کد مطلب: ۱۰۴۸۱۰۸
|
|
۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۷

یک استاد دانشگاه:باید با بهره‌گیری از دیپلماسی در کنار توان نظامی تهدید را از کشور دور کرد

یک استاد دانشگاه:باید با بهره‌گیری از دیپلماسی در کنار توان نظامی تهدید را از کشور دور کرد
خراسان رضوی عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی گفت: تکیه صرف بر توان نظامی کافی نیست، بلکه باید با بهره‌گیری از خرد سیاسی، دیپلماسی فعال، فریب‌های راهبردی و ایجاد موازنه در عرصه حقوق بین‌الملل، تهدید‌ها را از کشور دور کرد.

به گزارش مجله خبری نگار،روح‌الله اسلامی ۱۴ اردیبهشت در نشست مجازی «کدام ایران؟ کلان روایت ایران از وضع طبیعی به وضع مدنی» با بیان اینکه حفظ و تقویت هویت ملی و باور‌های فرهنگی و تمدنی، نقش کلیدی در مقاومت و پایداری کشور دارد، اظهار کرد: ایران در سطح منطقه و جهان جایگاهی دارد که در صورت نادیده‌گرفتن یا تضعیف آن، صلح و امنیت بین‌المللی به خطر می‌افتد. ایران صرفاً یک قلمروی جغرافیایی یا دولت سیاسی نیست، بلکه نمونه‌ای از یک هویت فرهنگی و تمدنی است که باید در قالب ایده بزرگ‌تر و فراگیرتری تبیین شود. تاریخ ایران و برهه‌هایی مانند زمان حمله مغول‌ها، نشان می‌دهد که مقاومت ملت در برابر فشار‌ها و تهدیدات، نیازمند انسجام فرهنگی، هویتی و تمدنی است.

وی ادامه داد: همچنین ایران در نزدیکی مرز‌های خود، با کشور‌های زیادی همسایه است و ریشه‌های مشترک تمدنی و فرهنگی با آنها دارد. به همین دلیل، هرگونه جنگ یا تحریم علیه ایران، نه‌تنها یک منازعه سیاسی است، بلکه بر تمام منطقه تأثیر می‌گذارد و می‌تواند باعث بی‌ثباتی در منطقه شود. ایده ایران بزرگ و هویت فرهنگی آن، عناصر جدایی‌ناپذیر این ملت هستند که باید به آنها از منظر عقلانی، قراردادی و مدنی نگاه کنیم.

عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی بیان کرد: باید از حالت غریزی و هیجانی که در مقاطع بحرانی شکل می‌گیرد، فاصله بگیریم و بر پایه مبانی فلسفه سیاسی، هویت ملی و فرهنگی مندرج در تاریخ، به سمت تدوین استراتژی‌های بلندمدت برای تثبیت جایگاه خود در منطقه و جهان حرکت کنیم. ایران، یک مفهوم فراگیر است که باید در قالب‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دیده شود و این کار نیازمند التفات دقیق و هم‌افزایی تمامی اقشار جامعه و پاسخگویی هوشمندانه به تهدیدات پیش‌روست.

اسلامی اضافه کرد: طبق فلسفه سیاسی، وضعیت طبیعی معمولاً با ترس، بی‌اعتمادی و غلبه غرایز همراه است، اما در وضعیت مدنی، قانون نوعی نظم نمادین و زیست شهروندی ایجاد می‌کند. اگر این چارچوب را به ایران تعمیم دهیم، باید بپرسیم ایران‌دوستی در وضعیت طبیعی چه معنایی دارد و جامعه علمی و سیاست‌گذاران چگونه می‌توانند احساسات شکل‌گرفته اولیه را به یک مواجهه مدنی و مسئولیت‌محور تبدیل کنند.

وی با بیان اینکه حس و غریزه ذاتاً منفی نیست و اتفاقاً بسیار مهم و اثرگذار است، اظهار کرد: خوشبختانه در ایران، نخستین لایه ایران‌دوستی دقیقاً همین پیوند عاطفی با طبیعت و زیست‌بوم است؛ از کویر‌های گسترده تا دشت‌های پهناور، جنگل‌ها، سواحل، و رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس. اساساً اگر ایران تا امروز پابرجا مانده است، به دلیل آن است که کشور ما یک جغرافیای منسجم و سخت‌گسستنی است. اگرچه در طول تاریخ، بخش‌هایی از جغرافیای فرهنگی ایران در قالب کشور‌هایی مانند افغانستان، پاکستان، ترکیه و عراق قرار گرفته، اما با این حال، آنچه امروز از ایران باقی مانده، حدود یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع است که ساختار طبیعی آن جداسازی و گسست را بسیار سخت می‌کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر بخواهیم از ایران‌دوستی سخن بگوییم، نخستین تصویر ذهنی ما همین زیست‌جهان طبیعی است، اما وظیفه جامعه علمی و سیاست‌گذاران آن است که این حس طبیعی را به سطح مدنی ارتقا دهند. ما در حال مصرف بی‌رویه از منابع خود هستیم و اگر این روند غارتگرانه کنونی و بی‌توجهی به اصول بهره‌وری پایدار در کشور ادامه یابد، لایه محیط‌زیستی ایران که متعلق به نسل‌های مختلف است از میان خواهد رفت. در صد سال اخیر، از دوران مشروطه به این‌سو، با هجوم تکنولوژی، پول نفت، گاز و پروژه‌های توسعه‌ای ناپایدار، فشار سنگینی بر منابع طبیعی وارد شده و زیست‌بوم کشور دچار فرسایش شدید شده است. حفظ محیط زیست، نه صرفاً وظیفه کارشناسان، بلکه مسئولیتی تاریخی و تمدنی برای همه ما است.

اسلامی با اشاره به جایگاه تاریخی نام «ایران»، بیان کرد: بر خلاف تصور برخی که در دوره‌های مختلف، نام این سرزمین را تغییر داده‌اند یا در نوشته‌ها و منابع خارجی نام‌های متفاوتی برای آن ذکر می‌کنند، در تمامی دوره‌های تاریخی و فرهنگی، نام این سرزمین ایران بوده است. نمونه بارز این حقیقت، کتیبه‌های باستانی بیستون و سکه‌های دوران ساسانیان و اوستا است که در آنها نام «ایران» به کار رفته است. بنابراین، نام این سرزمین در زبان خارجی و داخلی، همواره «ایران» بوده است و نباید با نام‌هایی نظیر «پرشیا» یا «فارس» اشتباه گرفت.

وی به تأثیرات تاریخی و فرهنگی این نام اشاره کرد و گفت: ایران در طول تاریخ، نماد سرزمین نجیب‌زادگان و راستی بوده است. این نام، برخلاف نام‌های نوظهور و محدود، نشان‌دهنده یک حافظه تمدنی و فرهنگی است که مشترکاً توسط اقوام و ملت‌ها در طول تاریخ ساخته شده است. حتی در دیگر کشور‌های منطقه مانند عراق و افغانستان، این نام و میراث مشترک، باعث پیوند‌های فرهنگی و تاریخی شده است. برای نمونه، در گذشته افغانستان هم قصد داشت نام «آریانا» را برای خود برگزینید که همان نام و هویتی است که در دوره‌های مختلف، به عنوان بخش‌های مهم از سرزمین ایران و میراث مشترک تمدن بزرگ ایرانی استفاده می‌شد.

عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: ایران، یک حافظه تمدنی است که بر پایه قدرت، مدنیت و فرهنگ ساخته شده است. حتی در دوره‌های قبل از دولت‌های نوین، ملت و حکومت ایرانی وجود داشته و ایرانی‌ها خود را هویت مستقل و ملی می‌دانستند و حکومت و سرزمین داشتند. در طول چندین قرن، امپراتوری‌های ایرانی هخامنشی، اشکانی و ساسانی، قدرت‌های برتر و امپراطوری‌های هژمون جهان بودند و در مقابل قدرت‌های یونانی و رومی، ایران همواره در جبهه قدرت‌های بزرگ قرار داشت.

اسلامی خاطرنشان کرد: در طول هزار سال، ایرانیان یکی از قدرت‌های برتر یا بهترین قدرت در جهان بودند و این عزم تاریخی، پشتوانه‌ای قوی برای هویت ملی و فرهنگی ما است. این حافظه، پیوند عمیقی است که ایرانیان را در مقابل هرگونه توهم نژادگرایانه یا ایدئولوژیک، بر پایه مشترکات فرهنگی، زبانی و تاریخی نگه می‌دارد. بر این اساس، ما باید به جای تمرکز صرف بر تفاخر‌های نژادی یا قومی، به سمت تقویت روابط فرهنگی، هنری، ادبی و تاریخی با کشور‌های منطقه و فراتر از آن حرکت کنیم.

وی بر اهمیت ساختن آینده‌ای بر پایه میراث مشترک با همسایگان تأکید کرد و افزود: این میراث، فرصت بزرگی برای توسعه مراودات فرهنگی و هنری با ترکیه، عراق، آذربایجان، افغانستان و کشور‌های دیگر منطقه و شکل‌دهی به یک ایران بزرگ فرهنگی است که از مرز‌های جغرافیایی فراتر رفته و بر پایه هویت مشترک و تمدن غنی، روابط منطقه‌ای را تقویت کند.

ضرورت موازنه میان «توان نظامی» و «دیپلماسی خردورزانه» برای صیانت از تمامیت ارضی

این استاد دانشگاه در تبیین مؤلفه‌های امنیت ملی و مفهوم تمدنی ایران، اظهار کرد: وقتی از ایران سخن می‌گوییم، بحث حفظ مرزها، پاسداری ملی و دفاع از تمامیت ارضی به عنوان ستون‌های اصلی بقای دولت مطرح است. در این میان، صیانت از جزایر سه‌گانه و امنیت خلیج فارس، موضوعی حیاتی است که به دفع توطئه‌ها و مقابله جدی با تهدیدات امنیتی نیاز دارد.

اسلامی با اشاره به اینکه «وطن» برای ایرانیان فراتر از یک قطعه خاک است و معنای «استمرار تاریخی» دارد، اظهار کرد: برای حفظ این هویت تاریخی، تقویت توان نظامی جهت پاسخگویی به تهدیدات و بازدارندگی در برابر طمع‌ورزی دشمنان یک ضرورت غیرقابل انکار است. با این حال، تکیه صرف بر توان نظامی کافی نیست، بلکه باید با بهره‌گیری از خرد سیاسی، دیپلماسی فعال، فریب‌های راهبردی و ایجاد موازنه در عرصه حقوق بین‌الملل، تهدید‌ها را از کشور دور کرد.

وی ادامه داد: فعال‌شدن لایه‌های قومیتی و تهدیدات تروریستی در مناطق پیرامونی، کشور را با مخاطرات تجزیه‌طلبی مواجه می‌کند. ما در قبال امنیت ملی مسئولیم و مقابله با این پدیده‌ها نیازمند سیاست‌ورزی خردورزانه است؛ به گونه‌ای که استفاده از قدرت و شجاعت در کنار مذاکره و دیپلماسی، کشور را از تروریسم، جنگ و بی‌ثباتی مصون دارد.

عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: ایران، فراتر از جغرافیا، منابع و معادن، یک فکر و یک امپراتوری عقل است. زبان فارسی، شاهنامه فردوسی و حکمت ایرانی که در سنت دیوان‌سالارانه و وزارت در طول هزاران سال نمود یافته است، هسته اصلی این ایده را تشکیل می‌دهد. حتی در دوره‌هایی که ایران توان نظامی یا حکومت مرکزی قدرتمندی نداشته، همین «ایده ایران» بوده که تداوم و ماندگاری تمدن ما را تضمین کرده است.

اسلامی با تأکید بر اینکه «ایده فرهنگی ایران» بر رواداری، تساهل و همزیستی مسالمت‌آمیز استوار است، اضافه کرد: نمونه‌های زنده این رویکرد را می‌توان در آثار سعدی، مولوی، حافظ و فردوسی مشاهده کرد. این ایده فرهنگی، همان سرمایه بزرگی است که به ایران قدرت داده در طول تاریخ، در برخورد با اقوام و تمدن‌های مختلف از یونانیان و رومیان گرفته تا مسلمانان و ترکان، هویت اصیل خود را حفظ کند و حتی بر آنان تأثیرگذار باشد.

منبع: ایسنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر