کد مطلب: ۱۱۴۹۸۰۶
|
|
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۹

فیلم| گوشواره‌ای با تکه‌ای از گوش؛ خاطره هولناک قمرالملوک وزیری از خانه «قصاب لرستان»

فیلم| گوشواره‌ای با تکه‌ای از گوش؛ خاطره هولناک قمرالملوک وزیری از خانه «قصاب لرستان»
خاطره‌ای منسوب به قمرالملوک وزیری درباره هدیه‌ای از امیراحمدی، فرمانده مشهور ارتش رضاشاه، بار دیگر بحث درباره سرکوب و غارت عشایر لرستان در دوره پهلوی اول را مطرح کرده است.

به گزارش مجله خبری نگار، در سال‌های اخیر، سلطنت‌طلبان با تکیه بر روایت‌های تحریف‌شده و داستان‌های ساختگی از دوره پهلوی، تلاش کرده‌اند تصویری متفاوت از واقعیت‌های تاریخی ارائه دهند. این جریان با استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، پروژه تطهیر پهلوی را به‌طور جدی دنبال کرده است.

این پروژه حدود ۱۵ سال پیش، با اقداماتی نظیر راه‌اندازی شبکه فارسی‌زبان منوتو و تولید برنامه‌هایی مانند «تونل زمان» وارد مرحله تازه‌ای شد و در سال‌های بعد نیز با ایجاد انبوهی از صفحات و حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی ادامه پیدا کرد.

در یکی دو سال اخیر نیز استفاده از هوش مصنوعی، به تولید و انتشار گسترده‌تر برخی روایت‌های جعلی از سوی سلطنت‌طلبان کمک کرده است.

با این حال، این روایتگری دیگر مانند گذشته یک‌طرفه نیست و روایت‌های تاریخی و اسناد مربوط به دوره پهلوی نیز بیش از گذشته در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شوند.

هرچند این فعالیت‌ها هنوز منسجم و هماهنگ نیست، اما برخی صفحات با تولید محتوای تاریخی و روشنگرانه، تلاش کرده‌اند روایت‌های واقعی از دوره پهلوی را در اختیار کاربران قرار دهند؛ موضوعی که تا حدی به افزایش آگاهی و ایجاد تردید نسبت به برخی روایت‌های رایج درباره پهلوی منجر شده است.

از این رو، طبیعی است که سلطنت‌طلبان به‌خاطر آگاهی جامعه نسبت به تاریخ پهلوی، احساس خطر کند. به همین جهت عناصر رسانه‌ای سلطنت‌طلب وارد صحنه می‌شوند و روایت‌های واقعی از دوره پهلوی را نیز کاملاً وارونه به مخاطبان خود ارائه می‌کنند.

به‌طور مثال، یکی از این عناصر رسانه‌ای سلطنت‌طلب به تازگی به ماجرای قتل‌عام مردم لرستان توسط ارتش رضاخان اشاره کرده و کوشیده است تا این واقعیت تاریخی را زیر سؤال ببرد یا کلاً انکار کند؛ او مشخصاً به روایتی از «ویلیام داگلاس» قاضی دادگاه عالی ایالات متحده که پس از سقوط رضاشاه از مناطق عشایری بازدید کرده است، درباره جنایات رضاخان و یکی از فرماندهان ارتشش به اسم «امیراحمدی» که به «قصاب لرستان» شهرت داشت، می‌پردازد.

ویلیام داگلاس، در کتاب «سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست‌داشتنی» روایت تکان‌دهنده یک پیرمرد لر از جنایات یکی از فرماندهان ارتش رضاشاه را نقل می‌کند. به گفته او، این کلنل پس از اعدام و سربریدن جوانان لر، با قرار دادن آهن گداخته بر گردن آنان، صحنه‌ای هولناک به راه می‌انداخت و حتی بر میزان دویدن قربانیان شرط‌بندی می‌کرد. در ادامه نیز نیرو‌های ارتش، دام‌ها، فرش‌ها، جواهرات و دیگر اموال مردم را به تاراج می‌بردند. (ویلیام داگلاس، سرزمین شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست‌داشتنی، صص ۱۷۱ - ۱۷۷.)

 

این بلاگر سلطنت‌طلب بدون ارائه هیچ سند یا منبع تاریخی، این روایت را که در همان مقطع از سوی فردی بی‌طرف نقل شده، زیر سؤال می‌برد و حتی مدعی است که قصد دارد «حقیقت» را روشن کند.

به نظر می‌رسد او حتی ویلیام داگلاس را نمی‌شناسد و این نویسنده آمریکایی را انگلیسی معرفی می‌کند. در ادامه نیز با طرح این پرسش که چرا کتاب داگلاس به فارسی نوشته شده، طوری وانمود می‌کند که گویا مفهوم «ترجمه» را نمی‌داند.

فیلم| گوشواره‌ای با تکه‌ای از گوش؛ خاطره هولناک قمرالملوک وزیری از خانه «قصاب لرستان»

جالب این‌جاست که وی با توهین به عشایر لرستان، آنها را راهزن می‌نامد و ادعا می‌کند، چون دارودسته خان‌ها، عشایر را غارت می‌کردند و گشواره از گوش زنان لُر می‌کشیدند، رضاخان آنها را سرکوب کرد؛ اما این داستان‌سرایی در حالی مطرح می‌شود که در منابع تاریخی هرگز به چنین موضوعی اشاره نشده که خودِ لرها، خودشان را غارت کنند و گشواره از گوش زنان خود بکشند.

جالب‌تر اینکه چنین روایتی دقیقاً درباره عملکرد ارتش رضاخان و اقداماتش علیه عشایر لرستان در منابع تاریخی وجود دارد.

درباره کشیدن گوشواره زنان توسط سربازان رضاشاه، «قمرالملوک وزیری» خواننده زن در دوره رضاشاه، خاطره‌ای از یک مهمانی در خانه سپهبد امیراحمدی یا همان قصاب لرستان نقل کرده است.

این خواننده زن این‌چنین بیان کرده: «امیراحمدی برای اجرای موسیقی، من و مرتضی‌خان نی‌داود را به خانه‌اش دعوت کرد و تمام درباریان و بزرگان وقت را پس از آنکه خواندم و گل به سرم ریختند، امیر لشکر مرا خواند، دستم را بوسید و پیش خود نشاند و رو کرد به پیشخدمت‌ها و گفت بروید خورجینی را که از لرستان آورده‌ام بیاورید. خورجین را که آوردند، دست کرد و یک جفت گوشواره از آن درآورد و اولی را گوش من کرد و دومی را نتوانست و آن را در دست من گذاشت. موقعی که آمدم نشستم، دیدم تکه‌ای سیاه و نرم به انتهای گوشواره آویزان است و فهمیدم آن را از غارت آورده‌اند و قسمتی از نرمه گوش به آن آویزان است». (آوای مهربانی، یادواره قمرالملوک وزیری، زهره خالقی، صفحه ۲۳۸.)

در مجموع آنچه در این روایت‌ها دیده می‌شود، نوعی دست‌وپا زدن از سوی سلطنت‌طلبان برای وارونه‌سازی اسناد و خاطرات تاریخی با هدف تطهیر عملکرد حکومت پهلوی است.

درواقع پهلوی‌چی‌ها به‌جای ارائه اسناد و شواهد معتبر برای رد روایت‌های تاریخی، تلاش می‌کنند با تحریف منابع، تمسخر راویان و نسبت دادن جنایات به قربانیان، اصل ماجرا زیر سؤال برود.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر