به گزارش مجله خبری نگار، وقتی برای نوشیدن قهوه برنامهریزی میکنیم یا حدس میزنیم که یک توپ در یک هزارتو به کجا میغلتد، مغز ما نیز همین کار را انجام میدهد: تجزیه یک کار پیچیده به مراحل ساده. دانشمندان موسسه فناوری ماساچوست دقیقاً چگونگی عملکرد این فرآیند را کشف کردهاند - و اینکه چرا گاهی اوقات برای تجدید نظر در تصمیم خود، یک «واقعیت جایگزین» را فعال میکنیم. این تحقیق در مجله Nature Human Behavior (NHB) منتشر شده است.
محققان به شرکتکنندگان وظیفهای دادند: حدس بزنید یک توپ که از دید پنهان است، تنها بر اساس دو سیگنال صوتی در چنگالها، در کدام مسیر میغلتد. این وظیفه ساده به نظر میرسد، اما در واقع به محاسبات بسیار پیچیدهای نیاز دارد - آنقدر پیچیده که هیچ انسانی نمیتواند آن را به طور کامل حل کند؛ و در اینجا مغز کنترل اوضاع را به دست میگیرد.
همانطور که نتایج نشان داد، افراد سعی نمیکنند همه گزینهها را به طور همزمان محاسبه کنند. در عوض، آنها از دو ابزار شناختی قدرتمند استفاده میکنند: تفکر سلسله مراتبی - زمانی که یک کار به مراحل متوالی تقسیم میشود، و تفکر خلاف واقع - زمانی که فرد تصور میکند اگر مسیر متفاوتی را انتخاب کند چه اتفاقی میافتد.
جالب اینجاست که انتخاب استراتژی به میزان اطمینان فرد به حافظهاش بستگی دارد: اگر به نظر برسد که سیگنالها را به طور دقیق به خاطر دارید، میتوانید تصمیم را به عقب برگردانید و در آن تجدید نظر کنید. اگر حافظه از کار بیفتد، مغز ترجیح میدهد ریسک نکند.
دانشمندان حتی به یک شبکه عصبی آموزش دادند که همین مسئله را حل کند. تا زمانی که هیچ محدودیتی نداشت، آن را به طور کامل انجام میداد. اما به محض اینکه حافظه یا توانایی چندوظیفگی آن «قطع» شد، شروع به استفاده از همان تکنیکهای انسان کرد.
پروفسور مهرداد جزایری، یکی از نویسندگان این مطالعه، گفت: «مغز ما در محدودیتهای خود کارآمد است. آنها کامل نیستند، اما انعطافپذیرند - و این همان چیزی است که به ما امکان میدهد با مشکلات پیچیده کنار بیاییم.»