کد مطلب: ۱۰۴۱۰۵۱
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸

پیروزی در میدان رسانه؛ چگونه ویدئو‌های لگویی قواعد جنگ رسانه‌ای را تغییر دادند

پیروزی در میدان رسانه؛ چگونه ویدئو‌های لگویی قواعد جنگ رسانه‌ای را تغییر دادند
همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، جبهه‌ای دیگر نیز به‌طور موازی فعال شد؛ جبهه‌ای که نه در آسمان و زمین، بلکه در ذهن مخاطبان شکل میکیرد.

به گزارش مجله خبری نگار، سیدعلی موسوی، پژوهشگر حوزه رسانه نوشت: همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، جبهه‌ای دیگر نیز به‌طور موازی فعال شد؛ جبهه‌ای که نه در آسمان و زمین، بلکه در ذهن مخاطبان شکل میکیرد. در این میدان، گروهی ناشناس با نام «Explosive Media» به فارسی «اخبار انفجاری» توانستند با مجموعه‌ای از ویدئو‌های کوتاه لگویی مبتنی بر هوش مصنوعی، توجه میلیون‌ها کاربر را در فضای مجازی به خود جلب کنند. پدیده‌ای که بیش از آنکه یک تولید محتوای ساده باشد، نشانه‌ای از تغییر عمیق در ماهیت جنگ رسانه‌ای است.

این گروه که خود را یک «تیم انیمیشن لگویی ایرانی» معرفی می‌کند و گفته می‌شود کمتر از ۱۰ عضو دارد، با تولید ویدئو‌هایی به زبان انگلیسی و با موسیقی رپ، روایت‌هایی خاص از تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل ارائه می‌دهد. در این روایت‌ها، چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو در قالب فیگور‌های لگو بازنمایی شده و سناریو‌هایی از شکست و ناکامی آنها به تصویر کشیده می‌شود. انتخاب این قالب، نه یک تصمیم صرفاً زیبایی‌شناختی، بلکه یک انتخاب استراتژیک است.

لگو به‌عنوان یک زبان بصری جهانی، واجد ویژگی‌هایی است که آن را به ابزاری ایده‌آل برای عملیات شناختی تبدیل می‌کند. این قالب، در نگاه اول بی‌طرف، کودکانه و غیرتهدیدکننده به نظر می‌رسد و دقیقاً به همین دلیل، می‌تواند پیام‌های سیاسی و حتی جنگی را بدون ایجاد مقاومت ذهنی به مخاطب منتقل کند. در واقع، خشونت و تقابل، در پوسته‌ای نرم و سرگرم‌کننده بسته‌بندی می‌شود. نوعی «ایمن‌سازی روایت» که در آن، واقعیت سخت جنگ به تجربه‌ای قابل‌مصرف در شبکه‌های اجتماعی تبدیل می‌شود.

عامل کلیدی دیگر در موفقیت این پروژه‌ها، استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان شتاب‌دهنده تولید محتواست. AI امکان تولید سریع، کم‌هزینه و در عین حال متنوع را فراهم می‌کند. این یعنی یک تیم کوچک می‌تواند در زمانی کوتاه، ده‌ها روایت مختلف تولید و در میدان رقابت الگوریتمی آزمایش کند. چنین ظرفیتی، عملاً مدل سنتی تولید رسانه‌ای را که متکی بر منابع گسترده و ساختار‌های بزرگ بود، به چالش کشیده است.

در کنار فرم و فناوری، «لحن» نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. این ویدئو‌ها به‌جای استفاده از ادبیات رسمی، جدی و خطابه‌ای، از طنز، اغراق و عناصر سرگرمی و موسیقی رپ بهره می‌برند. نتیجه آن است که پیام سیاسی، نه به‌عنوان تبلیغات، بلکه به‌عنوان محتوایی سرگرم‌کننده مصرف می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیل‌گران، از جمله مجله اکونومیست، بر آن تأکید کرده‌اند:

در جنگ تبلیغاتی مبتنی بر هوش مصنوعی، ایران در حال پیروزی است

ایران توسط هوش مصنوعی ویدیو‌های طنز از دولت ترامپ تولید می‌کند که در آنها سناریو‌های زیرکانه، توانسته‌اند پیام‌های سیاسی خود را بسیار موثرتر از محتوا‌های «جدی و تهاجم‌آمیز» کاخ سفید منتقل کنند.

یکی از دلایل اصلی وایرال شدن این محتوا‌ها نیز دقیقاً در همین ترکیب نهفته است: سادگی بصری، روایت قابل‌فهم، موسیقی زبان انگلیسی برای دسترسی جهانی، و قابلیت بالای بازنشر در قالب «مِم». در چنین شرایطی، هر ویدئو به یک واحد مستقل از روایت تبدیل می‌شود که می‌تواند به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی تکثیر شود و بر ادراک عمومی تأثیر بگذارد.

با این حال، حذف کانال یوتیوب این گروه در ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ به دلیل «محتوای خشونت‌آمیز»، نشان داد که پلتفرم‌ها هنوز در مواجهه با این نوع محتوای ترکیبی که در مرز میان سرگرمی، سیاست و پروپاگاندا قرار دارد دچار چالش هستند. برچسب‌گذاری این محتوا‌ها به‌عنوان «خشونت‌آمیز» شاید از منظر قوانین پلتفرم قابل‌توجیه باشد، اما مسئله اصلی، پیچیده‌تر از آن است: این محتوا‌ها نه صرفاً به دلیل نمایش خشونت، بلکه به دلیل قدرت بالای اثرگذاری و شکل‌دهی به روایت، به موضوعی حساس تبدیل شده‌اند.

در این میان، نکته‌ای که اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، تغییر توازن قدرت در میدان رسانه‌ای است. اگر در گذشته، دولت‌ها و رسانه‌های بزرگ بازیگران اصلی جنگ روایت‌ها بودند، امروز تیم‌های کوچک، چابک و خلاق نیز می‌توانند با اتکا به فناوری و درک صحیح از منطق شبکه‌های اجتماعی، وارد این رقابت شوند و حتی در برخی موارد، از بازیگران سنتی پیشی بگیرند.

برای درک این تغییر، کافی است یک مقایسه ساده انجام دهیم: یک بیانیه رسمی چند دقیقه‌ای از یک نهاد دولتی، در برابر یک ویدئوی ۳۰ ثانیه‌ای طنزآمیز و قابل‌اشتراک. در فضای رسانه‌ای امروز، دومی نه‌تنها سریع‌تر دیده می‌شود، بلکه احتمال بیشتری برای بازنشر و تأثیرگذاری دارد. این یعنی معیار موفقیت، از «رسمیت و اقتدار» به «جذابیت و قابلیت انتشار» تغییر کرده است.

پدیده ویدئو‌های لگویی را نباید صرفاً یک ترند زودگذر تلقی کرد.

برچسب ها: ایران رسانه جنگ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر