کد مطلب: ۱۱۵۷۱۰۸
|
|
۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰

هشت ماه جنگ؛ چرا آمریکا هنوز با معمای توان موشکی ایران روبه‌روست؟

هشت ماه جنگ؛ چرا آمریکا هنوز با معمای توان موشکی ایران روبه‌روست؟
نشست ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ اندیشکده آمریکایی CSIS بار دیگر محدودیت‌های قدرت هوایی در دستیابی به اهداف حداکثری جنگ را برجسته کرد. کارشناسان این نشست درباره دشواری جنگیدن از راه دور، پیچیدگی تأسیسات زیرزمینی و نقش تنگه هرمز در محاسبات راهبردی آمریکا بحث کردند.

به گزارش مجله خبری نگار، کارشناسان اندیشکده آمریکایی معتقدند که آمریکا هرگز نمی‌تواند با حمله هوایی، ظرفیت‌های نظامی ایران را که در استحکاماتی غیرقابل شناسایی قرار دارند، از بین ببرد. ایشان تأکید می‌کنند امنیت نیرو‌های آمریکایی در سراسر منطقه ازبین رفته و تنگه‌های هرمز و باب‌المندب تحت اختیار ایران و یمن قرار دارند و این به صورت مستقیم بر محاسبات واشنگتن اثرگذار است.

کارشناسان مؤسسه مطالعات راهبردی و بین‌الملل (CSIS) در یک پنل تخصصی سعی کردند توضیح دهند که «جنگ با ایران چگونه به پایان می‌رسد؟» ایشان تأکید کردند که زیرساخت‌ها و داشته‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه، پس از این امنیت نخواهند داشت و تنگه‌های حیاتی هرمز و باب‌المندب هم پس از این تحت کنترل ایران و یمن هستند.

ایشان تأکید می‌کنند که این جنگ تمام محاسبات را در واشنگتن دگرگون کرده و هزینه‌های ناشی از جنگ به صورت مستقیم، بر خانوار آمریکایی تحمیل می‌شود.

انهدام ظرفیت موشکی ایران از طریق حمله هوایی ممکن نیست

کارشناسان با اشاره به تداوم توان موشکی و نظامی ایران تأکید می‌کنند که حملات آمریکا و هدف قرار دادن برخی اهداف، لزوماً به معنای نابودی ظرفیت عملیاتی ایران نیست.

کری بینگان توضیح می‌دهد که عملیات نظامی آمریکا در هفته‌های نخست، بر تضعیف توان موشکی و پهپادی متمرکز بود، اما اکنون پس از گذشت هشت ماه، مشخص شده که سپاه پاسداران همچنان پابرجاست و توان موشکی ایران نیز در تأسیسات زیرزمینی و مستحکم باقی مانده‌اند. این کارشناس تأیید می‌کند که انهدام چنین تأسیساتی از طریق حملات هوایی تقریبا غیرممکن است.

کارشناسان در بررسی محدودیت قدرت هوایی آمریکا در برابر زیرساخت‌های مستحکم و زیرزمینی ایران تأکید می‌کنند که توانایی اجرای حملات هوایی، به‌تنهایی تضمین‌کننده دستیابی به اهداف راهبردی جنگ نیست.

بینگان ادامه می‌دهد که نیرو‌های آمریکایی در مراحل اولیه جنگ توانستند به اجرای حملات هوایی بپردازند و شماری از اهداف نظامی ایران را هدف قرار دهند، اما بخش مهمی از ظرفیت‌های موشکی و زیرساخت‌های نظامی ایران در تأسیسات زیرزمینی و مواضع مستحکم مستقر است که شناسایی و انهدام آنها دشواری‌های عملیاتی قابل‌توجهی دارد.

تام کاریکو نیز با اشاره به محدودیت حملات هوایی دورایستا، استدلال می‌کند که دستیابی به اهداف حداکثری، به‌ویژه شناسایی و نابودی تأسیسات عمیق و محافظت‌شده، بدون دسترسی مستقیم و احتمالاً عملیات زمینی بسیار دشوار خواهد بود.

استقلال عمل اعضای محور مقاومت، منافع آمریکایی را بیش از پیش تحت فشار قرار می‌دهد

کارشناسان در بررسی آینده گروه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای ایران معتقدند که حمله به اهداف حزب‌الله لبنان و حماس در جریان جنگ‌های اخیر، هرگز به معنای از میان رفتن شبکه متحدین منطقه‌ای تهران نیست و برخی از این بازیگران همچنان ظرفیت‌هایی برای بازسازی توان عملیاتی و تأثیرگذاری بر تحولات امنیتی منطقه دارند.

کری بینگان توضیح می‌دهد که در مراحل اولیه حملات آمریکا، تمرکز اصلی بر توانمندی‌های نظامی مستقیم ایران قرار داشت و تضعیف گروه‌های هم‌پیمان آن در اولویت ثانویه بود؛ ازاین‌رو، بقای شبکه‌های ارتباطی و ظرفیت‌های عملیاتی این گروه‌ها می‌تواند در دوره پس از جنگ همچنان برای واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن چالش‌آفرین باشد.

در این میان، انصارالله یمن جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا توانایی این گروه برای تهدید اهداف منطقه‌ای و ایجاد اختلال در مسیر‌های دریایی، می‌تواند دامنه پیامد‌های جنگ را فراتر از مرز‌های ایران گسترش دهد.

بر این اساس ایشان احتمال می‌دهند کاهش حضور نظامی آمریکا در عراق بر توانایی واشنگتن برای نظارت بر شبکه‌های انتقال تجهیزات و فعالیت‌های مرتبط با ایران تأثیر بگذارد.

ایشان همچنین در ارزیابی نقش این گروه‌ها مدعی می‌شوند که باید میان هم‌سویی راهبردی با تهران و تبعیت کامل از تصمیمات ایران تمایز قائل شد؛ به‌ویژه درباره انصارالله که، با وجود همکاری با ایران، از محاسبات و اولویت‌های مستقل خود نیز برخوردار است.

گذرگاه‌های حیاتی انرژی تحت اراده و اختیار ایران و یمن قرار دارند

کارشناسان در بررسی اهمیت تنگه هرمز و باب‌المندب به‌عنوان اهرم‌های فشار راهبردی ایران و مقاومت یمن، تأکید می‌کنند که توانایی ایجاد اختلال در مسیر‌های حیاتی انتقال انرژی و تجارت جهانی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های تهران برای افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی ادامه جنگ تبدیل شود.

تنگه هرمز به‌دلیل نقش محوری در انتقال نفت و گاز طبیعی مایع، اهمیت ویژه‌ای دارد و تهدید امنیت کشتیرانی در این گذرگاه می‌تواند بازار‌های جهانی انرژی را تحت فشار قرار دهد؛ در مقابل، باب‌المندب نیز به‌دلیل اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند، از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در این چارچوب، کری بینگان توضیح می‌دهد که ظرفیت ایران و یمن، بیش از آنکه منوط به توان نظامی ایشان باشد، ریشه در اراده و جغرافیای ایشان دارد. به این ترتیب ایشان می‌توانند از موقعیت جغرافیایی و هر میزان ظرفیت نظامی که در اختیار دارند، آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را تحت فشاری جدی و غیرقابل تحمل قرار دهند.

این کارشناسان هشدار می‌دهند که حتی اگر حملات نظامی بخشی از توان دفاعی ایران را هدف قرار دهد، امکان اعمال تهدید و اخلال در گذرگاه‌های دریایی حیاتی همچنان می‌تواند هزینه‌های جنگ را فراتر از میدان نبرد گسترش دهد و پیامد‌هایی برای قیمت انرژی، تجارت بین‌المللی و محاسبات سیاسی دولت‌های درگیر ایجاد کند.

امنیت پایگاه‌ها و داشته‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه از بین رفته است

کارشناسان سپس به آسیب‌پذیری پایگاه‌های نظامی آمریکا می‌پردازند و تأکید می‌کنند که گسترش دسترسی به تصاویر ماهواره‌ای و فناوری‌های پیشرفته جمع‌آوری اطلاعات، محیط عملیاتی را دگرگون کرده و شناسایی و هدف‌گیری نیرو‌ها و زیرساخت‌های نظامی را برای بازیگران بیشتری امکان‌پذیر ساخته است.

به گفته کری بینگان، حتی کشور‌هایی که از توان فضایی گسترده‌ای برخوردار نیستند، می‌توانند با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای تجاری و دریافت اطلاعات از شرکای خارجی، تحرکات نظامی و موقعیت اهداف را شناسایی کنند؛ مسئله‌ای که پنهان نگه‌داشتن آرایش نیرو‌ها و تأسیسات نظامی را دشوارتر می‌سازد.

کارشناسان هشدار می‌دهند که این تحولات، آسیب‌پذیری پایگاه‌ها و زیرساخت‌های راهبردی آمریکا را افزایش داده است؛ زیرا رادارها، سامانه‌های هشدار زودهنگام، مراکز فرماندهی و کنترل، ارتباطات ماهواره‌ای، هواپیما‌های سوخت‌رسان و دیگر تجهیزات پشتیبانی به راحتی در معرض شناسایی و حمله قرار گیرند.

ایشان تأکید می‌کنند که در چنین شرایطی برخورداری از برتری هوایی، امنیت نیرو‌ها و تأسیسات را تضمین نمی‌کند و مزیت اطلاعاتی سنتی آمریکا دیگر کارآمد نیست و لازم است در شیوه استقرار و حفاظت از نیرو‌ها و زیرساخت‌های نظامی آمریکا بازنگری جدی صورت گیرد.

هزینه‌های این جنگ به صورت مستقیم بر خانوار آمریکایی اثر گذاشته است

کارشناسان در بررسی پیامد‌های سیاسی و راهبردی جنگ برای آمریکا، بر تأثیر متقابل انتخابات میان‌دوره‌ای، اختلافات داخلی بر سر تأمین مالی دفاعی و آینده بازدارندگی واشنگتن تأکید می‌کنند.

از نگاه آنان، افزایش هزینه‌های جنگ، بالا رفتن قیمت انرژی و فشار اقتصادی بر خانوار‌های آمریکایی می‌تواند بر محاسبات دولت ترامپ درباره ادامه عملیات نظامی تأثیر بگذارد؛ به‌ویژه آنکه نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، هزینه سیاسی تداوم یک جنگ طولانی و فاقد نتیجه قطعی را افزایش می‌دهد.

در همین حال، قطبی‌شدن فضای سیاسی آمریکا و اختلاف بر سر اولویت‌های دفاعی، تصویب بودجه و برنامه‌هایی مانند «گنبد طلایی» می‌تواند توان واشنگتن برای تدوین و اجرای یک راهبرد دفاعی پایدار را محدود کند.

ایران توانسته محاسبات داخلی در آمریکا را دگرگون کند

کارشناسان همچنین معتقدند جنگ، آسیب‌پذیری پایگاه‌ها و زیرساخت‌های راهبردی آمریکا را آشکار کرد و نشان داد که حتی برتری نظامی و فناوری پیشرفته نیز مانع از وارد آمدن خسارت به نیرو‌ها و تأسیسات این کشور نمی‌شود. این وضعیت بر محاسبات بازدارندگی آمریکا و رقبای آن اثر گذاشته است. زیرا اگر ایران بتواند پس از تحمل حملات گسترده همچنان توان نظامی خود و امکان تهدید منافع منطقه‌ای واشنگتن را حفظ کند، اعتبار تهدید‌های آمریکا برای دستیابی به اهداف حداکثری با پرسش‌های جدی روبه‌رو می‌شود.

این تیم کارشناسی احتمال می‌دهد تهران به‌جای تشدید فوری درگیری، ترجیح دهد از فرصت برای بازسازی توان نظامی و تثبیت موقعیت خود استفاده کند. در مجموع، از دیدگاه شرکت‌کنندگان، نتیجه جنگ تنها در میدان نبرد تعیین نخواهد شد، بلکه به توان دولت آمریکا برای تحمل هزینه‌های اقتصادی و سیاسی، حفظ انسجام داخلی و بازسازی ظرفیت دفاعی نیز وابسته است؛ عواملی که می‌توانند هم بر زمان‌بندی پایان جنگ و هم بر موازنه تهدید و بازدارندگی در دوره پس از آن تأثیر بگذارند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر