کد مطلب: ۱۰۵۱۲۹۴
|
|
۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۹

ترامپ در اتاق انتظار ایران

ترامپ در اتاق انتظار ایران
«دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا و «مارکو روبیو»، وزیر خارجه وی در دو روز اخیر با اعلام بازه زمانی برای دریافت پاسخ ایران، چاشنی قلدری در مذاکرات را تندتر کرده‌اند.

به گزارش مجله خبری نگار، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا و «مارکو روبیو»، وزیر خارجه وی در دو روز اخیر با اعلام بازه زمانی برای دریافت پاسخ ایران، چاشنی قلدری در مذاکرات را تندتر کرده‌اند.

ترامپ گفته باید به‌زودی پاسخ ایران را دریافت کند و اگر مطابق انتظار او نباشد، دوباره عملیات نظامی در تنگه هرمز را که یک‌بار اجرا و متوقف شد را بار دیگر از سر می‌گیرد. این عملیات که «پروژه آزادی» نام داشت در بامداد چهارشنبه و جمعه، باعث وقوع دو درگیری نظامی میان ایران و آمریکا شد.

واشنگتن در این عملیات ضمن نقض آتش‌بس به نقاطی در داخل خاک ایران در خطوط ساحلی حمله کرد. ایران نیز به طور متقابل به سمت شناور‌های دشمن آتش گشود که باعث آسیب و فرار آنها از منطقه شد؛ همچنین طی دو نوبت حملات ناشناسی به خاک امارات صورت گرفت. او پیش‌ازاین تهدید کرده بود اگر ایران در مذاکرات خواسته‌های آمریکا را نپذیرد، بمباران خواهد شد.

در سویی دیگر، روبیو با اظهاراتی مشابه رئیس خود، گفت: «ما امروز باید از ایران پاسخی دریافت کنیم.» شرط‌گذاری، تعیین بازه زمانی و ضروری دانستن پاسخ ایران، چیزی نیست که در اراده آمریکا باشد؛ اما اصرار بر آن حکایت از ناسازگاری‌های این کشور در میز مذاکرات است؛ چیزی که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند، عدم جدیت این کشور در گفت‌و‌گو‌ها و تداوم چشمداشتش به فعالیت‌های نظامی در قالب جنگ یا محاصره برای تحقق اهدافش است.

آنچه آمریکا انتظار آن را می‌کشد روندی دارد؛ ایران نامه و درخواستی ۱۴ بندی به آمریکا داده که واشنگتن به آن پاسخ گفته و حالا در انتظار واکنش و جواب تهران به آن است. بااین‌حال شاخص‌هایی برای تعیین وضعیت وجود دارد:

الف) پیشنهاد‌ها و درخواست‌های آمریکا از مسائل مطرح‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد که تاکنون یک دور از آن برگزار شده است، عقب‌تر بوده‌اند. به طور خاص پیشنهاد‌های آمریکا درباره تنگه هرمز، وضعیت اورانیوم ۶۰ درصد و حق غنی‌سازی، مواردی نیستند که راهگشا باشند؛ چه اینکه ایران نیز فشاری بر خود برای گذشتن از این حقوق احساس نمی‌کند. کنترل تنگه هرمز بر اثر جنگ به دست ایران افتاد و با درگیری نظامی آمریکا قادر به خارج کردن آن از دستان تهران نشد. همچنین عملیات‌های آمریکا برای خارج کردن اورانیوم ۶۰ درصد در شهرضا ناموفق بود. هنگامی که آمریکا در اقدامات خود شکست خورده، دلیلی وجود ندارد که تهران در میز مذاکره چنین امتیازاتی به واشنگتن بدهد.

ب) آمریکا پس از پایان جنگ و ورود به دوره آتش‌بس همچنان در حال استفاده از قوای نظامی و نقض توافق موقت است. اعلام طرح محاصره دریایی که شامل تهدید، تعقیب، شلیک و توقیف کشتی‌های تجاری ایران می‌شود و تلاش برای ورود به تنگه هرمز، تبادل آتش با ایران و بمباران برخی خطوط ساحلی، حکایت از تصاعد فعالیت‌های نظامی توسط آمریکا دارد. در چنین شرایطی، واشنگتن پیشنهاد‌های محدودتری ارائه کرده که از مسائل اسلام‌آباد عقب‌تر است.

این صحنه نشان می‌دهد در صورت عقب‌نشینی ایران از اصرار بر برخی مواضع خود که از سوی آمریکا به ضعف تعبیر خواهد شد، واشنگتن بار دیگر فعالیت‌های نظامی را تشدید کرده و دایره پیشنهاد‌ها را محدود خواهد کرد. آمریکا در انتظار پاسخ ایران است؛ اما تهران طبق منافع خود می‌تواند پاسخی به این کشور ندهد و یا آنکه در جواب خود، مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کند؛ اقدامی که تقابل با سخت‌تر شدن مواضع آمریکا نسبت به مذاکرات اسلام‌آباد و نقض آتش‌بس است.

پیشران‌های حرکت آمریکا به سمت آتش‌بس و مذاکره

پیشران‌های سوق یافتن آمریکا به سمت آتش‌بس در جنگ رمضان و اهداف آن لازمه توصیه‌ها و تجویز‌ها برای نحوه مذاکرات ایران است. شناخت کامل و دقیق این موارد، می‌تواند نقشه راهی برای نحوه برخورد با آمریکا باشد.

۱- مشکل پایگاه، سلاح و مهمات و فرصت تنفس برای بازیابی

آنچه آمریکا را به آتش‌بس رساند، سرعت بالای اتمام ذخایر تسلیحاتی، تخریب بالای پایگاه‌ها و احتمال واکنش‌های شدیدتر ایران به‌ویژه در زمینه‌های جدید بود. همچنین از نظر زمانی، جنگ طولانی شد که بر خلاف منافع آمریکا بود.

از این رو تهدید آمریکا به عملیات نظامی و هدف‌گیری زیرساخت‌ها، محدودیت‌هایی دارد که گزینه‌های انتقام‌جویانه ایران این محدودیت را بیشتر می‌سازند.

۲- محدودیت در بانک اهداف

آنچه آمریکا را به آتش‌بس رساند، بن‌بست در تحقق اهداف، با وجود بمباران‌های دقیق بود. اتمام بانک اهداف، آمریکا را به سمت جنگ فرعی یا ثانویه سوق داد که طی آن واشنگتن تهدید کرد زیرساخت‌های برق و پل‌های ایران را بمباران می‌کند. آمریکا احساس می‌کند اگر بخواهد دوباره به سمت گزینه نظامی حرکت کند نیازمند پایش مجدد ایران است تا اهداف جدیدی برای بمباران بیابد.

بمباران شبکه برق ایران به دلیل پراکندگی و پیچیدگی دشواری زیادی داشت و ازسوی‌دیگر واکنش تهران منجر به نابودی زیرساخت‌های مرتبط با آمریکا در منطقه می‌شد؛ پس شاید واشنگتن نتواند به این سمت حرکت کند و نیازمند ایده، فکر و اطلاعات برای طراحی عملیات‌های آتی است. اگر ایران در تولید بانک اهداف طی دوره آتش‌بس از دشمن پیشی گیرد، می‌تواند موازنه تهدید را معکوس کند.

۳- انتظار برای تبدیل فشار اقتصادی به اغتشاش

آمریکا طرح «ساقط‌سازی ضربتی نظامی سیاسی ایران» را روز‌های اولیه جنگ ۱۲ روزه، وقایع دی‌ماه و جنگ رمضان امتحان کرد. در تمام این سه واقعه، با مشخص شدن پایدار ماندن نظام، دشمن هدف خود را از ساقط‌سازی ضربتی و فوری، به زمینه‌سازی برای عملیات ساقط‌سازی ضربتی بعدی، تغییر داد.

به‌عنوان نمونه با ناکام ماندن در سرنگونی نظام ایران در روز‌های ابتدای جنگ ۱۲ روزه، دشمن به سمت باقی گذاشتن زخم در تن کشور حرکت کرد. جنگ برای ایران هزینه داشت و سپس فشار‌های اقتصادی آمریکا تشدید شد و در نهایت توطئه‌ای در شبکه تراستی‌های ایران رخ داد تا زمینه برای شکل‌گیری وقایع خونین دی‌ماه و کودتا در پوشش اعتراضات معیشتی فراهم شود.

دشمن برای تکرار این روند، در روز‌های آخر جنگ رمضان، به سمت هدف قراردادن پتروشیمی‌ها و کارخانجات فولاد حرکت کرد تا بار هزینه‌های مالی جنگ برای ایران را سنگین‌تر سازد. این جبهه امیدوار است بتواند با تبلیغات رسانه‌ای، بار دیگر از دولت ایران مقصرسازی کرده و کودتای خیابانی دیگری شکل گیرد. دشمن به این امید، طرح محاصره دریایی را به میان آورده است تا بتواند اثرات خسارت‌های مالی را افزایش دهد. راهکار خنثی‌سازی آن، فعالیت‌های دولت در زمینه بهبود وضعیت معیشتی و صحبت با مردم است.

اهداف آمریکا از مذاکره

علاوه بر پیشران‌های سوق یافتن آمریکا به آتش‌بس، این کشور در جریان فضای مذاکراتی پس از آن اهدافی دارد که لزوماً منتهی به توافق نمی‌شود، بلکه واشنگتن از طریق گفت‌و‌گو در پی فراهم‌آوردن مجدد تهاجم نظامی و یا به‌دست‌آوردن امتیازاتی است که با جنگ قادر به کسب آنها نشد. اهداف آمریکا شامل موارد ذیل است:

۱- ارزیابی وضعیت ایران

آمریکا به‌زعم خود قصد دارد از رهگذر مذاکرات بتواند ساختار، ترکیب تیم، نوع آزادی عمل، مدت واکنش به درخواست‌ها و استعلام از تهران، ردزنی‌های جدید کرده و از تغییرات رخ‌داده و نحوه مدیریت کشور کسب اطلاع کند. بازی‌های جدید آمریکا مبنی بر تهدید به ترور‌های جدید، حکایت از بازی این کشور دارد.

۲- اختلاف افکنی سیاسی

واشنگتن از طریق عوامل مزدور خود در فضای مجازی و رسانه‌ها، می‌کوشد با تزریق ابهامات و دروغ‌های جدید، اختلافاتی در داخل ایجاد کند و یا اگر اختلافاتی نیست، برای ضربه به روحیه مردمی، آنها را در اذهان برسازی کند.

۳- فشار‌های سیاسی

آمریکا در پی ایجاد رعب و هراس در میان سیاستمداران ایرانی است. واشنگتن کوشیده از ترور‌های در طول جنگ و تهدید به ترور در هرگونه نبرد احتمالی، به‌زعم خود مذاکره‌کنندگان را تهدید به ارائه امتیازات به خود کند. بااین‌حال تیم ایران عقب‌نشینی نداشته و نشان داده به‌طورکلی کشور تحت‌تأثیر ارعاب نیست.

ایران باید چه کند؟

نوع پاسخ و به‌طورکلی رفتار‌های ایران، تأثیرات زیادی در نحوه واکنش دشمن دارد. این تأثیرات مطلق نیستند، اما بخش مهمی از محاسبات طرف مقابل را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

توصیه‌هایی عمومی وجود دارد که خارج از شأن مذاکراتی متخصصان است؛ نیرو‌های مسلح باید بانک اهداف خود را به‌روز کرده، تاکتیک‌ها را متناسب‌سازی کنند و دولت نیز در پی کاهش خسارت‌های اقتصادی از مسیر‌های مختلف باشد. قطعاً بخشی از این بهبود، به کمک گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک با کشور‌های متحد و همسایگان به دست می‌آید. بااین‌حال موارد خاصی برای مذاکرات وجود دارد.

۱- ایجاد فضای ضمنی

ایران با فعالیت‌های دیپلماتیک خود در شاخه‌های مرتبط با جنگ ولی با طرفی غیر از آمریکا می‌تواند فضای ضمنی مذاکرات با این کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد.

۱/۱ گفت‌و‌گو‌های دولتی با ذی‌نفعان تنگه هرمز

گفت‌و‌گو با دولت‌های جهانی از موضع قدرت بر سر تنگه هرمز، یکی از اقدامات مهمی است که می‌تواند مذاکرات با آمریکا را تحت‌تأثیر قرار دهد. آمریکا تلاش می‌کند وضعیت آینده تنگه هرمز در مذاکراتش با ایران تعیین تکلیف شوند. حرکت تهران به سمت تعامل مستقیم با ذی‌نفعان عمده و خرد تنگه و ملزم ساختن آنها به رعایت مصالح ایران، اراده آمریکا برای محدود ساختن مناسبات تنگه در مذاکرات با این کشور را تضعیف می‌کند.

۱/۲ مذاکرات مستقل با دولت‌های همسایه

یکی از مطالبات ایران وضعیت استقرار یا بازسازی پایگاه‌های آمریکا در منطقه و به طور ویژه، مواضع نزدیک به خاک ایران در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس است. تهران می‌تواند هم‌زمان به طور جداگانه با دولت‌های همسایه درباره این مسئله مذاکره کرده و ضمن دادن اطمینان خاطر با آنها بار دیگر اتمام حجت کند.

۱- پاسخ فوری به سخنان ضد ایرانی ترامپ و دولتمردانش

ترامپ روزانه مواضع متناقض و بیهوده زیادی اتخاذ می‌کند که برخی واکنش به تمام این مواضع را ضروری نمی‌دانند. در طول جنگ، ایران تصمیم گرفته بود پس از اظهارنظر‌های شاذ ترامپ درباره ایران، به‌سرعت در برابر وی واکنش نشان دهد. به نظر می‌رسد این سیاست باید به همان فوریت و پررنگی زمان جنگ ادامه یابد. واکنش به سخنان ضد ایرانی ترامپ، همانند دوره جنگ، توازن حملات لفظی را برقرار می‌سازد.

۳- مشروط کردن جواب و ادامه مذاکرات به کاهش تنش

ایران زمانی وارد گفت‌و‌گو با آمریکا شد که آتش‌بس رخ داد. تهران می‌تواند تداوم مذاکرات سطح بالا را منوط به عقب‌نشینی واشنگتن نسبت به اقدامات میدانی کند.

۴- ارائه برخی پاسخ‌ها به شکل علنی

مقامات آمریکایی با تعیین بازه زمانی برای دریافت جواب از ایران، قصد دارند خود را طرف برتر مذاکرات نشان دهند. این مسئله اوج استفاده از قلدری برای تحقق اهداف حداکثری است. ایران می‌تواند برای معکوس کردن این فضا، برخی جواب‌های منفی خود به طرح‌های زیاده‌خواهانه آمریکا را به طور علنی و از پشت تریبون اعلام کند.

منبع: فرهیختگان-سید مهدی طالبی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر