کد مطلب: ۱۰۴۶۹۹۴
|
|
۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۸

نگاهی جامعه‌شناختی به مهمان‌پذیری ایرانیان در «جنگ رمضان»

نگاهی جامعه‌شناختی به مهمان‌پذیری ایرانیان در «جنگ رمضان»
در ایام جنگ رمضان و به دلیل وضعیت جنگی تحمیل‌شده بر کشورمان، جمعیت قابل‌توجهی از ایرانیان در شهر‌های مختلف ایران مهمان شدند. مهمان‌پذیری و مهمان‌نوازی خانواده‌های ایرانی در شرایط جنگی و حتی در شرایط غیرجنگی را باید در چهارچوب ساختار‌های فرهنگی و اجتماعی ریشه‌داری تحلیل کرد که در ایران طی نسل‌ها شکل گرفته است.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان-مسعود زمانی‌مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه: در ایام جنگ رمضان و به دلیل وضعیت جنگی تحمیل‌شده بر کشورمان، جمعیت قابل‌توجهی از ایرانیان در شهر‌های مختلف ایران مهمان شدند. مهمان‌پذیری و مهمان‌نوازی خانواده‌های ایرانی در شرایط جنگی و حتی در شرایط غیرجنگی را باید در چهارچوب ساختار‌های فرهنگی و اجتماعی ریشه‌داری تحلیل کرد که در ایران طی نسل‌ها شکل گرفته است. جامعه ایرانی از دیرباز بر پایه شبکه‌های خویشاوندی گسترده، روابط همسایگی نزدیک و نظام‌های یاریگری و تعاون سنتی استوار بوده است. در چنین بستری، مهمان‌پذیری فراتر از یک رفتار فردی یا اخلاقی، بخشی از نظام ارزش‌های جمعی و یکی از شاخص‌های منزلت اجتماعی محسوب می‌شود و حتی می‌توان گفت از معیار‌های نمایش اعتبار اجتماعی است. اگرچه به‌واسطه رشد فردگرایی مدرن، این ویژگی کم‌رنگ‌تر شده، همچنان در جامعه ایرانی برجسته است. به همین دلیل، حتی در شرایط دشوار اقتصادی بخش قابل‌توجهی از خانواده‌ها تلاش می‌کنند این سنت مهمان‌نوازی را حفظ کنند، زیرا آن را بخشی از هویت فرهنگی و ایرانی‌اسلامی خود می‌دانند. در شرایط جنگی، این ویژگی فرهنگی کارکرد‌های اجتماعی مهم‌تری می‌یابد. از این روست که وقتی تهدید بیرونی در سطح ملی (جنگ رمضان) رخ می‌دهد، معمولاً موجب فعال‌شدن پیوند‌های غیررسمی و تقویت همبستگی درون‌گروهی می‌شود. در چنین وضعیتی، خانواده‌های میزبان، آوارگان یا مهمانان جنگی را به‌عنوان بخشی از جامعه گسترده‌تر خودی در سطح ملی تلقی می‌کنند که بر خود لازم می‌بینند آنها را پذیرا شوند.

مهمان‌پذیری موجب شکل‌گیری نوعی همبستگی دفاعی می‌شود که در آن ارزش‌هایی مانند مهمان‌نوازی، تعاون و حمایت متقابل تقویت می‌شود، ازسوی‌دیگر، نظام‌های سنتی مانند نذر، وقف و کمک‌های داوطلبانه در چنین شرایطی فعال‌تر می‌شوند و به تأمین بخشی از نیاز‌های مهمانان کمک می‌کنند. این سازوکار‌ها در واقع نوعی شبکه حمایتی غیررسمی ایجاد می‌کنند که می‌تواند فشار‌های اقتصادی را تا حدی تعدیل کند. این ویژگی با توجه به اینکه جنگ اخیر در ماه رمضان آغاز شد و ادامه یافت بیشتر نمود پیدا کرد، زیرا جنبه مذهبی مهمان‌پذیری و کمک به دیگری برجسته‌تر شد، بنابراین می‌توان گفت مهمان‌پذیری خانواده‌های ایرانی در جنگ رمضان نمود نوعی سرمایه اجتماعی مبتنی بر فرهنگ ایرانی‌اسلامی بوده که فعال شده و در نتیجه به حفظ همبستگی اجتماعی، تقویت اعتماد بین‌فردی و استمرار هویت جمعی در سطوح محلی و ملی کمک کرده است.

لازم به ذکر است بحران‌های بزرگ مانند جنگ اغلب نقش مهمی در فعال‌شدن و تقویت ارزش‌های فرهنگی دارند. در بسیاری از جوامع، در شرایط عادی برخی سنت‌ها ممکن است کم‌رنگ شوند، اما در زمان بحران دوباره اهمیت می‌یابند. در مورد ایران جنگ رمضان موجب شد فرهنگ مهمان‌پذیری و همیاری سنتی از سطح یک ارزش فرهنگی به سطح یک رفتار اجتماعی گسترده و ضروری ارتقا یابد. نیاز به اسکان هم‌وطنانی که خانه و کاشانه‌شان ویران شده بود و حمایت از آنان باعث شد شبکه‌های خویشاوندی و محلی به شکل گسترده فعال شوند. این شبکه‌ها در واقع نوعی سرمایه اجتماعی پیوندی ایجاد کردند که امکان همکاری و اعتماد متقابل را فراهم می‌کرد، در نتیجه مهمان‌پذیری از عملی فردی به کنشی جمعی تبدیل شد و جامعه محلی نقش مهمی در مدیریت شرایط بحران ایفا کرد، همچنین در چنین شرایطی، نظام‌های سنتی بخشش و یاریگری مانند نذر، وقف، تقسیم غذا و کمک‌های داوطلبانه فراتر از مهمان‌پذیری در خانه، در خیابان‌ها و در قالب موکب‌های متعدد تقویت شد. این کنش‌های خیرخواهانه علاوه بر اینکه نیاز‌های فوری جنگ‌زدگان را برطرف می‌کرد، احساس هم‌سرنوشتی و مسئولیت مشترک را در میان مردم افزایش می‌داد. در واقع جنگ موجب شد مردم بیش‌ازپیش به ارزش‌های مشترک خود بازگردند و همین امر به تقویت هویت جمعی و انسجام اجتماعی کمک کرد. با توجه به اینکه در سال‌های اخیر شکاف‌ها، نارضایتی‌های سیاسی - اجتماعی و دوقطبی‌های اجتماعی افزایش‌یافته بودند، اهمیت این انسجام و همدلی شکل‌گرفته در بین بخش قابل‌توجهی از اقشار مختلف مردم در جنگ رمضان دوچندان است و امیدواریم مسئولان قدر آن را بدانند و پس از جنگ، این سرمایه اجتماعی (انسجام و اعتماد اجتماعی) را با بی‌برنامگی‌ها و سیاست‌ورزی‌های نادرست به هدر ندهند.

از منظر جامعه‌شناختی، مهمان‌پذیری در زمان جنگ دارای کارکرد‌های مثبت مهمی است. نخستین کارکرد آن حمایت اجتماعی و سپس تقویت انسجام اجتماعی است. هنگامی‌که خانواده‌ها و جوامع محلی در پذیرش و حمایت از جنگ‌زدگان مشارکت می‌کنند، نوعی احساس سرنوشت مشترک میان افراد شکل می‌گیرد که به افزایش همبستگی اجتماعی کمک می‌کند. این فرایند همچنین موجب تقویت اعتماد بین‌فردی می‌شود، زیرا افراد تجربه همکاری و همیاری را در شرایط دشوار با یکدیگر تجربه می‌کنند. کارکرد دیگر این پدیده، تقویت سرمایه اجتماعی و فعال‌شدن شبکه‌های غیررسمی است. روابط خویشاوندی، همسایگی و محلی در چنین شرایطی نقش مهمی در توزیع منابع، ارائه حمایت‌های عاطفی و حل مشکلات روزمره ایفا می‌کنند. علاوه بر اینها مهمان‌پذیری در زمان جنگ می‌تواند به حفظ هویت فرهنگی و محلی کمک کند، زیرا ارزش‌هایی مانند تعاون، نوع‌دوستی و احترام به مهمان دوباره برجسته می‌شوند. بااین‌حال این پدیده ممکن است با چالش‌هایی همراه باشد؛ فشار اقتصادی بر خانواده‌های میزبان (به‌ویژه در شرایط اقتصادی جامعه ما) یکی از مهم‌ترین این چالش‌هاست، مخصوصاً زمانی که منابع محدود است و مدت میزبانی طولانی می‌شود، همچنین تفاوت‌های فرهنگی یا سبک زندگی میان میزبان و مهمان می‌تواند در برخی موارد به تنش‌های کوچک اجتماعی منجر شود. در کنار این موارد، اگر مدیریت مناسبی در توزیع کمک‌ها وجود نداشته باشد، ممکن است دلخوری‌ها و نارضایتی‌هایی شکل بگیرد، بنابراین از دیدگاه جامعه‌شناختی مهمان‌پذیری در زمان جنگ پدیده‌ای چندبعدی است که در مجموع نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی و کاهش آسیب‌های انسانی جنگ دارد، اما برای پایداری آن لازم است حمایت‌های نهادی و مدیریت اجتماعی نیز وجود داشته باشد.

برای تداوم فرهنگ همدلی و مهمان‌پذیری، ضروری است میان سنت‌های فرهنگی و سازوکار‌های اجتماعی مدرن پیوندی پایدار ایجاد شود؛ نخستین گام در این مسیر تقویت حافظه جمعی و روایت تجربیات موفق همدلی است. ثبت و بازنمایی تجربیات مردم در پذیرش و حمایت از جنگ‌زدگان می‌تواند به انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های بعدی کمک کند و آن را به بخشی از هویت فرهنگی جامعه تبدیل کند و همچنین بتواند علیه جنگ رسانه‌ای دشمن بایستد. گام دوم، تقویت نهاد‌های مدنی و شبکه‌های محلی است. سازمان‌های مردم‌نهاد، شورا‌های محله و انجمن‌ها و تشکل‌های اجتماعی و حتی رسانه‌های محلی و ملی می‌توانند بستر مناسبی برای سازمان‌دهی فعالیت‌های همیاری و مدیریت کمک‌های مردمی فراهم کنند. در کنار این نهادها، احیا و تقویت نظام‌های سنتی مانند نذر، وقف و مشارکت‌های داوطلبانه نیز می‌تواند به تقویت فرهنگ تعاون کمک کنند، به‌شرط آنکه با شفافیت و مدیریت مناسب همراه باشند. گام سوم، توجه به نقش آموزش است؛ اگر ارزش‌هایی مانند همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و کمک به دیگران در برنامه‌های آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و نیز در مطبوعات تقویت شوند، نسل‌های جدید نیز این ارزش‌ها را در زندگی اجتماعی خود بازتولید خواهند کرد. در نهایت تداوم فرهنگ همدلی زمانی امکان‌پذیر است که این ارزش‌ها نه‌تنها در شرایط بحران، بلکه در زندگی روزمره نیز موردتوجه قرار گیرند. بدین صورت است که مهمان‌پذیری و یاریگری سنتی می‌تواند به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی پایدار به حفظ انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و استمرار هویت جمعی در جامعه کمک کند. البته این امر مستلزم توجه بیشتر حاکمیت به جامعه و تقویت حکمرانی اجتماعی است.

برچسب ها: ایران جنگ جامعه
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر