کد مطلب: ۱۱۷۰۰۰۷
|
|
۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۸

توافقی که ترامپ از ابتدا قصد اجرای آن را نداشت؛ ایران برای دور جدید جنگ چه خوابی دیده است؟

توافقی که ترامپ از ابتدا قصد اجرای آن را نداشت؛ ایران برای دور جدید جنگ چه خوابی دیده است؟
توافق اسلام‌آباد در حالی به پایان رسید که گزارش‌هایی از پشت پرده مواضع دولت ترامپ، تردید‌های جدی درباره نیت واقعی واشنگتن از مذاکره ایجاد کرده است. حالا ایران با عبور از تجربه آتش‌بس‌های گذشته، تعیین ۷ شرط جدید و فعال‌سازی دیپلماسی با روسیه و چین، در حال ترسیم معادلات تازه‌ای برای مواجهه با آمریکا است؛ معادلاتی که می‌تواند سرنوشت دور بعدی تنش‌ها را تغییر دهد.

به گزارش مجله خبری نگار، با پررنگ‌شدن احتمال وقوع دور جدیدی از درگیری‌ها و تهدید ایران به برخورد بسیار سخت با هرگونه تهاجم، رایزنی‌های دیپلماتیک شدت گرفته‌اند که شامل ورود بازیگران پرقدرت‌تر به این صحنه می‌شود. آمریکا و رژیم صهیونیستی هر دو تهدیداتی برای حمله به اهداف انرژی، هسته‌ای، عملیات زمینی و به‌کارگیری سلاح‌های خاص داشته‌اند و در مقابل ایران در پیام‌های مختلفی اشاره کرده که در این صورت تنها دست به تقابل ساده نزده و تمام اهداف انرژی، داده‌ای، هوش مصنوعی، مراکز مالی و زیرساختی متحدان آمریکا را ویران می‌کند. در همین حال تهران روشن ساخته استفاده از سلاح‌های خاص باعث بازنگری بیشتر در دکترین هسته‌ای و نهایی‌سازی خروج از ان‌پی‌تی می‌شود.

تهدیدات ایران دورنمایی سهمگین از جنگ آتی تصویر می‌کند که تنها بخشی از آن در درگیری‌های یمن با عربستان، قابل‌مشاهده است. در این راستا ضمن مراجعه دولت‌های ذی‌نفع به روسیه و چین برای میانجی‌گری بین آنها و تهران، پکن و مسکو برای مقابله با طرح‌های توسعه‌طلبانه آمریکا، حمایت از متحدان مختلف خود در غرب آسیا که شامل ایران و اعراب می‌شود و حفظ منافعشان، در حال افزایش فعالیت هستند.

روز گذشته سردار سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی، گفت‌وگویی تلفنی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه داشت که در آن طیف گوناگونی از مسائل مانند تحولات منطقه مورد رایزنی قرار گرفتند؛ در این گفت‌و‌گو سرلشکر رضایی از مواضع صریح آقای پوتین و سایر مقامات و مسئولان روسیه در تمجید از نقش رهبر شهید انقلاب (رحمة‌الله‌علیه) و سایر قهرمانان بزرگ ملی و حمایت از استقامت و پایداری مردم ایران تشکر و قدردانی کرد. همچنین طرفین برای ادامه همکاری‌های راهبردی بر اساس نقشه راه ترسیم شده توسط رهبران عالی دو کشور تأکید کردند. این در حالی است که چندی قبل، سرگئی لاوروف، وزیرخارجه روسیه پس از شرکت در نشست سازمان همکاری خلیج‌فارس در بحرین پیام‌هایی را از سمت این دولت‌ها و احتمالاً آمریکا به ایران منتقل کرد. دیروز هم‌زمان با رایزنی تلفنی مقامات تهران و مسکو، علی باقری، معاون بین‌الملل دبیر شورای‌عالی امنیت ملی برای دیدار با مقامات چینی به پکن سفر کرد. باقری روز دوشنبه با وانگ ئی، وزیرخارجه چین دیدار داشت که در آن احتمالاً تمرکز بر مسائل جنگ و توافق بوده است، زیرا در غیر این صورت و برای بررسی موضوعات دیگر، چنین دیداری از سمت ایران توسط مقامات شورای‌عالی امنیت ملی صورت نمی‌گرفت و نهاد‌های معمول کار را انجام می‌دادند. شورای‌عالی امنیت ملی در حال حاضر پیشبرد مذاکرات را برعهده دارد و پس از ترور و شهادت علی لاریجانی، دبیر سابق شورا، ریاست و نبض مذاکرات در دستان دبیرخانه قرار گرفته است.

علی باقری در دیدار با هیئت چینی گفته است: «ایران آمادگی دارد تا در مسیر احیای ثبات در منطقه‌ای که آمریکا و رژیم صهیونیستی برهم‌زننده آن بودند، در قالب ترتیبات جدیدی که در آن آمریکا دخالت نداشته باشد و رژیم صهیونیستی در آن نفوذ نداشته باشد، گام بردارد.» معاون دبیر شورای‌عالی امنیت ملی همچنین چین را «قدرت مسئول جامعه بین‌الملل، شریک راهبردی ایران و بازیگری کلیدی در صلح و ثبات منطقه» توصیف کرده است. گفت‌و‌گو‌ها و ورود جدی‌تر بازیگران مهم به منازعه از جهاتی برای مهار ولع آمریکا برای بی‌ثباتی دامنه‌دار و طولانی‌مدت در جهان است به‌طوری‌که به‌تازگی افشا شده دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به هیچ توافق آتش‌بسی با ایران اعتقاد ندارد. سایت ریسپانسیبل استیت کرافت، مجله آنلاین مؤسسه کوئینسی طی گزارشی که در ۳۰ مهر (۲۲ اکتبر ۲۰۲۶) منتشر کرد به‌صراحت نوشت شواهد گویای آن هستند که ترامپ از توافق ژوئن در اسلام‌آباد، برای تضعیف اهرم فشار ایران استفاده کرد بدون آنکه قصدی برای اجرای توافق داشته باشد. طبق این گزارش مقامات عالی‌رتبه دولت ترامپ به اعضای کنگره که نگران توافق بوده‌اند، تأکید کرده‌اند که این موارد هیچ‌گاه اجرایی نمی‌شوند. طبق این گزارش بیل کسیدی، سناتور جمهوری‌خواه که با نگرانی از توافق احتمال داشت در کنار دموکرات‌ها به محدودیت اختیارات جنگی دولت رأی بدهد، در جلسه‌ای توسط جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و استیون ویتکاف نماینده آمریکا در امور خاورمیانه توجیه شد و به مواضع پیشین خود بازگشت.

صحبت ونس از فریب‌کاری آمریکا در نشست اسلام‌آباد، حتی فرض‌ها درباره وی را هم زیر سؤال می‌برد؛ زیرا این‌گونه تبلیغ می‌شد که او رهبری جناح مخالف جنگ در دولت را برعهده دارد و مدافع جدی توافق با ایران است تا آمریکا را از این جنگ نجات دهد؛ اینکه وی در جلسه‌ای حاضر می‌شود تا تنها به یک عضو کنگره بگوید توافقی که در اسلام‌آباد بسته به اصطلاح «سرکاری» بوده است، حکایت از فریب‌کاری و جنگ‌طلبی کامل کابینه ترامپ دارد. پس از برهم‌خوردن توافق اسلام‌آباد که با اعلام رسمی شخص ترامپ و رفتار‌های آمریکا صورت گرفت، چه افراد و کارشناسانی که با ادعای آمریکا‌شناسی و اطلاع از تمام مناسبات پشت پرده قدرت، ادعا می‌کردند تهران باید تلاش می‌کرد هرطور شده توافق را زنده نگه دارد تا جناح ونس تقویت و سایه جنگ برطرف شود. نه ونس مرد صلح بود و نه آنان دشمن‌شناس.

نکات

۱. روندی که نگاه موقت دشمن به آتش‌بس‌ها را نشان می‌دهد

در جنگ ۱۲ روزه با سرکوب پایگاه‌های موشکی غرب کشور که حاوی موشک‌های بالستیک تاکتیکی دقیق و به‌اصطلاح «اسرائیل‌زن» ایران بودند، امکان حملات پرحجم و مؤثر به پایگاه‌های نظامی رژیم از بین رفت و تهران برای فشار بر تل‌آویو و سوق‌دادن آن به آتش‌بس، تأسیسات موجود در مناطق شهری را آماج حملات قرار داد تا حملات قابل‌انکار نباشند و فشاری بر ساکنان وارد آید. اواخر جنگ با اتمام موشک‌های رهگیر و تسهیل هدف‌گیری مناطق حساس شهری، دشمن آتش‌بس را مطرح کرد و برای اعمال فشار به سمت زدن زیرساخت‌ها حرکت کرده و در نهایت آمریکا برای خاتمه ماجرا وارد میدان شد.

در جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی هر دو هم‌زمان و از ابتدا در همراهی با یکدیگر وارد جنگ شدند و ازاین‌رو در صورت اتمام تاب‌آوری یک طرف، ورود طرف دیگر به جنگ نمی‌توانست کارت فشار برای قبول آتش‌بس از سمت ایران باشد.

براین‌اساس با افزایش قیمت نفت، آسیب به دست‌کم ۸۱ هواگرد، تضعیف ذخایر موشک‌های رهگیر از جمله مصرف‌شدن ۸۰ درصد موشک‌های تاد، تخلیه یک‌سوم ذخایر موشک کروز تاماهاک و دورنمای تبدیل نبرد به جنگ مداوم بی‌پایان، واشنگتن ضمن ادامه تهدید به جنگ زیرساختی، عنصر تشدید جنایت را هم وارد گزینه‌ها کرد؛ در همین راستا بود که یک فروند موشک کروز به سمت بازار تهران پرتاب شد؛ گرچه منابع رسانه‌ای در گزارش‌های فوری و بر اساس صحنه و تصاویر از عمل‌نکردن کلاهک خبر می‌دادند؛ اما این تک‌موشک تعمداً بدون کلاهک به مرکزی مهم، ضروری برای زندگی مردم، پرجنب‌وجوش و با حضور فعال تعداد زیادی از مردم و کسبه بدون کلاهک پرتاب شد تا واشنگتن تهدید کند درصورتی‌که جنگ متوقف نشود، دست به تشدید جنایت خواهد زد که جان و زندگی مردم را تهدید می‌کرد.

در درگیری پیوسته دوهفته‌ای در جنوب که به «جنگ هرمز-۲» مشهور شد، این بار عدم ورود رژیم صهیونیستی به نبرد تبدیل به کارت فشار برای محدودکردن شدت و زمان حمله ایران تبدیل شده بود. در آن دوره تبلیغ می‌شد هرچه شدت ضربات افزایش یافته و درگیری طولانی‌تر شود، در کنار آمریکا که در حال حمله به جنوب بود، رژیم صهیونیستی برای زدن غرب و مرکز کشور وارد عمل می‌شود.

به طور خلاصه در جنگ ۱۲ روزه زیرساخت‌ها و ورود آمریکا، در جنگ ۴۰ روزه زیرساخت‌ها و جنایت و در درگیری‌های دوهفته‌ای یا ۱۱ روزه جنوب، ورود رژیم صهیونیستی کارت فشار بودند. از خرداد ۱۴۰۵ تا به امروز، هر سه درگیری ۱۲، ۴۰ و ۱۱ روزه، دشمن با تمام امکانات خود در برابر ایران تاب‌آوری‌اش را از دست داده و البته با گروگان‌گیری برخی مسائل و کارت‌هایی، ضمن قبولاندن آتش‌بس به ایران، در دور بعدی درگیری‌ها تهدیدات مزبور را عملی و از کارت‌ها استفاده کرده است.

در جنگ ۱۲ روزه آمریکا حضوری مهم، اما موردی داشت و ایران تهدید می‌شد که از سوی دو دولت مورد تهاجم قرار می‌گیرد؛ در نهایت در جنگ ۴۰ روزه این اتفاق رخ داد و جنگ شامل ورود آمریکا، زدن زیرساخت‌ها و جنایات شد.

این روند حکایت از آن دارد که دشمن درست در نقطه‌ای که طاقتش طاق شده، دست به مانور برای آتش‌بس می‌زند تا ضمن ر‌هایی از فشار برای دور بعدی جنگ و درگیری آماده شده و کارت تهاجم غافلگیرانه را هم احیا کند.

۲. دولتی با ترامپ توافق نکرده است

تاکنون دولتی موفق به امضای توافقی با ترامپ نشده است؛ اگر توافقی صورت بگیرد مبهم، با عمر کوتاه، تحمیلی و پردردسر است. توافق نفتی با ونزوئلا برای بهره‌برداری از ۱۷ میدان نفتی با حجم ۶۵ میلیارد بشکه، پس از ربودن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور و تسلیم سیاسی کاراکاس صورت گرفت. در خصوص گرینلند، ترامپ به طور یک‌جانبه خبر از توافق با این منطقه و دانمارک داد و در ادامه بدون آنکه این موضوع از سمت طرف مقابل تأیید شود، وی از تسلط کامل و پیوستن جزیره مزبور به آمریکا خبر داد؛ درحالی‌که توافق‌های قدیمی در ارتباط با آزادی عمل امنیتی و نظامی آمریکا در گرینلند برای دفاع راهبردی از سرزمین آمریکا در برابر تسلیحات روس‌ها و چینی‌ها بود. خبری از مفاد توافق و یا اصل انعقاد آن به جز ادعا‌های رئیس‌جمهور آمریکا وجود ندارد؛ ولی آنچه احتمالش می‌رود، توافقی بر مبنای توافقات قبلی ولی با اختیارات بیشتر است که هرچه باشد معنای پیوستن گرینلند به آمریکا را نمی‌دهد. کانادا کشور دیگری که مورد طمع ترامپ بوده و به‌صراحت از تلاش برای الحاق آن به آمریکا صحبت می‌کند، توافق با ترامپ را رد و میز مذاکره را ترک کرده است.

آمریکا ادعا دارد درپی کاهش سوءاستفاده‌های دیگران در تجارت بوده و از اهرم تعرفه برای آن استفاده می‌کند؛ اما در خصوص کانادا، واشنگتن به طور آشکاری می‌خواهد از مسیر تعرفه‌گذاری و فشار اقتصادی این کشور را تسلیم، فروپاشانده و به خود ملحق کند.

دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و کشور‌های شرق آسیا مانند ژاپن و کره‌جنوبی که ستون‌های آمریکا برای کسب منافع اقتصادی خاص به شمار می‌روند، برخی در ماه‌های ابتدایی دولت ترامپ برای ر‌هایی از فشار وی پذیرفتند طی یک دهه تریلیون‌ها دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کنند؛ اما با وجود ارائه فوری این امتیازات، چیز خاصی از واشنگتن دریافت نکردند.

۳. خروج از توافق‌نامه اسلام‌آباد تقصیر که بود؟

دولت ترامپ به مخالفان توافق اسلام‌آباد در داخل مجموعه‌های سیاسی نزدیک به خود، به‌صراحت اعلام کرده بود قرار نیست در این توافق بماند و از آن خارج خواهد شد. این اتفاق، اما امری منوط به گفتن عناصری در دولت وی نبود بلکه می‌شد آن را از عوامل دیگری دریافت. دشمن از همان ابتدا نقض تعهدات را آغاز کرد و در درون متن نیز مفادی فریبکارانه وجود داشت. آمریکا معافیت فروش نفت را در بازه‌ای تعیین کرده بود که محموله‌ها را نمی‌شد از خلیج‌فارس به بازار اصلی منتقل کرد. این مجوز نیز در حین اجرای توافق لغو شد. دشمن پذیرفته بود فعالیت نظامی در جنوب لبنان را متوقف سازد؛ اما چنین کاری نکرد. پول‌های بلوکه‌شده آزاد نشدند و لغو تحریمی انجام نشد.

آمریکا توافق را اجرا نکرده و آن را نقض می‌کرد و حتی استمرار چنین توافقی را هم موقت می‌دانست. فارغ از مسئله رفتار و نیت، این شخص ترامپ بود که از مرگ توافق خبر داد. با تمام این تفاسیر، طعنه‌زنندگان داخلی، کاسبان اقتصادی و سیاسی، تراستی‌های متخلف، رسانه‌ها و فعالان رسانه‌ای مرتبط با مفسدان به همراه تبلیغاتچی‌های دشمن و البته افراد ناآگاه، نابودی توافق را به گردن ایران می‌اندازند؛ استدلال اصلی این افراد آن بود که شلیک به شناور‌های متخلف در تنگه هرمز باعث شد آنچه از توافق در تعلیق محاصره دریایی باقی مانده بود، از دست رفته و با اعمال مجدد محاصره تجارت سخت و یا متوقف شود.

دشمن عملاً تمام توافق را نقض کرده بود درحالی‌که ایران تمام آن امتیازات را با اهرم تنگه هرمز به دست آورد و اجازه داشت در برابر نقض توسط دشمن، از همان تک‌اهرم استفاده کند. ازسوی‌دیگر راه‌اندازی کریدور جنوبی در سمت عمانی تنگه برخلاف توافق‌نامه بود؛ زیرا اداره و مدیریت عبورومرور شامل خواسته‌های ایران نیز می‌شد.

دشمن در دوره آتش‌بس توافق را اجرا نکرده و آن را نقض می‌کرد و درپی ازبین‌بردن اهرم مؤثر تنگه بود. در چنین شرایطی همچنان ایران از توافق خارج نشد تا اینکه ترامپ پایانش را اعلام کرد.

۴. جایگزینی ۷ شرط با توافق اسلام‌آباد

گفته می‌شود قرار بود مذاکرات آتش‌بس جنگ، نه بدون آتش که زیر آن و ادامه فشار بر دشمن انجام شود. این امر مزایایی داشت؛ به دلیل مذاکرات، سطح منازعه و درگیری‌ها کاهش می‌یافت و این ریسک سقف زدن جنگ را به پایین‌ترین سطح می‌رساند. ازسوی‌دیگر تهدیدات زیرساختی و جنایت بر روی ایران مؤثر ارزیابی نمی‌شد تا ترامپ پس از آن بار‌ها به این تهدیدات متوسل شود تا جایی که گفته می‌شود جنگ محتمل بعدی همین‌گونه شروع خواهد شد؛ درست به همان شکل که عامل آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه، از همان ابتدا در جنگ ۴۰ روزه وارد شد.

ایران دیگر قصد ندارد اشتباه رخ‌داده را تکرار کند و محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی که مذاکرات را هدایت می‌کند، از اصلاح این روند خبر داده است.

در صحنه میدانی امروز دشمن و متحدانش زیر آتش قرار دارند؛ ایران در تنگه و پیرامون آن به شناور‌های متخلف حمله می‌کند و این حملات علاوه بر نفتکش‌ها، شناور‌های تجاری و کانتینربر‌ها را هم در بر می‌گیرد. یمن به‌عنوان ضلع بعدی مقاومت در حال آتش ریختن روی عربستان است که دورنمایی از تشدید را برای دشمن ترسیم می‌کند. حملات به زیرساخت‌های سعودی در صورت ادامه‌یافتن و تشدید می‌توانند با ایجاد کمبود در سوخت، ثبات داخلی سعودی را خدشه‌دار کنند.

دشمن در تنگه هرمز و سراسر خاک سعودی در محدوده‌ای بسیار وسیع زیر آتش قرار دارند؛ گرچه به طور رسمی جنگ نامیده نمی‌شود. توافق اسلام‌آباد را آمریکا کشت و ایران دیگر به این توافق باز نمی‌گردد. تهران ۷ شرط تعیین کرده که پس از تأمین آنها وارد مذاکره می‌شود.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر