کد مطلب: ۶۲۴۵۹۹
|
|
۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۸:۱۸

ای غزه! پرچمت در بلندای پرآوازه‌ترین دانشگاه‌های غرب به اهتزاز درآمد‌

ای غزه! پرچمت در بلندای پرآوازه‌ترین دانشگاه‌های غرب به اهتزاز درآمد‌
ای مقاوم‌ای غزه! بگذار بگویم چه زیباست غیرت مردان و زنانت و تو! چه زیبا درس مقاومت و آزادگی را به جهانیان آموختی!‌

به گزارش مجله خبری نگار، ای مقاوم!‌ای غزه! چه غم‌انگیز است آهنگ لالایی مادرانت برای کودکان خفته در کفن، و چه زیبا آنان عشق به خاک سرزمینت را، در سینه مالامال از غم و درد و رنج کودکان بی‌پدر جای می‌دهند.‌ای مقاوم! تو به ما ایستادگی را آموختی و الفبای مقاومت را وقتی در گهواره بودیم، برایمان زمزمه کردی!‌

ای غزه!‌ ای مقاوم! هیچ می‌دانی امروز نام پرافتخارات در جهان می‌درخشد و حتی پرچمت در بلندای پرآوازه‌ترین دانشگاه‌های غرب به اهتزاز درآمده است؟‌

ای مقاوم! هیچ می‌دانی جهان با خبر است از گوشت و استخوان‌های نحیف دخترکان و پسرکانی که این روز‌ها در زیر ویرانه‌های ناشی از بمباران، خوراک سگ‌های ولگرد غزه می‌شوند؟‌

ای غزه! پرچمت در بلندای پرآوازه‌ترین دانشگاه‌های غرب به اهتزاز درآمد‌

ای غزه! هیچ میدانی جهان باخبر است از گور‌های دسته جمعی زنان و دختران بی‌گناه و بی‌سرت؟‌

ای مقاوم!‌ای غزه! هیچ می‌دانی جهان باخبر از سینه‌های خالی از شیر مادرانت و از آغوش‌های خالی از مادر طفلانت!


اصلا هیچ می‌دانی این روز‌ها قلب جهانیان برایت نگران می‌تپد و چشم جهانیان برایت اشک‌ریزان است؟‌

ای غزه!‌ای مقاوم! نیک می‌دانیم این روز‌ها بر خاک سرزمینت و بر مردان و زنان و کودکانت چه می‌گذرد، از نفس‌هایی که بوی مرگ می‌دهند! از لباس‌هایی که بوی کفن می‌دهند! از تنهایی که بوی آتش و دود می‌دهد و از جان‌هایی که بوی ترس و وحشت می‌دهند! باخبریم!‌

ای غزه! پرچمت در بلندای پرآوازه‌ترین دانشگاه‌های غرب به اهتزاز درآمد‌

ای مقاوم! این روز‌ها از هجوم وحشیانه وحشی‌ترین اشقیا بر آشیانه کودکان و زنان و مردان بی‌پناهت باخبریم!‌

ای غزه! این روز‌ها باخبریم، از سر‌های بالا مانده از مقاومت، از تَن‌های پرپرشده از مظلومیت، از چشمان نگران از ویرانه‌ها، از شکم‌های خالی از غذا، از لب‌های تشنه از آب، از قلب‌های وحشت‌زده از جنگ و از فریاد‌های مظلومیتت!‌

ای غزه!‌ ای مقاوم! بگذار بگویم از دیدار‌هایی که به قیامت ختم می‌شوند! از چشم‌هایی که روشن نشده، بسته می‌شوند!

از نفس‌هایی که از ترس در قفس سینه حبس می‌شوند! از ناله‌های بی‌رمق مردان و زنانت در زیر ویرانه‌ها!‌

ای مقاوم!

بگذار بگویم از مردان زانو زده با چشم‌های بسته، از سر‌های خمیده با دست‌های بسته، از تَن‌های بی‌سر، از سر‌های بی‌تَن، از کودکان بی‌مادر، از مادران بی‌کودک، از خانه‌های ویرانه، از داغ‌های بر دل نشسته! از هَست و نیستَد‌ای غزه!‌ای غزه!‌

ای مقاوم! بگذار بگویم جهان باخبر است از آوارگی مَردومانت، از دستبند‌ها و چشم‌بند‌ها و پا‌های بسته در غل و زنجیر جوانانت، از بدن‌های یخ‌زده از سرما، از گلو‌های تشنه از آب، از زخم‌های بی‌دارو، از بی‌پدری دخترانت، از ترس و وحشت پسرانت، از مادران داغدارت و از خاک سرزمین بی‌گناهت!‌ای مقاوم!‌ای غزه! بگذار بگویم چه زیباست غیرت مردان و زنانت و چه زیبا، تو! درس مقاومت و آزادگی را به جهانیان آموختی.‌ای غزه! اندکی دیگر مقاومت! خورشید خواهد آمد...

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر