کد مطلب: ۱۰۵۶۹۶۲
|
|
۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۵

زن ایرانی و غریبگی و آشنایی با خیابان

زن ایرانی و غریبگی و آشنایی با خیابان
خیابان‌های مدرن، موقعیت عبور و مصرف هستند و رگ‌های سرد شهر؛ و از این منظر خیابان‌ها در تجربه امروز به‌خودی‌خود کمتر فضایی زنانه است. نه اینکه خانه‌های تنگ‌وترش آپارتمانی برای اینکه قلمروی امن، راحت و فراخ اراده‌ورزی زنانه باشند، چنگی به دل می‌زنند؛ اما دست‌کم به سابقه ایران معاصر که نگاه می‌کنیم، زن ایرانی در روزمره خودش کمتر اهل خیابان و اهلی خیابان بوده است.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان-مهدی تکلّو، پژوهشگر مطالعات جنسیت و جامعه: خیابان‌های مدرن، موقعیت عبور و مصرف هستند و رگ‌های سرد شهر؛ و از این منظر خیابان‌ها در تجربه امروز به‌خودی‌خود کمتر فضایی زنانه است. نه اینکه خانه‌های تنگ‌وترش آپارتمانی برای اینکه قلمروی امن، راحت و فراخ اراده‌ورزی زنانه باشند، چنگی به دل می‌زنند؛ اما دست‌کم به سابقه ایران معاصر که نگاه می‌کنیم، زن ایرانی در روزمره خودش کمتر اهل خیابان و اهلی خیابان بوده است. مرادم از زن ایرانی، تیپیکال زنانی است که واجد وجهی سلامت نفس، عقلانیت سیاسی و تقید به حدود دینی یا شرعی هستند که غاطبه زنان را در ایران در برمی‌گیرند. این زن ایرانی «خیابان‌گزین» نبود حتی اگر هم هرگز «خانه‌نشینی» و «خانه‌بسندگی» را انتخاب نکرده بود. او هر اندازه در شبانه‌روزش به فعالیت‌های اجتماعی مبادرت داشت، باز خیابان را، چون کمتر دلالت‌های زندگی‌گونه داشت، معبر می‌دید و نه مسکن. در همین عدم‌تناسب زن با خیابان بود که پیش از این اصطلاح «زن خیابانی» با دلالت‌های منفی‌اش برساخت شد و حکایت از زنی «خانه‌گریز» می‌کرد.

پیش از جنگ وقتی به سرشت خیابان و معنا‌های انباشته در آن می‌نگریستیم، خیابان را کمتر جایی بهره‌مند از روح زنانه و نیروی زندگی می‌دیدیم. این انجماد و سرمای خیابان البته گاهی در مناسبت‌ها و موقعیت‌های خاص ویرایش می‌شد؛ مناسبت‌های ملی و مذهبی به‌صورت تقویمی و حوادث سیاسی استثنا‌هایی بودند برای این که شمایل دیگری از رابطه زن و خیابان را ببینیم و به‌همین واسطه هم می‌توانستیم از جلوه‌ها و معنا‌های متفاوتی از خیابان بحث کنیم؛ اما زندگی پدیده‌ای استثنایی نیست. زندگی در استمرارش زندگی می‌شود. سیاست فرهنگی ارگان‌های برگزارکننده تجمعات و راهپیمایی‌ها هم اگر چه در همین استثنا‌های تقویمی راهی را برای «حضور» زنان در خیابان فراهم می‌کردند؛ اما به‌دلیل اینکه از اساس درون‌مایه‌های عقلانی مردانه داشتند، کمتر امکان تکوین زندگی را در همین استثنا‌ها ایجاد می‌کردند؛ بنابراین در یک نگاه اولیه باید گفت زن ایرانی خاصه در قشری که جهان‌بینی مقاومتی و ارزشی خاص را دنبال می‌کنند، غریبه این خیابان‌ها هستند. این غریبگی را می‌توان در معماری خیابان هم دید وقتی که نه‌تنها به‌نحو روزمره کمتر زنانه است بلکه به‌علاوه برای حضور موقت و تردد هم کمتر بر اساس اقتضائات و تمایلات زنانه طراحی می‌شده است. با این همه و فارغ از روزمره دوران جمهوری اسلامی، زن ایرانی از قدیم با خیابان بی‌نسبت نبوده است. زن ایرانی خاصه از زمانی که دست در دست امام (ره) گذاشت و به نهضت پیوست، مطالبه‌گر و اقامه‌کننده زندگی بوده است. اگر چه معمولاً این زندگی‌بخشی در قلمروی حریم خانگی زنانه پیگیری می‌شد؛ اما زن ایرانی در پنج‌دهه گذشته به‌عنوان نیروی اصلی حفاظت از زندگی دائماً درحال مبارزه با پیشرانه‌های مرگ بوده است و تلاش کرده در هر موقعیتی که قدم می‌گذارد، شمیمی از زندگی را در آنجا برپا کند. خواه این موقعیت دانشگاه باشد، خواه در مسجد و هیئت و نهاد‌های اجتماعی و خواه در محیط کار و فعالیت. حافظه درخشان این زن به روز‌هایی برمی‌گردد که زنان برای اولین بار نهضت انقلابی را به‌صورت علنی و عمومی به خیابان کشیدند.

واقعه هفده دی سال ۵۶ در مشهد که به تعبیر رهبر شهید «معجزه انقلاب» بود اولین موقفی بود که زنان با چادر‌های مشکی خیابان‌ها را تسخیر کردند و به اذعان رهبر شهید پس از آن بود که ملت، ملت شد و در قالب یک حرکت عمومی به قیام انقلابی پیوست. هر اندازه وضعیت روزمره حاکی از غریبگی زن و خیابان باشد، این خاطرات تسخیر خیابان‌ها که در جا‌هایی زنان جلوتر از مردان حضور داشتند برای آنها فراموش‌نشدنی است. جنگ تحمیلی دوم و سوم، جنگی مستقیماً علیه زندگی بود. ترجمه جنگ وجودی در جهان زنانه احتمالاً به ستیزی مستقیم با زندگی معنا شود. البته زندگی غیر از روزمرگی است و جنگ اگرچه در ظاهر علیه روزمره اجتماعی عمل می‌کند و آن را مخدوش می‌سازد؛ اما روزمرگی در واقع نیرویی برای جنگیدن نمی‌آفریند و سرانجام جنگ‌طلبان را آن‌طور که باید تهدید نمی‌کند. جنگ، اما مستقیماً کانون زندگی را هدف می‌گیرد و سرچشمه‌های حیات انسانی و انسان‌گونه را تهدید می‌کند. ترور رهبر و امام امت ترور زندگی در ابعاد جمعی بود. سرچشمه حیات جامعه و تشکیلاتش امام جامعه است و اینجاست که جنگ وجودی معنا پیدا می‌کند. جنگ وجودی جنگی است به هدف برچیدن زندگی جامعه بنا می‌شود و زن ایرانی اهل مقاومت یگانه زنی است که در این پهنه خاکی، «زندگی» را هنوز در دامان خود پاس داشته است. جنگ تحمیلی سوم تلاش برای ازاله زندگی بود و زن ایرانی براساس جهان عاطفی و معرفتی‌اش که زندگی را تحت‌تکفل می‌آورد، خود را در باطن این جنگ تصور کرد. خیابان اصلی‌ترین نماد و معرف حوزه عمومی است.

اگر قرار باشد زندگی یک ملت مورد هدف قرار بگیرد باید خیابان‌هایش آشکارا از زندگی تهی شود و اگر قرار است زندگی بماند و بجوشد باید در همین اصلی‌ترین جلوه‌گاه پاسداری بشود. جنگ تحمیلی سوم زندگی در ابعاد یک جامعه و یک هویت جمعی را هدف گرفت و سپس زن ایرانی خود را در معرض این مسئولیت دید که زندگی را نه در پستوی حریم خصوصی خود بلکه در آشکارترین جنبه و جلوه حضور جامعه پاسداری کند؛ بنابراین زن ایرانی از همان ساعات ابتدایی به خیابان‌ها شتافت و حالا حدود هشتاد روز است که در آنجا بیتوته کرده است. حتی در آخرین چهارشنبه سال که تهدید‌های داخلی (شورش) و خارجی (جنگ) برای مرگ جامعه رجز خوانده بودند، زن‌ها خیابان‌ها را تسخیر کردند. ما این روز‌ها داریم در خیابان‌ها زندگی را استشمام می‌کنیم. ما در خیابان‌ها لانه کرده‌ایم و واقعاً احساس آرامش داریم؛ نه آسایش منفعلانه روزمره، بلکه آرامش از سلوک و بعثت. این خیابان‌ها دیگر خیابان‌های سرد گذشته نیست و گرمای خیابان‌ها حتی در شرایط تعلیق جنگ هم دوام دارد. این زن‌ها بودند که زندگی را از انحصار خانه درآوردند و در خیابان جاری کردند. خیابان محیط الفت اجتماعی شده و به یمن حضور زن‌ها، مردم نه در قالب آرایش‌های حرفه‌ای و رزمی بلکه در قالب نوعی تعاون و انس جمعی به خیابان می‌آیند. همین گرمای خیابان باعث شد که به تعبیر رهبری یخ برخی شکاف‌ها و فاصله‌ها آب شود و فروبریزد. زن‌های ایرانی جنگ را اجتماعی کردند.

زن‌های ایرانی با آفرینش زندگی در بطن همین خیابان‌هایی که بدواً کمتر اهل آن بودند، آن را به محیط اراده‌ورزی آحاد جامعه تبدیل کردند. این حضور گرم مرهون استیج‌های نهاد‌ها و ستاد‌های برگزارکننده نیست که اگر واقعی‌تر ببینیم این استیج‌ها کمتر واجد زندگی‌اند و کمتر اجازه می‌دهند مردم همان‌گونه که در اربعین جاده‌ها و مسیر‌ها را به موقف‌های ولایت و بهم‌پیوستگی جمعی تبدیل می‌کنند، عمل کنند. این خیابان، خیابان جدیدی است و این به‌واسطه زنان ایرانی است که سفره زندگی و حیات انسانی را روی همین زمین خشک پهن کرده‌اند.

برچسب ها: جامعه زنان
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر