به گزارش مجله خبری نگار/فارس: به عنوان خبرنگار ۶ بار قلمم بر روی صفحه کاغذ و لبتاب برای نگارش صحبتهای شهید حاج سید ابراهیم رئیسی چرخید.
در نخستین تجربه خبری روزی که با مسؤولیت تولیت آستان قدس رضوی در شب قدر مهیمان مردم مازندران در مصلی ساری بود به عنوان خبرنگار مسؤولیت انعکاس صحبتهای ایشان را داشتم.
از زمانی که به قول خودش به عنوان خادم وارد استان مازندران شد تا آخرین سفرش به عنوان رئیس جمهور خادمی امام رضا (ع) را بالاترین درجه مسؤولیت برای خودش تلقی میکرد و با افتخار درباره آن صحبت میکرد.
روزی که مردم در مصلای ساری برای استقبالش آمدند، هیچ وقت خودش را رئیس جمهور نمیدانست و تاکید میکرد که حضور مردم به خاطر ارادت به انقلاب و رهبر انقلاب اسلامی ایران است.
همزاد پنداری عجیبی با مردم داشت در صحبتهایش حس برتری جویی دیده نمیشد و همین موضوع باعث شد با وجود مشکلات اقتصادی این سید بزرگوار علاقمندان زیادی در کنار خودش داشته باشد.
نکته برجستهتر آیتالله رئیسی که بیشتر از رفتنش محزون و دلشکستهام، اعتقاد عجیبی به توانمندیهای داخلی داشت، اصرار داشت از کشاورزان، تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی که مروج حمایت از تولید داخل هستند حمایت کند.
قولهای روز آخرش به کشاورزان در جلسه شورای اداری و دیدار با مردم مرکز استان مازندران و نوشهر در ارتباط با حمایت از برنجکاران و کشاورزان مدام از ذهنم عبور میکند که تاکید داشتند: نیازمندیهای کشور احصاء شود پس از اطمینان از عدم کفاف تولید داخل نسبت به خرید برنجهای خارجی اقدام شود.
دلواپس طرحهای به زمین مانده مازندران بود، غم عجیبی روی صورتش احساس کردم وقتی که متوجه شد مردم استان مازندران همچنان با مشکل پسماند مواجه هستند و پروژه زباله سوز ساری به بهرهبرداری نرسید، به شخصه به عنوان خبرنگار هر مسؤولی که در این زمینه کم کاری کرده و صحبتهای رئیس جمهور دلسوز را جدی نگرفته و به آن عمل نکرد را نمیبخشم.
به شدت نگران توسعه مازندران بود شاید اگر مشغلههای ریاست جمهوری اجازه میداده هفتگی در استان مازندران حضور پیدا میکرد.
اشتیاقش برای خدمت به مازندران زمانی بیشتر شد که در روستای خرماکلا حضور پیدا کرد از این همه استعداد خدادی که در این استان وجود داشت و از اقدامات جهادی مردم این دیار تا حدودی زیادی ذوف شده بود.
در جلسه شورای اداری بخش اعظمی از صحبتهای خویش را درباره روستای خرما کلا و توانمندیهای این دیار اختصاص داد تا حدودی میشد احساس کرد که خستگی را از تن رئیس جمهور به در کردند.
به لحاظ جسمی خسته بود، اما خسته به نظر نمیرسید، چون اعتقاد داشت در استان مازندران کارهای به زمین مانده زیادی باقی مانده است به همین دلیل تاکید داشت که اگر مشکلات مردم در یک نقطهای حل نشود یک بار نه بلکه ۴۰ بار برای رفع این مشکل حضور پیدا میکنم.
آقای رئیس جمهور شما به مردم مازندران و کشاورزان قول دادید که مشکل عدم خرید محصولات و جلوگیری از واردات را حل میکنید، زحمت کشان این استان روی قول شما حساب باز کردند، پروژه ساماندهی پسماند داشت به سرانجام میرسید تکلیف این وعدهها چه میشود.
راستی مردم مازندران نامههای زیادی برای شما نوشتند، حداقل بگویید تکلیف این نامهها چه میشود؟
اصلا اشکال ندارد که برنجها در انبار ماند و طرحهای اشتغال زائی مازندران به ثمر نرسید، اصلا ما نه پاسخ نامه میخواهیم و نه کارخانه زباله سوز فقط بلند شو و بگو که هستی!