کد مطلب: ۱۱۳۲۶۶۲
|
|

رنج و سختی با ادامه دادن و زندگی کردن دو مسیر جدا نیست

رنج و سختی با ادامه دادن و زندگی کردن دو مسیر جدا نیست
داستان امیلیا کلارک، بازیگری که در اوج موفقیت حرفه‌ای با بحران جدی سلامتی روبه‌رو شد، اما به مخاطب یادآور شد سختی و ادامه دادن، دو مسیر جدا نیستند

به گزارش مجله خبری نگار، تصویر ما از زندگی سلبریتی‌ها معمولاً با شهرت، موفقیت و ثروت گره خورده است، اما پشت این تصویر درخشان، انسان‌هایی قرار دارند که درست مثل همه ما ممکن است با بیماری، سوگ، شکست عاطفی، اضطراب، فشار روانی یا بحران‌های جدی زندگی روبه‌رو شوند. ویدئویی پربازدید از امیلیا کلارک که در آن توضیح می‌دهد درست در زمانی که یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین پروژه‌های کاری را در دست داشت، دچار خونریزی مغزی شد و مخفیانه درمان را همزمان با کار ادامه داد، یک مثال از این واقعیت است. شاید حتی سخت‌ترین روز‌های زندگی یک فرد، همزمان با موفق‌ترین دوره کاری او باشد. این موضوع یک پیام مهم روان‌شناختی دارد: داشتن مشکل به این معنا نیست که باید زندگی، اهداف و هویت خود را متوقف کنیم.

​​​​​​​رنج همه زندگی نیست

یکی از خطا‌های رایج این است که وقتی با یک بحران مواجه می‌شویم، تصور کنیم دیگر نمی‌توانیم به زندگی عادی برگردیم. در حالی که تجربه سختی، بخشی از زندگی انسان است و لزوماً قرار نیست تمام ابعاد وجود ما را تعریف کند. ممکن است فردی همزمان غمگین باشد، از یک بیماری رنج ببرد یا روز‌های سختی را پشت سر بگذارد و در عین حال همچنان به کار، روابط، علایق و اهدافش ادامه دهد. ادامه دادن به معنای انکار درد نیست. تاب‌آوری روانی یعنی بتوانیم درد و دشواری را ببینیم، آن را بپذیریم و در عین حال اجازه ندهیم تمام زندگی‌مان را در اختیار بگیرد. قرار نیست در روز‌های سخت، مثل روز‌های خوبمان عملکرد داشته باشیم؛ کافی است متناسب با توان همان روز حرکت کنیم.

مشکل برابر است با هویت؟

وقتی فردی با بیماری، شکست یا بحران مواجه می‌شود، ممکن است به‌تدریج خودش را فقط با همان مشکل تعریف کند؛ «من بیمارم»، «من شکست خورده‌ام»، «من دیگر مثل قبل نیستم». اما انسان بسیار بزرگ‌تر از مشکلی است که تجربه می‌کند. ما می‌توانیم همزمان فردی آسیب‌دیده، امیدوار، خلاق، حرفه‌ای، دوست‌داشتنی و موفق باشیم.

بحران پایان مسیرش نبود

امیلیا کلارک، بازیگر شناخته‌شده، در حساس‌ترین دوران کاری خود، با دو بار خونریزی مغزی و جراحی‌های جدی روبه‌رو شد. با وجود این تجربه دشوار، فعالیت حرفه‌ای خود را رها نکرد و همچنان در زمان بیماری، به کار و فعالیت‌های هنری و اجتماعی ادامه داد. داستان او یادآوری می‌کند که یک بحران جدی لزوماً پایان مسیر حرفه‌ای یا شخصی انسان نیست. البته قرار نیست از تجربه او نتیجه بگیریم که همه باید با وجود بیماری بدون توقف کار کنند؛ گاهی استراحت، درمان و کمک گرفتن دقیقاً همان چیزی است که برای ادامه مسیر لازم داریم.

زندگی در فصل سخت هم ادامه دارد

ما معمولاً تصور می‌کنیم ابتدا باید تمام مشکلاتمان حل شوند و بعد به موفقیت برسیم. اما زندگی همیشه این‌طور پیش نمی‌رود. ممکن است فردی در یکی از دشوارترین دوره‌های شخصی‌اش، مهم‌ترین پروژه کاری خود را تجربه کند یا به دستاوردی برسد که سال‌ها برای آن تلاش کرده است. این اتفاق به این معنا نیست که موفقیت درد را از بین می‌برد، بلکه نشان می‌دهد درد و رشد می‌توانند در یک دوره زمانی کنار یکدیگر وجود داشته باشند.

یک قدم کافی است

همه ما، حتی موفق‌ترین و مشهورترین آدم‌ها، روز‌های سخت خودمان را داریم. مهم این نیست که هرگز زمین نخوریم؛ مهم این است که یاد بگیریم چگونه با کمک گرفتن، مراقبت از خود و پذیرش واقعیت، دوباره مسیرمان را پیدا کنیم. قرار نیست مشکلات را انکار کنیم یا به خودمان فشار بیاوریم که همیشه قوی باشیم. قوی بودن یعنی استراحت کردن، کمک خواستن و سپس، وقتی توانش را پیدا کردیم، یک قدم دیگر برداشتن. مشکل می‌تواند بخشی از داستان زندگی ما باشد، اما نباید اجازه دهیم تمام داستان ما شود.

منبع: خراسان-زهرا عیدگاهی | کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر