کد مطلب: ۱۱۲۳۳۲۷
|
|

چرا برخی از دعواها را همیشه تکرار می‌کنیم؟

چرا برخی از دعواها را همیشه تکرار می‌کنیم؟
راز مشاجره‌هایی که تمام می‌شوند، اما حل نمی‌شوند

به گزارش مجله خبری نگار، تا به حال برای‌تان پیش آمده که وسط یک بحث خانوادگی یا زناشویی با خودتان بگویید: «ما که دقیقاً همین حرف‌ها را هفته پیش هم زدیم!»؟ تکرار مشاجره‌ها بر سر موضوعاتی به ظاهر ساده مثل دیر آمدن، نحوه خرج‌کردن پول، تقسیم کار‌های خانه یا رفت‌وآمد با خانواده‌ها، یکی از فرساینده‌ترین الگو‌های روابط انسانی است. این دور باطل انرژی روانی زیادی از طرفین می‌گیرد، اما چرا با وجود این‌که می‌دانیم این بحث‌ها به نتیجه نمی‌رسند، باز هم در دام آنها می‌افتیم؟ در مطلب امروز به بررسی دلایل روان شناختی دعوا‌های تکراری پرداختیم:

​​​​​​​موضوع دعوا همیشه مسئله اصلی نیست

واقعیت روان‌شناختی دعوا‌های تکراری این است که در اغلب مواقع، موضوع ظاهری دعوا علت اصلی آن نیست. آن‌چه ما سر آن مشاجره می‌کنیم تنها یک «محرک سطحی» است و ریشه واقعی مسئله زیر لایه‌های پنهان هیجانی مدفون شده است.

۱ نیاز‌های برآورده‌نشده و احساس دیده‌نشدن

وقتی فردی سر موضوعی پیش‌پاافتاده مثل شستن ظرف‌ها یا تاخیر چنددقیقه‌ای عصبانی می‌شود، پیام ناخودآگاهش اغلب این است: «آیا من برای تو مهم هستم؟» یا «آیا تلاش‌های من دیده می‌شود؟». وقتی نیاز اساسی به احترام، امنیت و صمیمیت برآورده نشود، ذهن از ساده‌ترین بهانه‌ها برای ابراز ناکامی استفاده می‌کند.

۲ فعال شدن طرح‌واره‌ها و زخم‌های کهنه

هرکدام از ما کوله‌باری از تجارب گذشته، کمبود‌های دوران کودکی و ترس‌های التیام‌نیافته داریم. گاهی یک لحن تند یا بی‌توجهی کوچک از سوی طرف مقابل، زخم قدیمیِ احساس طردشدگی یا بی‌ارزشی را در روان ما بیدار می‌کند. در چنین لحظاتی ما با فرد روبه‌روی خود بحث نمی‌کنیم، بلکه داریم با درد‌های گذشته خود می‌جنگیم.

۳ تله حق به جانبی به‌جای حل مسئله

در بحث‌های فرسایشی، هدف ناخودآگاه از «درک متقابل» به «اثبات بی‌گناهی خود و مقصر دانستن دیگری» تغییر می‌کند. ذهن وارد حالت دفاعی می‌شود و گوش دادن فعال از کار می‌افتد؛ در نتیجه مسئله حل‌نشده باقی می‌ماند تا در تنش بعدی دوباره باز شود.

چگونه این چرخه را متوقف کنیم؟

نام‌گذاری الگو| وقتی متوجه آغاز بحث تکراری شدید، گفت‌و‌گو را متوقف کنید و بگویید: «ما دوباره وارد همان چرخه شدیم؛ بیا کمی مکث کنیم.»

شناسایی احساس زیرین| از خود بپرسید پشت این خشم چه حسی پنهان است؟ ترس، خستگی، تنهایی یا نادیده گرفته شدن؟

استفاده از زبان «من» | به‌جای جملات سرزنش‌گرایانه مثل «تو همیشه بی‌مسئولیتی»، حس خود را بگویید: «وقتی بدون هماهنگی دیر می‌آیی، احساس می‌کنم برنامه‌ام برایت اولویت ندارد.»

تعیین زمان مشخص برای گفت‌و‌گو| هرگز در اوج عصبانیت به دنبال توافق نباشید؛ حل تعارض را به زمانی موکول کنید که هیجان‌ها فروکش کرده باشند.

شکستن این چرخه نیازمند شجاعت برای دیدن زخم‌های درونی و بلوغ برای گفت‌وگوی صادقانه درباره نیاز‌های واقعی است؛ نه پیروزی در میدان بحث و سرزنش.

تغییر این الگو‌های رفتاری یک‌شبه ممکن نیست و نیازمند تمرین و استمرار است. به جای انتظار برای وقوع معجزه، به مسیر نگاه کنید؛ صبوری در این راه، رمز موفقیت شماست. هر بار که تصمیم می‌گیرید به‌جای فورانِ خشم، مکث کنید و با مهربانی به دنیای درونی خود و طرف مقابل‌تان گوش دهید، در واقع گامی بزرگ در مسیر «صلح درونی» و «بلوغ عاطفی» برداشته‌اید. این فرایندِ خودآگاهی، به‌تدریج دیوار‌های دفاعی را فرو می‌ریزد و فضایی برای عشقِ واقعی باز می‌کند. اگر حس کردید این الگو‌ها عمیق‌تر و پیچیده‌تر از توان مدیریت فردی شما هستند، کمک گرفتن از یک روان شناس نشان‌دهنده هوشمندی، شجاعت و تعهد عمیق شما به کیفیت روابطتان است. به یاد داشته باشید، کیفیتِ رابطه شما، بازتابی از سلامت روان تک‌تکِ لحظاتی است که آگاهانه انتخاب می‌کنید به جای «پیروزی در جنگ»، «پذیرش و درک متقابل» را تمرین کنید.

منبع: خراسان-دکتر الناز علوی | دکتری تخصصی روان شناسی و مدرس دانشگاه

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر