کد مطلب: ۱۰۵۹۸۳۰
|
|
۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۴۴

معمای گازی| فقرا گاز بیشتری مصرف می‌کنند؟!

معمای گازی| فقرا گاز بیشتری مصرف می‌کنند؟!
گزارش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: مقصران اصلی ناترازی، دهک‌های پایین هستند؛ نه به‌خاطر اسراف، بلکه به‌خاطر فقر!

به گزارش مجله خبری نگار، مدت‌هاست که در میانه زمستان، وقتی خبر از افت فشار گاز به گوش می‌رسد، نوک پیکان انتقادات به‌سمت ویلا‌های لوکس و استخر‌های گرم خانگی نشانه می‌رود. این یک کلیشه پذیرفته‌شده در سیاست‌گذاری‌های کلان است: «مصرف‌کننده‌های ثروتمند را جریمه کنید تا ناترازی حل شود.»، اما گزارش جدید «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی» که توسط دفتر مطالعات انرژی مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر شده است، این فرضیه را به چالش می‌کشد.

پارادوکس فقر و مصرف

برخلاف تصور رایج، داده‌های دقیق مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که همبستگی معناداری میان «سطح رفاه» و «میزان مصرف گاز» وجود ندارد. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که چرا دهک‌های کم‌برخوردار در فهرست پرمصرف‌ها قرار می‌گیرند. پاسخ در یک کلمه نهفته است: «فرسودگی».

گزارش تأکید می‌کند که ۵۰ درصد از مشترکان پرمصرفِ بخش خانگی، از اقشار کم‌برخوردار هستند. برای این خانوارها، مصرف بالای گاز نه یک انتخاب برای رفاه بیشتر، بلکه یک اجبار برای زنده ماندن در سرمای زمستان است. تجهیزات گرمایشی قدیمی و با راندمان پایین (که عمدتاً ریشه در فقر اقتصادی دارند) در کنار ضعف شدید عایق‌بندی ساختمان‌ها، باعث شده تا دهک‌های پایین برای گرم کردن هر مترمربع از فضای خانه، گاز بیشتری نسبت به دهک‌های مرفه بسوزانند.

آمار‌ها در این گزارش تکان‌دهنده است: در حالی که دهک دهم برای گرمایش هر مترمربع زیربنا ۱۷ مترمکعب گاز مصرف می‌کند، این عدد برای دهک اول به ۲۳ مترمکعب می‌رسد. به عبارت دیگر، نه‌تنها عدالت رفاهی برقرار نیست، بلکه فقرا هزینه بیشتری برای گرمای کمتر می‌پردازند.

ویلاها؛ حاشیه‌ای در دریای ناترازی

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این گزارش، فروریختن سقف باور‌های عمومی درباره «لوکس‌نشین‌ها» است. اگرچه ویلا‌ها و استخر‌های مجلل در فهرست مصرف‌کنندگان بسیار بالا قرار دارند و جریمه آنها از منظر عدالت اجتماعی ضروری است، اما سهم آنها در کل ناترازی گاز کشور ناچیز است. این گروه تنها ۰.۱ درصد از کل مشترکان را تشکیل می‌دهند و مصرف آنها درمجموع به ۰.۵ درصد از کل مصرف گاز خانگی می‌رسد.

نتیجه‌گیری گزارش صریح است: تمرکز صرف بر جریمه این گروه، اگرچه از لحاظ رفتاری نمادین است، اما هیچ گره‌ای از کلاف پیچیده ناترازی گاز باز نخواهد کرد. سیاست‌گذار نباید به‌خاطر دیدن «نوک کوه یخ»، بدنه عظیم زیر آب را فراموش کند.

شوک‌درمانی؛ نسخه مرگ بیمار

پیشنهاد مرکز پژوهش‌ها در این گزارش، دوری از سیاست‌های تند و «شوک‌درمانی» است. از آن‎جا که نیمی از پرمصرف‌ها را اقشار کم‌درآمد تشکیل می‌دهند، آزادسازی ناگهانی قیمت‌ها نه به کاهش مصرف، بلکه به فشار اقتصادی کمرشکن و بروز تبعات اجتماعی منجر خواهد شد. به‌جای شوک قیمتی، این گزارش بر سه محور کلیدی تأکید دارد:

۱. کارور‌های گاز: استفاده از ظرفیت ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم و فعال‌سازی شرکت‌های کارور برای نوسازی تجهیزات در دهک‌های پایین؛ به‌طوری که هزینه نوسازی از محل صرفه‌جوییِ حاصله تأمین شود.

۲. الزام به بهینه‌سازی: سخت‌گیری در اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان برای ساختمان‌های نوساز، به نحوی که انرژی در درز‌های پنجره و دیوار‌های خانه‌های آینده هدر نرود.

۳. سیاست‌گذاری فراگیر: طراحی مشوق‌های اقتصادی برای تمام گروه‌ها، نه فقط برای طبقاتی که تأثیری در ناترازی کلان ندارند.

«معمای گاز» در ایران تنها با یک فرمول حل نمی‌شود. اگر ناترازی را نتیجه هدررفت انرژی بدانیم، باید به جای تعقیبِ ویلانشین‌ها، به دادِ خانه‌های فرسوده‌ای برسیم که به دلیل ضعف در زیرساخت، گاز را در فضای بازِ بی‌در و پیکر خود می‌بلعند. اصلاح ناترازی گاز، بیش از آنکه یک بازی تعرفه‌ای و جریمه‌ای باشد، یک پروژه ملی برای «بهینه‌سازی تجهیزات و عایق‌بندی» است. وقت آن رسیده که از ویلا‌های لوکس فاصله بگیریم و به «خانه‌های محروم» نگاه کنیم؛ آن‎جا که هر مترمکعب گاز، نه برای تجمل، که برای فرار از سرما هدر می‌رود و خانوارها، به دلیل نبود مصارف مسرفانه، حتی انگیزه‌های خوبی برای همراهی با طرح‌های بهینه سازی دارند.

منبع: خراسان-محمد حقگو

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر