کد مطلب: ۱۰۹۱۱۹۶
|
|

بعد از آن دیدار... روایت محمد رحمانی، نویسنده درباره دیداری که با رهبر شهید انقلاب داشته است

بعد از آن دیدار... روایت محمد رحمانی، نویسنده درباره دیداری که با رهبر شهید انقلاب داشته است
محمد رحمانی، نویسنده درباره دیداری که با رهبر شهید انقلاب داشته است، نوشت:

به گزارش مجله خبری نگار، محمد رحمانی، نویسنده درباره دیداری که با رهبر شهید انقلاب داشته است، نوشت:

دی‌ماه ۱۳۹۵ یکی از دوستانم گفت: «برای دیدار با رهبری دعوت شده‌ای. بیست‌وهفتم، موقع نماز مغرب، انتهای خیابان کشوردوست باش.»

راستش فکر کردم از همان دیدار‌های عمومی است؛ برنامه‌هایی با چند هزار نفر جمعیت که چند نفر از اهالی تاریخ‌نگاری هم حالا گوشه‌ای در آن دیده می‌شوند.

عصر پنجشنبه راه افتادم. دم در، یعقوب توکلی را دیدم. هر دو کمی دیر رسیده بودیم. اسم‌ها را که با فهرست تطبیق می‌داد، دیدم کل فهرست فقط یک صفحه است، آن هم نه کاملاً پر!

در میانه نماز رسیدیم. محل جلسه دو اتاق کوچک و ساده بود، درست روبه‌روی محل زندگی رهبر انقلاب. «یاالله» گفتیم تا به رکوع آیت الله خامنه‌ای برسیم...

کل جمعیت به بیست نفر هم نمی‌رسید. مرحوم حسینیان، استاد خزائی، موسی نجفی، موسی حقانی، جواد منصوری را به یاد دارم.

من هم که آن روز محاسن کم‌پشتم را زده بودم و با یک سبیل و تیپ نسبتاً اسپرت آمده بودم، احتمالاً جوان‌ترین فرد جلسه بودم. رفتم کنار دکتر میردار نشستم.

چای کمر باریک را که آوردند، حاضران را یکی‌یکی معرفی کردند و رهبری هم با همه به تفکیک سلام و احوالپرسی کردند.

سیدحمید روحانی با حرارت به شیوه همیشگی خود مشغول زیر آب زدن یک اثر شد. پشت سر هم می‌گفت: «تحریف است، ظلم به امام است...» و در نهایت پیشنهاد داد کمیته‌ای برای مقابله با تحریف امام و رهبری تشکیل شود.

رهبری پرسیدند: «جوابشان را داده‌اید؟» با ذوق گفت: «بله، کتابی در پاسخشان نوشته‌ام.» هنوز حرفش تمام نشده بود که فرمودند: «خب، آنها می‌نویسند، شما هم جواب می‌دهید. همین کافی است.» همان‌جا پرونده تشکیل کمیته جدید و سانسور بیشتر بسته شد.

چند دقیقه بعد بحث به اسناد تاریخی کشید. رهبری گلایه داشتند که چرا پژوهشگران برای دسترسی به اسناد باید این همه سختی بکشند. نماینده وزارت اطلاعات توضیح می‌داد، اما ایشان چند بار تأکید کردند که نباید فضای تاریخ‌پژوهی را امنیتی کرد. راستش از قیافه طرف مقابل معلوم بود هنوز قانع نشده است!

محمدحسن روزی‌طلب هم که دنبال چراغ سبز ویژه برای کار روی وقایع ۱۳۶۷ بود، در نهایت این پاسخ را شنید: «هر چه صلاح می‌دانید انجام دهید.»

آخر جلسه، مقابل منبر، زوج اکبری و خضاب گفتند: «می‌خواهیم درباره شریعتی کار انتقادی کنیم، اما می‌دانیم با سلیقه شما سازگار نیست» پاسخ کوتاه بود: «با سلیقه من چه کار دارید؟ هر چه را صلاح می‌دانید انجام دهید.»

آن چند ساعت برای من صرفاً یک دیدار نبود؛ تصویری متفاوت از نگاه ایشان به آزادی پژوهش تاریخی، اهمیت آن، پرهیز از موازی‌کاری نهادی و مهار افراط‌گرایی در حوزه تاریخ‌نگاری بود.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر