کد مطلب: ۱۰۴۳۰۰۲
|
|
۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴

تا محاصره هست، مذاکره نیست؛ وزیر خارجه چه دستورالعملی را در رفت‌وآمد به پاکستان و عمان دنبال کرد؟

تا محاصره هست، مذاکره نیست؛ وزیر خارجه چه دستورالعملی را در رفت‌وآمد به پاکستان و عمان دنبال کرد؟
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه راهی تور دیپلماتیکی شامل سفر به پاکستان، عمان و روسیه شده است. هرکدام از این سفر‌ها و پرونده‌های مطرح‌شده وضعیت‌های مخصوص به خود را دارند.

به گزارش مجله خبری نگار، ایران و آمریکا در دومین دوره از آتش‌بس موقت قرار دارند؛ اگر اولین دوره از نظر زمانی مشخص و دو هفته بود، برای دومین مرحله بازه زمانی تعیین نشده است. ایران در طول این دوره با اهرم مسدودسازی تنگه هرمز نشان داد این ابزار علاوه بر شرایط جنگی، در زمان آتش‌بس نیز کارایی دارد؛ اتفاقی که سلطه ایران را تثبیت و عمق توانمندی‌اش را آشکار کرد. در چنین شرایطی سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه راهی تور دیپلماتیکی شامل سفر به پاکستان، عمان و روسیه شده است. هرکدام از این سفر‌ها و پرونده‌های مطرح‌شده وضعیت‌های مخصوص به خود را دارند.

پرونده‌های مهم

تنگه هرمز در میان تمام موضوعات بالاترین اهمیت را دارد؛ اما ایران با مهارت مانع از تبدیل‌شدنش به یک پرونده شده که می‌توانست آن را دارای قید فوریت کند. هرمز اهرم ماند و پرونده نشد. اگر پرونده‌ها حل‌وفصل شوند بر وضعیت هرمز اثرگذار خواهند بود و البته خبری از بازگشت کنترل تنگه به پیش از ۹ اسفند درهرصورت، نیست. در این مرحله همانند تمام دوره‌های پیشین دو دهه اخیر خبری از مطرح‌شدن توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای نیست. پرونده‌های مهم میان ایران، میانجیگران و دشمن به شرح ذیل‌اند:

۱- وضعیت آتش‌بس

آمریکا در زمان مذاکرات قابل‌اعتماد نبود و در حین آن دو بار به ایران حمله کرد. این وضعیت در زمان آتش‌بس بدتر است. آمریکا حد و حدودی تعیین نکرده و احتمال خیانتش در این دوره بالا ارزیابی می‌شود. ایران با حضور در مذاکرات در حال نبض‌سنجی از بازی آمریکا، گرفتن بهانه و افشای بیش‌ازپیش خوی تجاوزگری این کشور است. واشنگتن با منفجرکردن سومین میز مذاکره منزوی‌تر شده و مورد شماتت بیشتری قرار می‌گیرد.

۲- پرونده هسته‌ای

آمریکا خواهان خارج‌کردن مواد هسته‌ای و برچیدن ظرفیت غنی‌سازی است. در مقابل بر اساس آنچه در منابع رسانه‌ای به نظر می‌رسد تهران متمایل به رقیق‌سازی اورانیوم‌های ۶۰ درصدی است و تحت هیچ شرایطی حاضر به انتقال آن به کشور ثالث نیست. درباره اصل غنی‌سازی نیز ایران حاضر به گفت‌و‌گو نیست.

۳- محاصره دریایی

آمریکا پس از آتش‌بس موقت، اعلام کرد ایران محاصره دریایی شده و کشتی‌ها به مبدأ و مقصد آن را توقیف کرده و یا بازخواهد گرداند. طبق پیش‌بینی‌ها محاصره دریایی اولین گام در تسری به محاصره کامل است. فارغ از آنکه این محاصره باتوجه‌به دشواری‌ها تا چه میزان میسر است، ایران در پی شکستن کاملش چه با دست و چه با دندان برخواهد آمد.

مذاکرات درباره این پرونده حالت اتمام حجت را دارند؛ زیرا واشنگتن در غیر این صورت نخست با اقدام عملی علیه شناور‌هایش و دوم با مسدودشدن مسیر‌های دریایی دیگر روبه‌رو می‌شود.

۴- پرونده‌های موردعلاقه ایران

دریافت غرامت که در درون خود معرفی آمریکا به‌عنوان متجاوز را در پی دارد و درخواست خروج نیرو‌های آمریکایی از منطقه، همواره توسط ایران مطرح می‌شوند، هرچند در برهه کنونی مسائل فوری‌تری وجود دارند و دشمن تاکنون زیر بار این موضوعات نرفته است. مطرح‌کردن مداوم این مسائل و اهرم‌سازی برای تحقق آنها، فشارشکنی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکاست.

تحلیل موضوعی مذاکرات از منظر مقصد‌ها

سفر عراقچی به سه نقطه طراحی شد که هرکدام ویژگی‌هایی دارند.

۱- پاکستان

پاکستان میانجیگر زمان جنگ بوده و هدف اصلی آن همان‌گونه که در طرح ردشده چین-پاکستان اعلام شد، توقف فوری جنگ و حفاظت از آتش‌بس است. در مذاکرات اسلام‌آباد تمرکز بر موضوع توقف جنگ است. چین دست حامی آتش‌بس به شمار می‌آید که از طریق پاکستان آن را پیگیری می‌کند. باتوجه‌به مختصاتی که مطرح شد، سفر وزیر خارجه به پاکستان ابعاد دیگری می‌یابد. پاکستان تا حدی در حال پیشبرد منافع چین است که رقابتی راهبردی با آمریکا دارد و خود این کشور از جهت کلان، عملکردی متفاوت با دیگر همسایگان جنوبی ایران داشته و آمریکا نتوانست از خاک این کشور تهدیدی عمده علیه ایران تدارک ببیند؛ پس تقویت نگاه به شرق و سیاست همسایگی در سفر عراقچی دیده می‌شود. اول ملت و سپس دولت پاکستان در وقایع رخ‌داده در مجموع مثبت عمل کردند و چین، در آخرین رأی‌گیری شورای امنیت درباره جنگ، اقدام مثبتی انجام داد.

۲- عمان

اگر قطر پرونده میانجیگری و ارتباطات میان گروه‌های اسلامی و غرب را برعهده داشت، عمان در حوزه هسته‌ای و سیاسی فعال بود. گفت‌و‌گو در عمان چند معنی درون خود دارد. عمان به دلیل رفتار مناسب‌تر خود در جنگ نسبت به دیگر دولت‌های عربی، همچنان مسیر گفت‌و‌گو باقی ماند. علاوه بر مسیر پاکستان برای مذاکره با آمریکا، برای تصحیح مشکلات تک‌خطی بودن میانجیگری، خط عمان هم فعال شد.

اگر چین به همراه پاکستان علیه آغاز جنگ فعال‌اند، عمان نیز به‌عنوان مخالف عربی جنگ، ظرفیت‌هایش در این راه به کار گرفته می‌شوند؛ مسقط می‌تواند از ارتباطات خود با دولت‌های عربی، اروپایی به همراه سیاستمداران و رسانه‌های آمریکایی در این زمینه استفاده کند. موضوع مهم و احتمالی دیگر، تغییر آرایش رزمی آمریکا در منطقه است که به‌جای پایگاه‌های زمینی و ثابت در خلیج‌فارس، این بار ناوگان دریایی و متحرک این کشور در دریای عمان برای تهدید ایران تقویت شده‌اند.

۳- روسیه

روسیه در سه حوزه مهم اهمیت دارد. در پرونده هسته‌ای، حمایت از ایران در شورای امنیت سازمان ملل و مقابله با اقدامات آمریکا برای محاصره ایران که احتمالاً فراتر از محاصره دریایی در جنوب، به اختلال در ارتباطات باقی مرز‌ها هم کشیده می‌شود؛ از جمله مرز‌های شمالی برای واردات و صادرات کالا و انرژی و همچنین رفت‌وآمد مسافران.

ازآنجاکه محاصره دریایی ایران به گفته معاون وزیر خارجه روسیه بر این کشور اثر خواهد گذاشت، مسکو انگیزه‌هایی برای شکستن آن دارد. روس‌ها می‌دانند خود یک هدف عمده در محاصره دریایی‌اند.

نکات

۱- اگر ایران خود را طرف پیروز می‌داند، پیگیری مزایای این قضیه تا حد زیادی منوط به رایزنی‌های سیاسی و دیپلماتیک است. در روز‌های اخیر سردار اسماعیل قاآنی فرمانده سپاه قدس با سفر به بغداد و دیدار با مقامات عراقی بر جلوگیری از تحمیل اراده آمریکا برای تعیین نخست‌وزیر و تشکیل دولت تأکید کرده است. این سفر و رایزنی‌های سیاسی آن بر مبنای تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه و عراق در پیامد جنگ رمضان صورت گرفت. در این جنگ، مقاومت به پایگاه‌های آمریکا در بغداد حمله کرد و در همراهی با ایران، مواضع تروریست‌ها در اقلیم کردستان را درهم کوبید؛ حملاتی که همچنان از سوی ایران ادامه دارند. ازسوی‌دیگر عراقی‌ها حملاتی به پایگاه‌های آمریکا و مواضع دولت‌ها در خلیج‌فارس داشتند که خبر‌ها از حمله به کویت نشان می‌دهد آن نیز ادامه یافته است. تضعیف موقعیت امنیتی آمریکا در عراق (حملات به پایگاه‌های آمریکا در خاک عراق) و از عراق (حملات گروه‌های مقاومت عراقی به سرزمین دولت‌های خلیج‌فارس)، باعث شده تا تهران در پی تحصیل مزایای این تغییر باشد. به همین ترتیب نقدکردن دیگر مزایا هم نیازمند مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک در ترکیب با تلاش‌های نظامی و امنیتی است.

۲- ایران در مذاکرات سیاسی می‌کوشد با انتقال پیام‌ها از حاکمیت به شمول دستگاه نظامی به دولت‌های همسایه، به هرگونه جنگ محتمل آتی شکل دهد. دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و آمریکا فکر نمی‌کردند ایران اراده ورود به درگیری بزرگ با واشنگتن را داشته باشد.

این امر محقق شده و آنها باید بدانند در صورت تداوم همکاری، ملزم به پرداخت هزینه خواهند شد.

۳- به دلیل مسدودشدن تنگه هرمز قضیه ابعادی بین‌المللی گرفته است و ناگزیر گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک افزایش می‌یابد.

این فقط ناشی از گفت‌و‌گو‌های دوجانبه نیست، بلکه دولت‌های زیان‌دیده تلاش دارند مذاکرات را تسهیل کنند.

۴- در سفر عراقچی قرار نبود دیداری با مقامات آمریکایی صورت بگیرد. در این سفر وزیر خارجه پاسخ ایران به پیشنهاد‌های آمریکا به طرف پاکستانی ارائه شد. ادعای ترامپ درباره لغو سفر مقامات آمریکایی به اسلام‌آباد نادرست است؛ زیرا از اساس سبک گفت‌و‌گو‌های کنونی، ارائه پیشنهاد‌ها به یکدیگر توسط طرف میانجیگر بود.

۵- تداوم حضور ویتکاف و کوشنر در گفت‌و‌گو‌ها به معنای عدم جدیت آمریکا و تخریب میز مذاکره است.

دیپلمات‌ها و سیاستمداران کهنه‌کار و حرفه‌ای چند دولت آمریکا تنها بر پرونده‌ای تمرکز داشتند و بااین‌حال قضایا دشوار بود. حال که مسئله به دو جنگ کشیده و از هسته‌ای فراتر است، چگونه دو فردی که هیچ دید و سابقه دیپلماتیک و حرفه‌ای ندارند قصد حل آنها را کرده‌اند. حضور این دو صهیونیست به‌عنوان رهبر هیئت آمریکایی به معنای بن‌بست است. پس از دو جنگ، تهران نیز به آنها اعتمادی ندارد.

۶- رویکرد دیپلماتیک هم‌زمان چند هدف دارد. هدف نخست و فوری مهار تهاجم نظامی دشمن با زدودن و تضعیف زمینه‌های خارجی و داخلی آن است. حضور ایران در مذاکرات باعث می‌شود طرف‌های بین‌المللی به‌جای اعمال فشار بر تهران به جهت حضور در میدان دیپلماسی، بر ترامپ برای حصول توافق فشار آورد. همچنین در داخل آمریکا پیشران‌ها برای تهاجم تضعیف شده و موانعی ایجاد می‌شوند. واشنگتن حداقل پس از جنگ رمضان متوجه عمق مخاطرات شده و شاید ترجیح دهد به‌جای یک ناکامی دیگر، شانس بیشتری برای مذاکره قائل شود.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بین‌الملل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر