کد مطلب: ۱۱۵۶۳۳۰
|
|
۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۷

مانده‌ای چون دوست داری یا چون از تغییر می‌ترسی؟

مانده‌ای چون دوست داری یا چون از تغییر می‌ترسی؟
چرا با وجود نارضایتی از شغل، روابط و شرایط زندگی، باز هم قدمی برای تغییر برنمی‌داریم؟ یک روان‌شناس از ترس‌های پنهانی می‌گوید که ما را به ماندن در وضعیت‌های ناخوشایند وامی‌دارند.

به گزارش مجله خبری نگار، چرا با وجود نارضایتی از شغل یا ارتباطی آزاردهنده با یک دوست، همکار یا آشنایی دور، باز هم به ماندن ادامه می‌دهیم؟

چند بار تا به حال برایتان پیش آمده که از وضعیت کار، زندگی یا روابط فردی به ستوه آمده باشید، اما درست در لحظه تصمیم‌گیری، به جای هر اقدامی عقب‌نشینی کنید؟ روز‌ها و ماه‌ها با نارضایتی سپری می‌شوند، اما انگار نیرویی نامرئی پا‌ها را به زمین دوخته است؛ نیرویی که آدم‌ها را وادار می‌کند تلخیِ شناخته‌شده را به امید‌های مبهم آینده ترجیح دهند. روان‌شناسان این زندان نامرئی و به ظاهر آرام را «منطقه امن ذهن» می‌نامند.

زهره کاظم‌زاده، روان‌شناس، طرحواره‌درمانگر و زوج‌درمانگر، با طرح این پرسش بنیادین که چرا انسان‌ها در وضعیت‌های ناخوشایند جا خوش می‌کنند، می‌گوید:

«تا حالا شده است بدون اینکه از شرایط خود راضی باشید، باز هم آن را تغییر ندهید؟ مثلاً در روابط اجتماعی بمانید که دیگر حالتان در آن خوب نیست، شغلی را ادامه دهید که دوستش ندارید، یا همواره حرف دلتان را فروبخورید که مبادا کسی ناراحت شود؟ دلیل این رفتار یک چیز است:، چون همین شرایط، با همه سختی‌هایش، برای شما آشنا است. به این وضعیت می‌گوییم منطقه امن؛ جایی که شاید خوشحال و راضی نباشید، اما دست‌کم می‌دانید قرار است چه اتفاقی بیفتد. در واقع گاهی چیزی که ما را در این شرایط نگه می‌دارد، نه رضایت، بلکه ترس از ناشناخته‌ها است.»

این طرحواره‌درمانگر در پاسخ به این دغدغه که چگونه می‌توان بدون اضطراب شدید حصار این دایره بسته را شکست می‌گوید:

«لازم نیست یک‌دفعه همه‌چیز را زیرورو کنید؛ قرار نیست فردا صبح از خواب بیدار شوید و انسانی کاملاً متفاوت باشید. فقط کافی است یک قدم کوچک بردارید: یک نه بگویید، یک خواسته‌تان را صریح بیان کنید، کاری را که از انجامش واهمه دارید شروع کنید، یا دست‌کم برای یک‌بار هم که شده، خودتان را به جای راضی نگه داشتن دیگران در اولویت بگذارید. واقعیت این است که رشد درست از همان نقطه‌ای آغاز می‌شود که با وجود ترس، قدمی به جلو برمی‌دارید. اکنون وقت آن است که در خلوت خود با صداقت بپرسید: من در کدام بخش از زندگی‌ام، صرفاً به خاطر ترس باقی مانده‌ام؟»

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر