کد مطلب: ۱۰۳۹۱۸۲
|
|
۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۳

ضربه به «توسکا»؛ پایان رسمی آتش‌بس! دزد دریایی مو زرد به دنبال چیست؟

ضربه به «توسکا»؛ پایان رسمی آتش‌بس! دزد دریایی مو زرد به دنبال چیست؟
بر پایه مبانی حقوق بین‌الملل، محاصره دریایی اقدامی خصمانه است و کشور‌ها آن را به‌مثابه اعلان جنگ تلقی می‌کنند. ترامپ بدون توجه به آنکه قطع شریان‌های دریایی حیاتی علیه یک کشور، به معنای نقض آتش‌بس علیه آن کشور است، بر آتش محاصره افزود و توییت‌های تهدید‌آمیزش علیه ایران را ادامه داد. حالا سرنوشت گفت‌و‌گو‌های احتمالی به موضوع محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز گره خورده است.

به گزارش مجله خبری نگار، حمله آمریکایی‌ها به کشتی تجاری ایرانی نقطه اوج نقض آتش‌بس بود. در این عملیات زورگیری، آمریکا با شلیک به‌سوی یکی از کشتی‌های تجاری ایران به نام «توسکا» در آب‌های دریای عمان، سیستم ناوبری آن را از کار انداخت و با پیاده‌کردن تعدادی از تفنگداران خود روی عرشه شناور، آن را گروگان گرفت. این اتفاق دقیقاً دو روز قبل از زمانی رخ داد که آمریکا به‌عنوان روز مذاکره اعلام کرده بود. پیش‌ازاین، دو طرف با میانجیگری پاکستان با توافق آتش‌بس به مدت ۱۴ روز موافقت کردند و فردا (چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵) آخرین روز این توافق است. بااین‌حال ایالات متحده طی این دو هفته بار‌ها آتش‌بس را نقض کرد. محاصره دریایی که از همان روز‌های ابتدایی علیه ایران انجام شد، اولین حرکت ضدصلح بود. بر پایه مبانی حقوق بین‌الملل، محاصره دریایی اقدامی خصمانه است و کشور‌ها آن را به‌مثابه اعلان جنگ تلقی می‌کنند. ترامپ بدون توجه به آنکه قطع شریان‌های دریایی حیاتی علیه یک کشور، به معنای نقض آتش‌بس علیه آن کشور است، بر آتش محاصره افزود و توییت‌های تهدید‌آمیزش علیه ایران را ادامه داد. حالا سرنوشت گفت‌و‌گو‌های احتمالی به موضوع محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز گره خورده است.

درحالی‌که طرف آمریکایی با تکیه بر ابزار تهدید و تداوم فشار بر مبادی ورودی و خروجی ایران، سعی در امتیازگیری دارد، وضعیت میدان و اعلام مقامات حکایت از موضع کاملاً روشن ایران دارد؛ پاسخ به محاصره «قطعی» است.

محاصره هم جواب نداد

محاصره دریایی ایران به طور رسمی از تاریخ ۲۴ فروردین (۱۳‌آوریل ۲۰۲۶) توسط ایالات متحده آغاز شد. هدف اصلی دولت آمریکا از این اقدام، مسدودکردن کامل مبادی ورودی و خروجی بنادر ایران بود تا از این طریق تهران را در تنگنای شدید اقتصادی قرار داده و مجبور به پذیرش توافقی جدید کند که شامل رفع مدیریت هوشمند تنگه، توقف کامل فعالیت‌های هسته‌ای و تحویل اورانیوم غنی‌شده به آمریکا می‌شد.

دولت ترامپ با اعلام اینکه بنادر ایران تحت محاصره کامل قرار دارند، به نیروی دریایی خود دستور داد تا مانع از ورود و خروج هرگونه کشتی تجاری یا نفتکش به مقصد یا از مبدأ ایران شوند. این اقدام درست پس از آن انجام گرفت که ایران و آمریکا پس از ۴۰ روز جنگ، در اسلام‌آباد پای میز مذاکره نشستند.

ترامپ مدعی بود با این فشار، صادرات و واردات ایران را به صفر می‌رساند تا تهران چاره‌ای جز توافقی که او می‌خواهد نداشته باشد. بااین‌حال طی زمان محاصره، هیچ گزارشی مبنی بر کمبود کالا یا اختلال در خدمت‌رسانی به مردم داده نشد. مقامات ایران تأکید کردند از مدت‌ها قبل برای چنین وضعیتی آمادگی داشتند و فشار‌های ناشی از محاصره عملاً خنثی شد.

دزدان دریایی مجهز

ایران اکنون بازگشایی تنگه هرمز با مدل طراحی شده توسط تهران را به پایان این محاصره مشروط کرد. در این مدل به‌جای روزانه ۱۳۰ کشتی، تعداد بسیار کمی کشتی امکان عبور از تنگه با دستورالعمل ایران را دارا هستند. البته این تنگه در طول دوران آتش‌بس نیز به دلیل نقض آتش‌بس رژیم در لبنان، مسدود بود، ولی در پی آتش‌بس در جبهه لبنان، ایران برای چند ساعت تنگه هرمز را به صورت محدود باز کرد؛ اما به محض اینکه ترامپ اعلام کرد «تنگه باز شده، اما محاصره دریایی بنادر ایران با قدرت ادامه می‌یابد»، ایران تنگه را مجدداً به طور کامل بست و اعلام کرد امنیت در دریا باید «برای همه» باشد.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات در روند این محاصره، برخورد وحشیانه با کشتی کانتینربر ایرانی «توسکا» بود. این کشتی که از چین عازم بندرعباس بود، در دریای عمان توسط ناوشکن‌های آمریکایی هدف قرار داده شد. طبق گزارش‌ها، نیرو‌های آمریکایی با شلیک به بخش‌هایی از کشتی، آن را از کار انداخته و تفنگداران دریایی آمریکا به عرشه آن هجوم بردند.

برای تحمیل شکست‌های تلخ جدید آماده‌ایم

ترامپ روز یکشنبه مدعی شد که ایران در حال عقب‌نشینی است و «خبر‌های خوبی» از مذاکرات شنیده می‌شود. او با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد اگر تا روز چهارشنبه (موعد پایان آتش‌بس) توافق حاصل نشود، بمباران ایران را از سر خواهد گرفت. بااین‌حال آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب پیش‌تر هشدار داده بود که نیروی دریایی آماده است تا «شکست‌های تلخ جدیدی» به دشمنان تحمیل کند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس کشورمان نیز در واکنشی تند ترامپ را دروغگو معرفی کرد و گفت هیچ امتیازی در مذاکرات داده نشده است. او صراحتاً اعلام کرد: «غیرممکن است که دیگران از تنگه هرمز عبور کنند درحالی‌که بنادر ما در محاصره باشد.» قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز محاصره را «دزدی دریایی» نامید و هشدار داد که پاسخ ایران به این اقدام آمریکا «قطعی» خواهد بود.

در حال حاضر محاصره دریایی به یک بن‌بست کامل رسیده است. آمریکا اصرار دارد که محاصره تا زمان تسلیم ایران ادامه یابد و ایران هم تأکید دارد که تا محاصره شکسته نشود، نه مذاکره‌ای در کار است و نه تنگه هرمز برای تجارت جهانی باز خواهد شد. این وضعیت باعث «جهش ۳۸ درصدی قیمت سوخت» در آمریکا، «اختلال در هزاران پرواز روزانه» به دلیل کمبود سوخت جت و «بحران در صنایع پزشکی و غذایی» جهان شده است.

چرا جاذبه اسلام‌آباد کم شد؟

پاسخ به این محاصره یک امر قطعی و گریزناپذیر است؛ اما وضعیت فعلی را می‌توان از دو زاویه بازخوانی کرد که نشان می‌دهد چرا بحران ادامه پیدا کرده و آتش جنگ فروکش نکرده و کاروان ایران اکراه زیادی نسبت به حضور در اسلام‌آباد نشان داد.

۱- محاصره به‌مثابه جنگ

از منظر قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی و منطق حاکم بر روابط بین‌الملل، محاصره دریایی صرفاً یک ابزار اقتصادی یا تحریمی نیست. وقتی کشوری به طور یک‌جانبه مسیر‌های تجاری و شریان‌های حیاتی تأمین کالا و انرژی یک ملت دیگر را مسدود می‌کند، در واقع از زور استفاده کرده است. این اقدام در متون حقوقی و سیاسی به‌عنوان «اقدام جنگی» شناخته می‌شود.

در شرایطی که نوعی آتش‌بس یا توافق میان طرفین برقرار بوده، اقدام آمریکا در هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری و تلاش برای فلج کردن بنادر ایران، به معنای نقض صریح آتش‌بس است. وقتی طرف مقابل راهزنی دریایی را به‌عنوان یک سیاست رسمی در پیش می‌گیرد، حق دفاع مشروع و تلافی‌جویی برای ایران کاملاً محفوظ است. چنانچه توسط مراجع رسمی اعلام شده که ایران پاسخ به این تجاوز را یک ضرورت برای حفظ حاکمیت ملی خود می‌داند. به همین دلیل است که کنترل مجدد بر تنگه هرمز و احتمال اعمال قواعد سخت‌گیرانه بر عبورومرور کشتی‌ها، به‌عنوان یک پاسخ طبیعی به این اقدام جنگی آمریکا تعریف شده است. در واقع، ایران به جهان اعلام کرده است که امنیت یا برای همه برقرار خواهد بود و یا هیچ‌کس از امنیت در این شاهراه حیاتی بهره‌مند نخواهد شد.

۲- جنگی که جهانی شد

موضوع محاصره دریایی ایران و واکنش تهران در تنگه هرمز، سنگ بزرگی است که در خلیج‌فارس انداخته شده و امواج آن اکنون به دورترین نقاط جهان رسیده است. بحران خاورمیانه دیگر یک تنش عادی میان ایران و آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه به یک بحران جهانی تبدیل شده که توازن قدرت را در سطوح مختلف تغییر داده است.

در سطح اروپا، شاهد یک شکاف تاریخی و عمیق میان روابط فراآتلانتیکی هستیم. رفتار تحقیرآمیز و یک‌جانبه‌گرایانه دولت آمریکا باعث شده است که متحدان سنتی این کشور، منافع ملی خود را در خطر ببینند. اروپایی‌ها که به‌شدت به انرژی و مواد اولیه عبوری از این منطقه وابسته هستند، به این نتیجه رسیده‌اند که دنباله‌روی از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا علاوه‌بر لگدمال‌شدن شأنیت باقی‌مانده‌شان، به رکود، تورم و بحران داخلی در قاره سبز منجر می‌شود.

در سوی دیگر، قدرت‌هایی مثل روسیه و چین از این وضعیت به‌عنوان فرصتی برای تضعیف هژمونی آمریکا بهره می‌برند. بسته‌شدن یا محدودشدن تنگه هرمز که منجر به جهش قیمت انرژی شده، عملاً درآمد‌های مسکو را افزایش داده و تأثیر تحریم‌های غربی علیه روسیه را کم‌رنگ کرده است. چین نیز با مشاهده شکاف میان اروپا و آمریکا، در حال بازتعریف روابط استراتژیک خود است. از طرفی، ایران با تکیه بر مرز‌های زمینی گسترده و مسیر‌های آبی شمال که به روسیه متصل است، نشان داده که محاصره دریایی جنوب نمی‌تواند کشور را به‌زانو درآورد. این واقعیت، کارایی ابزار محاصره را زیر سؤال برده و آن را به یک شوی بی‌فایده تبدیل کرده است.

علاوه بر این، پیامد‌های اقتصادی این وضعیت بر معیشت مردم جهان غیرقابل‌چشم‌پوشی است. تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، شیرفلکه‌های کل اقتصاد بین‌الملل هستند. اختلال در عبور سوخت جت، گاز هلیوم موردنیاز در صنایع پزشکی و تکنولوژی و آلومینیوم و کود‌های شیمیایی، باعث شده حتی کشور‌های دوردست نیز سایه بحران را بر سر خود حس کنند. این وابستگی شدید جهانی، فشار‌ها را بر آمریکا افزایش داده تا دست از سیاست محاصره بردارد؛ چراکه ادامه این روند نه‌تنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه باعث ایجاد یک جبهه متحد از کشور‌های ناراضی شده است که خواهان پایان‌دادن به بازی با امنیت انرژی جهان هستند.

در نهایت، ایران با تغییر قواعد بازی در تنگه هرمز و تبدیل آن به یک آبراه تحت حاکمیت کامل که عبور از آن مستلزم رعایت استاندارد‌های امنیتی و پرداخت عوارض است، واقعیت جدیدی را به دنیا دیکته کرده است. مذاکرات اکنون در سایه این واقعیت پیش می‌رود که ایران با وجود رونکردن کارت‌های بیشتر بازی از جمله تنگه باب‌المندب، دست برتر را در میدان دارد و همین دشمن را از واشنگتن به اسلام‌آباد کشانده است. بدین ترتیب، هرگونه حماقت نظامی یا تداوم محاصره، به معنای فلج شدن بخش بزرگی از اقتصاد و تجارت جهانی خواهد بود و ترامپ نه‌تنها کمترین سود را از آن به دست نخواهد آورد که اقتصاد جهان را با چالش‌های قابل‌توجهی مواجه خواهد کرد.

منبع: فرهیختگان-علی ملکی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر