کد مطلب: ۱۱۲۹۵۸۵
|
|
۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۵

چرا «فشار حداکثری» ترامپ علیه ایران به بن‌بست رسید؟

چرا «فشار حداکثری» ترامپ علیه ایران به بن‌بست رسید؟
یک کارشناس مسائل سیاسی و بین‌الملل اثرات جنگ تحریم‌ها را واکاوی کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، یادداشت ـ رضا صفری: دونالد ترامپ بار دیگر تحریم را به‌عنوان سلاح اصلی آمریکا علیه ایران روی میز گذاشته است؛ این‌بار با ادعای اعمال سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز گفته است واشنگتن قصد دارد شدیدترین تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کند و ترامپ حتی کشور‌هایی را که به تجارت با تهران ادامه دهند به پیامد‌های اقتصادی شدید تهدید کرده‌است.

اما پشت این هیاهوی سیاسی یک واقعیت مهم وجود دارد: ایران نزدیک به نیم‌قرن است که با تحریم زندگی می‌کند. تحریم نفت، بانک مرکزی، کشتیرانی، پتروشیمی، شبکه‌های مالی و تحریم ثانویه، ابزار‌های تازه‌ای برای تهران نیستند. حتی در دوره نخست ترامپ، سیاست فشار حداکثری با هدف فروپاشی اقتصاد و تغییر رفتار ایران اجرا شد، اما به نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن نرسید.

اکنون نیز بخش مهمی از بسته جدید همان مسیر سابق را دنبال می‌کند: محدود کردن صادرات نفت، هدف قرار دادن شبکه‌های انتقال پول و کشتی‌ها و مهم‌تر از همه، تهدید شرکای تجاری ایران. رویترز گزارش داده است که آمریکا در حال بررسی تشدید فشار بر بانک‌ها و شرکت‌های چینی مرتبط با تجارت نفت ایران است.

این یعنی واشنگتن با یک مسئله قدیمی مواجه است: تحریم ایران آسان‌تر از تحریم تمام شبکه اقتصادی پیرامون ایران است. چین نمونه روشن این چالش است. بر اساس داده‌های مورد استناد رویترز، چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری می‌کند؛ بنابراین اگر آمریکا بخواهد صادرات نفت ایران را واقعاً متوقف کند، باید هزینه تقابل با چین را نیز بپردازد؛ و این دیگر صرفاً فشار بر ایران نیست، بلکه ورود به یک رویارویی اقتصادی بزرگ‌تر است.

البته نباید واقعیت فشار را انکار کرد. تحریم‌های جدید می‌توانند درآمد ارزی ایران را کاهش دهند، هزینه تجارت را بالا ببرند و فشار تورمی و معیشتی ایجاد کنند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تحریم برای اقتصاد ایران هزینه‌زا بوده، اما هزینه‌زا بودن با فروپاشی متفاوت است.

ایران طی سال‌های طولانی تحریم، شبکه‌های تجاری و مالی جایگزین ایجاد کرده و به اقتصادی تبدیل شده است که بخش قابل‌توجهی از سازوکار‌های آن با شرایط تحریمی سازگار شده است. یک مطالعه اخیر نیز بر همین ظرفیت سازگاری اقتصادی ایران و استفاده از تجارت غیررسمی، صادرات نفت و سازوکار‌های مالی جایگزین تأکید کرده است.

حتی تجربه سال ۲۰۲۶ نیز برای واشنگتن آموزنده است. گزارش‌ها نشان می‌دهند صادرات نفت ایران پس از سقوط شدید در ماه مه، در ژوئن دوباره افزایش یافت و به حدود ۱.۷۵ میلیون بشکه در روز رسید. این همان نکته‌ای است که باید در تحلیل تحریم‌های جدید جدی گرفت: ایران ممکن است زخمی شود، اما الزاماً از پا نمی‌افتد.

از سوی دیگر، ادبیات تند ترامپ و مقام‌های آمریکایی را باید بخشی از عملیات روانی نیز دانست. هدف فقط کاهش درآمد ایران نیست؛ هدف ایجاد این تصور است که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و ادامه مقاومت هزینه‌ای غیرقابل تحمل خواهد داشت. ترس از تحریم گاهی حتی از خود تحریم مؤثرتر است.

اما تهران نیز تجربه نیم‌قرن گذشته را پشت سر خود دارد. ایران آموخته است که چگونه در شرایط فشار، مسیر‌های تجاری خود را تغییر دهد، شرکای جدید پیدا کند و هزینه تحریم را مدیریت کند؛ بنابراین سناریوی محتمل‌تر آن است که تحریم‌ها فشار را افزایش دهند، اما نتوانند ایران را به تسلیم وادار کنند. در چنین شرایطی، آمریکا با یک معضل راهبردی روبه‌رو خواهد شد: هرچه فشار را بیشتر کند، هزینه اقتصادی و سیاسی آن برای خودش و شرکایش نیز افزایش می‌یابد؛ به‌ویژه اگر پای چین و بازار جهانی انرژی بیش از گذشته به ماجرا باز شود.

تجربه تاریخی تحریم‌ها یک پیام روشن دارد: فشار اقتصادی می‌تواند ایران را تحت تاثیر قرار دهد، اما تضمینی برای تغییر محاسبات راهبردی تهران نیست. از همین رو، اگر ایران بتواند در برابر موج جدید فشار، با مدیریت اقتصادی، کاهش آسیب‌پذیری بودجه، حفظ تجارت خارجی و تکیه بر شرکایش تاب‌آوری خود را حفظ کند، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد شد: واشنگتن پس از مدتی با این واقعیت مواجه می‌شود که هزینه ادامه فشار از دستاورد احتمالی آن بیشتر شده است.

در چنین نقطه‌ای، عقب‌نشینی آمریکا نه الزاماً با یک اعلام رسمی، بلکه با کاهش تدریجی فشار، بازگشت به مذاکره و پذیرفتن واقعیت قدرت و تاب‌آوری ایران رخ خواهد داد.

شاید بزرگ‌ترین تناقض سیاست تحریمی آمریکا همین باشد: واشنگتن هر بار از آخرین و سخت‌ترین تحریم سخن می‌گوید، اما ایران هر بار با مدیریت هزینه‌ها، راهی برای ادامه مسیر پیدا می‌کند. تحریم جدید اقتصاد ایران رافقط تحت‌فشار قرار می‌دهد و قابلیت دیگری ندارد؛ چرا که اگر قرار بود تحریم به‌تنهایی ایران را به زانو درآورد، ۴۷ سال زمان برای انجام این کار کافی بود.

منبع: تسنیم
برچسب ها: استان زندگی
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر