان‌شناسی است، باید توسط روان‌شناسان انجام شود. در بحث سواد رسانه‌ای، روان‌شناس‌ها هم می‌توانند ورود کنند، تفکر نقاد را هم می‌توانند ورود دهند. تفکر نقاد صرفاً نقدکردن حاکمیت نیست، اتفاقاً حاکمیت جهانی که الان وجود دارد را هم ما می‌توانیم نقد کنیم. باید بدون ترس از اینکه بعداً به ما ویزا می‌دهند یا ویزا نمی‌دهند یا موارد این‌چنینی، این نقد انجام شود. یعنی آن آزادگی یک روان‌شناس حکم می‌کند که این موارد را نقد کند و فعالانه وارد این کارزار شود و کمک کند به مردم و پیشگیری کند از خیلی از آسیب‌ها. نه اینکه صرفاً آمار بدهند. مثلاً این‌قدر افراد زنگ زدند یا این‌قدر مشکل داشتند. اینها اصلاً کفایت نمی‌کند. یعنی ما به‌عنوان مسئول، به‌ویژه باید دیگر الان آمار اثربخشی بدهیم، آمار اثرگذاری بدهیم؛ یعنی چند نفر را توانستیم برگردانیم به زندگی، چند نفر را توانستیم درمان کنیم. آمار‌هایی بدهیم که حال جامعه خوب شود، نه اینکه باز همان خطی را که قبل از این بحران‌ها داشتیم ادامه دهیم.»

این استاد دانشگاه همچنین افزود: «در مجموع نتیجه‌گیری آخرم این است که ما نیاز داریم به یک متولی که طبق قانون متولی سلامت کشور وزارت بهداشت است و سلامت روان هم همین‌طور. طبیعتاً این متولی باید همه سازمان‌ها را دوروبر خودش جمع کند، با آنها ادبیات مشترک بسازد و در واقع کار‌هایی انجام دهد که برای کشور مفید باشد با هماهنگی با همدیگر. یعنی پروتکل‌هایی تدوین کند و این پروتکل‌ها مناسب بافت فرهنگی ما باشد، قابل‌اجرا باشد. در میناب، قابل‌اجرا باشد در گیلان‌غرب، قابل‌اجرا باشد. در شهرستان‌های مختلف و همه هم قبول کنند و یک فرماندهی واحد شکل بگیرد. اگر این اتفاق بیفتد، آمادگی‌مان هم برای پساجنگ و هم برای بحران‌های آینده طبیعتاً افزایش پیدا می‌کند.»

طهماسبی در پایان نیز گفت: «ما در وزارت بهداشت یک گنجی داریم به نام شبکه بهداشت و سال‌ها استادان بزرگی زحمت کشیدند تا به اینجا برسد. این شبکه باید طوری تقویت شود که این‌طور نشود که وقتی در میناب اتفاقی می‌افتد، لازم باشد از تهران برای آن روان‌شناس و مشاور بفرستند تا آنجا مداخله کند، یک هفته یا دو هفته بماند و بعد خارج شود. یعنی خود شبکه باید این توانایی را داشته باشد که در بحران‌ها خوب عمل کند و مداخله کند و نهایتش از شهرستان‌های اطراف کمک بگیرد. یعنی این پروتکل باید از قبل آماده باشد و تمرین شده باشد، مثل تمرین برای زلزله و مثل تمرین برای آتش‌سوزی که نیاز به مانور دارد. ما نیاز به مانور‌هایی برای مداخله در سلامت روان داریم تا در بحران‌ها آماده باشیم. این نکته مهمی است که از ظرفیت شبکه باید خیلی بیشتر و بهتر از این استفاده شود.»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر