به گزارش مجله خبری نگار/ایران ورزشی: فوتبال دفاعی جذاب نیست، اما مشتری دارد. مشتریانش هواداران فوتبال نیستند، اما تصمیم گیرندگان اول این ورزش به حساب میآیند. اعضای هیأت مدیره، مدیران باشگاه، معاونان، مربیان و حتی بازیکنان تیم در بسیاری از موارد ترجیح میدهند بازی دفاعی انجام بدهند. یادمان باشد در مورد اکثریت تیمها صحبت میکنیم نه تیمهای نخبه.
حمله کردن صنعت گرانقیمتی است. برای بستن یک تیم تهاجمی باید بیشتر پول بدهی. حمله ظرافت و کلاسی دارد که لاکچری است. همه وسعشان نمیرسد. همه از پس هزینههایش برنمی آیند. همه نمیتوانند مهاجم خارجی باکلاس و بازیکنهای تغذیهکننده ملیپوش بخرند. دفاع ارزانتر و در دسترستر است.
اقتصاد فوتبال دفاعی، اقتصاد راحتتری است. اگر کمبود بودجه داری، دفاعی بازی میکنی. اگر خواستی از منابع محلی پول و بودجه اضافی به دست بیاوری، همیشه میتوانی برای خرید یک مهاجم جدید پول جور کنی. برای مهاجم خارجی همیشه میشود پول جور کرد. تیمت را با بودجه محدودت دفاعی ببند.
فلسفه فوتبال دفاعی فلسفه راحتتری است. دور هم جمع شوید، فضا را ببندید، یار را بگیرید، منافذ را کور کنید. هر وقت لازم شد بزنید زیر توپ. هر دفاع متوسطی میتواند بازی حریف را خراب کند. هر هافبک دفاعی قلچماقی میتواند با یک تکل بازیکن طراح حریف را نقش بر زمین کند یا مصدوم سازد. خراب کردن بازی تیم رقیب کاری است راحت. آنچه سخت و دشوار است و ظرافت و مهارت و فکر میخواهد، بازی تهاجمی است. باید نقشه بکشی، دیکته کنی و به موفقیت برسی.
بازی دفاعی بازی راحتتری است. تماشاگر نمیپسندد، اما بعد از چند هفته، نتایج به اعتبار تبدیل میشوند. دلیل رواج فوتبال دفاعی همین است.