کد مطلب: ۱۰۶۰۷۵۵
|
|
۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۹

فقط اشلوت را سرزنش نکنید؛ مدیران لیورپول هم مقصرند

فقط اشلوت را سرزنش نکنید؛ مدیران لیورپول هم مقصرند
در فوتبال، سقوط همیشه از یک نقطه آغاز نمی‌شود؛ معمولاً مجموعه‌ای از تصمیم‌های اشتباه، بی‌توجهی به جزئیات و اعتماد بیش از حد به گذشته، یک تیم بزرگ را به سراشیبی می‌کشاند.

به گزارش مجله خبری نگار، در فوتبال، سقوط همیشه از یک نقطه آغاز نمی‌شود؛ معمولاً مجموعه‌ای از تصمیم‌های اشتباه، بی‌توجهی به جزئیات و اعتماد بیش از حد به گذشته، یک تیم بزرگ را به سراشیبی می‌کشاند. فصل ۲۰۲۵–۲۶ برای لیورپول دقیقاً چنین داستانی بود؛ داستان تیمی که یک سال قبل قهرمان شده بود، اما این‌بار با یکی از ضعیف‌ترین عملکرد‌های خود در دوران مدرن روبه‌رو شد؛ و در مرکز این بحران، نه فقط بازیکنان یا سرمربی، بلکه ساختار مدیریتی باشگاه قرار داشت؛ همان «مغز‌های متفکر» که قرار بود آینده باشگاه را بسازند، اما در عمل، پایه‌های تیم را لرزاندند.

آرنه اشلوت، سرمربی تیم فصل را با فشار سنگینی آغاز کرد. او وارث تیمی بود که به‌ظاهر کامل به نظر می‌رسید، اما در واقعیت، مشکلات پنهان زیادی داشت. لیورپول در دفاع آسیب‌پذیر بود، در میانه میدان تعادل نداشت و در خط حمله، هماهنگی و خلاقیت گذشته دیده نمی‌شد. اما مشکل اصلی این بود که اسلات نه ابزار لازم را داشت و نه حمایت کافی. هواداران خیلی زود از او ناامید شدند و در مقاطعی حتی نام ژابی آلونسو را در ورزشگاه فریاد زدند؛ نشانه‌ای روشن از اینکه اعتماد عمومی از بین رفته است.

اما این بحران فقط به اشلوت مربوط نبود. بخش بزرگی از مسئولیت متوجه مدیران باشگاه بود؛ کسانی که تابستان قبل، یکی از پرهزینه‌ترین و در عین حال ناکارآمدترین پنجره‌های نقل‌وانتقالاتی تاریخ باشگاه را رقم زدند. مایکل ادواردز و ریچارد هیوز، با وجود سابقه و اعتبار، این‌بار مجموعه‌ای از تصمیم‌های اشتباه گرفتند که تیم را نه‌تنها تقویت نکرد، بلکه تضعیف هم کرد.

لیورپول بیش از ۴۵۰ میلیون پوند خرج کرد، اما خروجی این هزینه‌ها ناامیدکننده بود. تنها خریدی که می‌شد آن را موفق دانست، هوگو اکیتیکه بود؛ آن هم بازیکنی که در نهایت با مصدومیت شدید روبه‌رو شد و آینده‌اش نامشخص ماند. فلوریان ویرتز، ستاره‌ای که قرار بود قلب خلاقیت تیم باشد، در بسیاری از بازی‌ها محو شد. مامارداشویلی نتوانست حتی به سطح کائویمین کلهر برسد، چه برسد به آلیسون. جرمی فریمپونگ بیشتر فصل را با مصدومیت و افت فرم گذراند؛ و در نهایت، الکساندر ایساک، خرید رکوردشکن باشگاه، به یکی از بزرگ‌ترین ناکامی‌های فصل تبدیل شد.

این مجموعه اشتباهات باعث شد لیورپول در طول فصل نه ثبات داشته باشد، نه شخصیت تیمی. در بازی‌های بزرگ، تیم شکننده بود و در بازی‌های کوچک، بی‌برنامه. هواداران که همیشه پشت تیم ایستاده بودند، این‌بار در آنفیلد صدای اعتراض‌شان بلند شد. آنها می‌دانستند که مشکل فقط در کنار زمین نیست؛ مشکل در اتاق‌های تصمیم‌گیری است.

در پایان فصل، لیورپول با سختی توانست سهمیه لیگ قهرمانان را بگیرد، اما این موفقیت کوچک نمی‌تواند واقعیت بزرگ را پنهان کند: ساختار مدیریتی باشگاه در این فصل شکست خورد. اشلوت، ادواردز و هیوز هر سه در موقعیتی قرار دارند که فصل آینده برای‌شان حکم مرگ و زندگی دارد. قراردادشان در سال ۲۰۲۷ تمام می‌شود و فعلاً هیچ نشانه‌ای از تمایل هواداران برای تمدید دیده نمی‌شود.

این فصل برای لیورپول یک هشدار جدی بود؛ هشدار اینکه حتی باشگاه‌های بزرگ هم اگر در تصمیم‌گیری دچار غرور یا بی‌دقتی شوند، خیلی سریع سقوط می‌کنند؛ و اگر قرار باشد لیورپول دوباره به مسیر قهرمانی برگردد، باید از همین حالا ساختار فکری و مدیریتی خود را بازسازی کند. فوتبال مدرن به اشتباهات کوچک رحم نمی‌کند، چه برسد به اشتباهات بزرگ و پرهزینه.

برچسب ها: لیورپول مربیگری
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر