کد مطلب: ۱۰۳۹۵۶۸
|
|
۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۹

تصرف زیرساخت‌های دشمن توسط ایران بخشی از جنگ زیرساختی محتمل

تصرف زیرساخت‌های دشمن توسط ایران بخشی از جنگ زیرساختی محتمل
اگر آمریکا به سمت هدف قراردادن زیرساخت‌های ایران حرکت کند، دو مسئله پیش روی تهران ایجاد می‌شود؛ انتقام‌جویی تنها یک وجه آن است و بازسازی موضوع مهم دیگر است.

به گزارش مجله خبری نگار، اگر آمریکا به سمت هدف قراردادن زیرساخت‌های ایران حرکت کند، دو مسئله پیش روی تهران ایجاد می‌شود؛ انتقام‌جویی تنها یک وجه آن است و بازسازی موضوع مهم دیگر است. تخریب زیرساخت‌ها مختصاتی دارد. دشمن با تخریب آنها می‌خواهد درآمد‌های کشور را کاهش داده و دولت را مجبور کند برای واردات جهت جبران کاهش تولید داخلی و پرداخت هزینه‌های بازسازی، منابع کلانی اختصاص دهد. حتی با وجود اختصاص چنین مبالغی، تأمین ضروریات دشوار شده و نگرانی‌هایی نیز شکل می‌گیرد. در انتقام‌جویی ایران، این مختصات باید رعایت شوند.

تهران نباید صرفاً به هدف‌گیری اهداف فیزیکی، مشابه با اهداف فیزیکی‌ای که دشمن انتخاب کرده برود، بلکه این اهداف فیزیکی باید طبق مختصات خاص انتخاب شوند. به‌عنوان نمونه اگر دشمن با هدف‌گیری مجدد تأسیسات پتروشیمی بکوشد ضربات اقتصادی وارد کند، ایران نیز در صورت می‌بایست علاوه بر تأسیسات پتروشیمی منطقه، ترمینال‌های ویژه صادرات این محصولات و چاه‌های نفتی تأمین خوراک آنها را درهم بکوبد.

پس از انتقام، بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده در جنگ زیرساختی دومین موضوع مهم است. این تأسیسات برای تأمین نیاز‌های مردم و کسب درآمد صادراتی دولت ضروری‌اند. زیرساخت‌هایی که آسیب دیده‌اند دو پرونده مالی برای ایران می‌گشایند؛ تأمین منابع مالی برای واردات محصولاتی که تولید داخلی آنها کاهش یافته است و دوم، بازسازی زیرساخت‌های آسیب دیده‌اند.

برای این کار ایران چند راهکار دارد؛ اخذ عوارض از تنگه هرمز اصلی‌ترین و نقدترین ابزار در دستان ایران است. ایران برای بازسازی خرابی‌های جنگ، به‌دست‌آوردن مخارج آن و ارتقای نیرو‌های مسلح اعلام کرده از کشتی‌های عبوری عوارض اخذ می‌کند. آشکار است که افزایش هزینه‌های جنگی ایران، می‌تواند بر نرخ و مدت‌زمان عوارض‌گیری بیفزاید.

در این میان باتوجه‌به دیگر حرکات دشمن، پنجره‌های متعددی برای تأمین هزینه‌های بازسازی ایجاد می‌شود. اگر دشمن به سمت هدف‌گیری زیرساخت‌ها برود و هم‌زمان در جزایر اقداماتی انجام دهد، با باز شدن مسیر تهاجم زمینی ایران به خاک محل استقرار دشمن، تهران می‌تواند کنترل برخی زیرساخت‌های موجود در آن همانند چاه‌های نفت و پالایشگاه‌ها را برای مدت زمانی مشخص، در اختیار خود نگاه دارد.

هرگونه حرکت زمینی دشمن، به ایران مشروعیت حمله زمینی متقابل را می‌دهد. ترکیب ضرورت یافتن حمله زمینی از سوی ایران با چاره‌جویی تهران برای تأمین هزینه بازسازی زیرساخت‌های تخریب‌شده، راهی جز در اختیار گرفتن تأسیسات دشمن باقی نمی‌گذارد. این اتفاق، تسلط ایران بر تنگه هرمز را که اولین راهکار این کشور برای تأمین هزینه‌هاست، تقویت می‌کند. در این صورت، تهران علاوه بر مسیر عبور، مبدأ ارسال را هم تحت کنترل قرار می‌دهد.

در مقایسه بین درآمد اخذ عوارض در تنگه هرمز و تسلط بر تأسیسات اقتصادی دشمن، به نظر می‌رسد که در اختیار گرفتن تأسیسات اقتصادی در خاک دشمن، عایدات بیشتری دارد؛ اما هم‌زمان هزینه‌های بیشتری نیز داشته و تسلط بر آن برای دوره‌های زمانی بلندمدت، بسیار دشوار است.

تنگه هرمز در کنار سواحل کشور واقع شده و ایران نیازمند انتقال گسترده تسلیحات و نفرات به فواصل دور نیست. ازسوی‌دیگر کنترل بر آن گرچه مناقشه‌برانگیز، اما برای طولانی‌مدت امکان‌پذیر است. کنترل تأسیسات اقتصادی دشمن در جنوب خلیج‌فارس، اما نیازمند انتقال نیرو و تسلیحات، رساندن تدارکات به آنها و احیای دائم توجیهات برای تداوم تسلط است.

بااین‌وجود اگر دشمن به سمت جنگ زیرساختی و عملیات زمینی ورود کرد، راهی جز تهاجم به خاک دشمن برای تسلط بر تأسیسات حیاتی آن نیست.

منبع: فرهیختگان

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر