کد مطلب: ۱۱۷۱۰۴۷
|
|
۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۳

سقوط سنگرهای جمهوری‌خواهان؛ ترامپ حتی در قلب پایگاه خود هم حمایت سابق را ندارد؟

سقوط سنگرهای جمهوری‌خواهان؛ ترامپ حتی در قلب پایگاه خود هم حمایت سابق را ندارد؟
دموکرات‌ها در ایالت‌هایی به پیروزی رسیده‌اند که دهه‌ها در اختیار جمهوری‌خواهان بوده‌اند؛ از شکسته‌شدن رکورد ۹۴ ساله در کانزاس تا بازگشت دموکرات‌ها به سنای تگزاس پس از ۳۸ سال. این نتایج پرسش‌های تازه‌ای درباره میزان نفوذ سیاسی ترامپ و آینده حزب جمهوری‌خواه مطرح کرده است.

به گزارش مجله خبری نگار، نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا فقط یک شکست انتخاباتی برای حزب جمهوری‌خواه نیست؛ این نتایج نشانه‌ای از فرسایش جدی پایگاه سیاسی دونالد ترامپ است. دموکرات‌ها نه‌تنها در ایالت‌های رقابتی، بلکه در مناطقی پیروز شده‌اند که برای چندین دهه از پایگاه‌های مطمئن جمهوری‌خواهان به شمار می‌رفتند. معنای سیاسی این اتفاق روشن است: نارضایتی از عملکرد ترامپ دیگر محدود به مخالفان همیشگی او نیست و به بخشی از جامعه‌ای رسیده که در انتخابات ۲۰۲۴ به بازگشت او به کاخ سفید کمک کرد.

اهمیت این شکست زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم ترامپ شخصا وارد کارزار انتخاباتی شد، برای نامزد‌های جمهوری‌خواه تبلیغ کرد و از رأی‌دهندگان خواست انتخابات را فرصتی برای حمایت از دولت او بدانند. در واقع، خود ترامپ انتخابات را به نوعی همه‌پرسی درباره عملکردش تبدیل کرد؛ اما نتیجه برخلاف انتظار او به یک رأی اعتراضی گسترده علیه رئیس‌جمهور تبدیل شد.

کانزاس؛ شکستن رکوردی ۹۴ ساله

شاید نمادین‌ترین شکست جمهوری‌خواهان در کانزاس رقم خورد؛ ایالتی که دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ با اختلافی بیش از ۱۶ درصد در آن پیروز شده بود. آدام همیلتون نامزد دموکرات‌ها با شکست راجر مارشال سناتور جمهوری‌خواه مورد حمایت ترامپ به نخستین دموکراتی تبدیل شد که از سال ۱۹۳۲ تاکنون از کانزاس به مجلس سنا راه پیدا می‌کند.

به بیان دیگر، دموکرات‌ها پس از ۹۴ سال توانسته‌اند این کرسی را از جمهوری‌خواهان بگیرند؛ رکوردی که حتی در دوره‌های دشوار سیاسی برای جمهوری‌خواهان نیز حفظ شده بود. اهمیت این اتفاق فقط در تغییر یک کرسی سنا نیست؛ بلکه در این واقعیت است که نامزد مورد حمایت رئیس‌جمهور در ایالتی شکست خورده که تا پیش از این، پیروزی دموکرات‌ها در آن تقریبا دور از انتظار بود.

تگزاس؛ شکستن انحصار ۳۸ ساله جمهوری‌خواهان در سنا

در تگزاس نتیجه حتی از یک شکست انتخاباتی معمولی فراتر رفته است. جیمز تالاریکو نامزد دموکرات‌ها، کن پکستون نامزد جمهوری‌خواه مورد حمایت ترامپ را شکست داد و نخستین سناتور دموکرات تگزاس از سال ۱۹۸۸ تاکنون شد؛ یعنی پس از ۳۸ سال، دموکرات‌ها دوباره توانستند یک کرسی سنا را در این ایالت به دست آورند.

اهمیت این پیروزی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ تگزاس را با اختلافی حدود ۱۴ درصد برده بود. افزون بر این، دموکرات‌ها در انتخابات فرمانداری نیز فرماندار جمهوری‌خواه را کنار زدند. این نخستین پیروزی یک نامزد دموکرات در انتخابات سراسری تگزاس از سال ۱۹۹۴ بود؛ فاصله‌ای ۳۲ ساله که نشان می‌دهد چه تحول بزرگی در فضای سیاسی این ایالت رخ داده است.

کارولینای جنوبی؛ شکست در ایالتی که ترامپ با اختلاف ۱۸ درصد برده بود

کارولینای جنوبی نیز یکی دیگر از نشانه‌های مهم تغییر فضای سیاسی آمریکاست. آنی اندروز نامزد دموکرات‌ها، دارلین گراهام نامزد جمهوری‌خواه مورد حمایت ترامپ را شکست داد. دموکرات‌ها از سال ۱۹۹۸ تاکنون در انتخابات مجلس سنای این ایالت پیروز نشده بودند؛ بنابراین این نتیجه به معنای پایان یک دوره ۲۸ ساله است.

این شکست از آن جهت اهمیت دارد که ترامپ در سال ۲۰۲۴ کارولینای جنوبی را با اختلاف نزدیک به ۱۸ درصد برده بود. در واقع، نامزد مورد حمایت او در ایالتی شکست خورده که نه‌تنها پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان است، بلکه در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر نیز حمایت قاطعی از ترامپ نشان داده بود.

آیووا و اوهایو؛ بازگشت دموکرات‌ها پس از سال‌ها عقب‌نشینی

در آیووا، جاش تورک با شکست اشلی هینسون به نخستین دموکراتی تبدیل شد که از سال ۲۰۰۸ تاکنون به مجلس سنای آمریکا راه پیدا می‌کند؛ یعنی پس از ۱۸ سال. جمهوری‌خواهان از زمان بازنشستگی تام هارکین در سال ۲۰۱۵ هر دو کرسی سنا را در اختیار داشتند. در اوهایو نیز شرود براون با شکست جان هستد به سنا بازگشت؛ فقط دو سال پس از آنکه در انتخابات ۲۰۲۴ کرسی خود را به جمهوری‌خواهان واگذار کرده بود.

دموکرات‌ها همچنین با پیروزی ایمی اکتون، فرمانداری را پس از ۱۶ سال از جمهوری‌خواهان گرفتند. این نتایج نشان می‌دهد حتی در ایالتی که در سال‌های اخیر به سمت جمهوری‌خواهان متمایل شده بود، نارضایتی از دولت ترامپ می‌تواند موازنه سیاسی را تغییر دهد.

اما چه چیزی این موج اعتراضی را شکل داده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل جست‌و‌جو کرد: افزایش هزینه‌های زندگی، نگرانی از وضعیت اقتصادی، نارضایتی از عملکرد دولت، فساد و نگرانی درباره تمرکز قدرت در کاخ سفید. با این حال، یک عامل مهم دیگر نیز در گزارش‌های انتخاباتی و نظرسنجی‌ها برجسته شده است: سیاست خارجی ترامپ و به‌ویژه رویارویی آمریکا با ایران.

گزارش رویترز از انتخابات تأکید می‌کند که نارضایتی از جنگ آمریکا علیه ایران در کنار نگرانی‌های اقتصادی از عوامل مهم چرخش رأی‌دهندگان در ایالت‌های محافظه‌کار بوده است. نظرسنجی خروجی شبکه سی‌بی‌اس نیز نشان می‌دهد بیشتر رأی‌دهندگان معتقد بوده‌اند تصمیم آمریکا برای اقدام نظامی علیه ایران اشتباه بوده است؛ حتی حدود یک‌چهارم جمهوری‌خواهان نیز با این تصمیم مخالفت کرده‌اند. این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد: مخالفت با سیاست ایران فقط به پایگاه دموکرات‌ها محدود نمانده و به بخشی از رأی‌دهندگان حزب جمهوری‌خواه نیز رسیده است.

البته نباید همه شکست جمهوری‌خواهان را صرفا به موضوع ایران نسبت داد. هزینه‌های زندگی و نارضایتی اقتصادی همچنان از مهم‌ترین عوامل رأی‌دهی بوده‌اند. اما وقتی یک سیاست خارجی پرهزینه با فشار اقتصادی بر خانواده‌های آمریکایی همراه می‌شود، اثر سیاسی آن می‌تواند بسیار فراتر از حوزه سیاست خارجی باشد. رأی‌دهنده افزایش هزینه سوخت و فشار معیشتی را مستقیما با تصمیم‌های دولت درباره ایران مرتبط می‌داند و در انتخابات به نامزد رقیب رأی می‌دهد.

شکست انتخاباتی یا آغاز فرسایش قدرت ترامپ؟

نتایج این انتخابات یک پیام روشن برای واشنگتن دارد: ترامپ دیگر نمی‌تواند با اتکا به وفاداری پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان، هزینه تمام تصمیم‌های داخلی و خارجی خود را نادیده بگیرد. از دست رفتن کرسی‌هایی که دموکرات‌ها ۱۸، ۲۸، ۳۸ و حتی ۹۴ سال برای بازپس‌گیری آنها منتظر مانده بودند، نشان می‌دهد ابعاد شکست بسیار فراتر از یک جابه‌جایی معمولی در کنگره است.

از این پس، ترامپ با کنگره‌ای روبه‌رو خواهد بود که می‌تواند بودجه دولتش را محدود کند، تحقیقات درباره عملکرد او را گسترش دهد و انتصاب‌ها و برنامه‌های سیاسی‌اش را با مانع مواجه سازد. مهم‌تر از همه، او دیگر نمی‌تواند مطمئن باشد که در انتخابات بعدی نیز رأی‌دهندگان ایالت‌های محافظه‌کار پشت سرش خواهند ایستاد.

برای ایران، پیام این تحول نیز قابل توجه است. شکست ترامپ نشان می‌دهد ادامه یک رویارویی طولانی و پرهزینه می‌تواند هزینه سیاسی فزاینده‌ای برای رئیس‌جمهور آمریکا ایجاد کند. ترامپ ممکن است همچنان برای اقدامات محدود و نمایشی آزادی عمل داشته باشد، اما پیشبرد یک کارزار طولانی در شرایطی که حتی بخشی از پایگاه انتخاباتی‌اش با سیاست ایران مخالف است، دشوارتر خواهد شد.

این انتخابات فقط کرسی‌های سنا و فرمانداری‌ها را تغییر نداد؛ بلکه به ترامپ نشان داد قدرت سیاسی او حتی در قلب پایگاه جمهوری‌خواهان، محدود و مشروط است. شاید مهم‌ترین پیام انتخابات ۲۰۲۶ همین باشد: رأی‌دهندگان آمریکایی به رئیس‌جمهور خود هشدار داده‌اند که سیاست خارجی و داخلی هر دو در نهایت باید در برابر هزینه‌هایی که مردم می‌پردازند پاسخ‌گو باشند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر