کد مطلب: ۱۱۶۹۶۲۹
|
|
۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۶

هرکسی در حاشیه روایت دیگری، داستانی برای گفتن دارد

هرکسی در حاشیه روایت دیگری، داستانی برای گفتن دارد
نویسنده و کارگردان نمایش «دن‌کیشوت به روایت خر سانچو» گفت: گاهی باید به جای شنیدن داستان قهرمانان، به روایت موجوداتی گوش کنیم که سال‌ها در حاشیه زندگی آنها حضور داشته‌اند، اما فرصتی برای بیان داستان خود پیدا نکرده‌اند.

به گزارش مجله خبری نگار، سعید محسنی اظهار کرد: شاید داستان دن‌کیشوت را بار‌ها از زبان خودش و دیگران شنیده باشیم، اما کمتر به موجودی فکر کرده‌ایم که تمام این سال‌ها همراه او بوده است. خر سانچو همیشه حضور داشته، بار برده، راه‌رفته و شاهد ماجرا‌ها بوده، اما هیچ‌وقت فرصت نکرده از جایگاه خودش حرف بزند. برای من جالب بود که یک‌بار به جای شنیدن داستان دن‌کیشوت، به داستان موجودی گوش کنیم که در حاشیه آن زندگی کرده است؛ شاید او هم حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد که در روایت‌های دیگر جایی پیدا نکرده‌اند.

وی افزود: وقتی جای راوی عوض می‌شود، خود داستان هم تغییر می‌کند. ما عادت کرده‌ایم جهان را از جایگاه قهرمان‌ها ببینیم؛ کسانی که نامشان در تاریخ و ادبیات مانده است، اما تکلیف آنهایی که در تمام این ماجرا‌ها حضور داشته‌اند و فقط به اندازه حضورشان دیده شده‌اند، چیست؟ خر سانچو برای من فقط یک حیوان یا همراه دن‌کیشوت نیست، بلکه موجودی است که حالا می‌خواهد از نسبت خودش با دن‌کیشوت و جهانی که در آن زندگی کرده، حرف بزند. شاید مسئله این باشد که هرکسی، حتی اگر سال‌ها در حاشیه روایت دیگری زندگی کرده باشد، داستانی متعلق به خودش دارد.

نویسنده و کارگردان نمایش «دن‌کیشوت به روایت خر سانچو» درباره اقتباس از رمان سروانتس ادامه داد: خودم را چندان مقید به اقتباس وفادارانه از رمان سروانتس نکرده‌ام. بیشتر با جهان و شخصیت‌های او مواجه شده‌ام و تلاش کرده‌ام از دل این مواجهه به روایتی شخصی برسم. آنچه برای من اهمیت داشته، خود دن‌کیشوت به‌عنوان یک شخصیت ادبی نیست، بلکه فرصت‌هایی است که این شخصیت و جهان پیرامونش همچنان در اختیار ما می‌گذارند. به همین دلیل، نمایش بیشتر یک بازخوانی مستقل است تا بازسازی داستان سروانتس. من از جایی شروع کرده‌ام که شاید در رمان چندان مرکز توجه نبوده است؛ از خر سانچو.

محسنی با اشاره به طنز تلخ به‌کاررفته در نمایش توضیح داد: زندگی ما پر از موقعیت‌هایی است که در لحظه اول خنده‌دار به نظر می‌رسند، اما وقتی کمی بیشتر به آنها فکر می‌کنیم، دیگر نمی‌توانیم به‌سادگی بخندیم. گاهی فاصله میان چیزی که به آن باور داریم و چیزی که در واقعیت اتفاق می‌افتد، آن‌قدر زیاد است که خود این فاصله به یک موقعیت کمیک تبدیل می‌شود؛ دن‌کیشوت در چنین فاصله‌ای زندگی می‌کند. طنز تلخ نمایش نیز از همین‌جا می‌آید؛ از جایی که نمی‌دانیم باید به کسی بخندیم که هنوز به رؤیاهایش وفادار است یا به جهانی که دیگر جایی برای آن رؤیا‌ها باقی نگذاشته است.

وی درباره نسبت شخصیت دن‌کیشوت با انسان معاصر گفت: می‌توان چنین برداشتی داشت که دن‌کیشوت نماد انسان آرمان‌گرای امروز است، اما فکر می‌کنم نباید او را فقط به یک انسان آرمان‌گرا تقلیل داد. چیزی که در این شخصیت برای من جذاب است، نسبت پیچیده او با واقعیت است. ما معمولاً واقعیت را چیزی بدیهی و قطعی فرض می‌کنیم و هرکس را که با آن کنار نمی‌آید، به نوعی دیوانه می‌دانیم؛ اما آیا واقعیت همیشه همان چیزی است که باید پذیرفت؟ آیا سازگارشدن با جهان موجود، لزوماً نشانه عقلانیت است؟ شاید دن‌کیشوت از این جهت همچنان برای ما اهمیت دارد که این پرسش‌ها را بی‌پاسخ باقی می‌گذارد. من بیشتر از آنکه بخواهم او را نماد آرمان‌گرایی بدانم، به تناقض میان رؤیای انسان و واقعیتی فکر می‌کنم که در آن زندگی می‌کند.

این کارگردان درباره انتخاب شیوه اجرای تک بازیگر توضیح داد: تک بازیگر بودن نمایش فقط یک انتخاب اجرایی یا محدودیت در امکانات تولید نبود. می‌خواستم ببینم یک بدن تا کجا می‌تواند حامل یک جهان‌نمایشی باشد. بازیگر در این اجرا فقط خر سانچو نیست، بلکه باید بتواند شخصیت‌های دیگر، مکان‌ها و موقعیت‌هایی را هم که در روایت وجود دارند، در بدن خودش شکل بدهد. در واقع، قرار بود همه چیز از حضور یک نفر ساخته شود.

محسنی اضافه کرد: این شیوه اجرا از نظر ریتم، تغییر وضعیت‌های بدنی و حفظ ارتباط با تماشاگر دشواری‌های خودش را دارد؛ به‌ویژه اینکه بازیگر باید مدام میان روایت‌کردن و زندگی‌کردن موقعیت‌ها حرکت کند. برای من مهم بود که اجرا به قصه‌گویی ساده تبدیل نشود و تماشاگر بتواند جهان‌نمایش را در همان فضای محدود و با حضور یک بازیگر تجربه کند.

وی درباره دغدغه اصلی خود در تولید این اثر و پیامی که برای مخاطب در نظر داشته است، خاطرنشان کرد: فکر نمی‌کنم کار نمایش این باشد که حتماً پیامی را به مخاطب منتقل کند؛ دست‌کم من در این اجرا دنبال چنین چیزی نبوده‌ام. بیشتر به این فکر می‌کردم که چه اتفاقی می‌افتد اگر یک‌بار به جای قهرمان داستان، به موجودی گوش کنیم که همیشه همراه او بوده و کمتر کسی صدایش را شنیده است.

این نویسنده و کارگردان تئاتر افزود: شاید این مسئله فقط درباره خر سانچو نباشد. ما در زندگی خودمان هم آدم‌هایی داریم که حضورشان را پذیرفته‌ایم و از همراهی‌شان استفاده کرده‌ایم، اما کمتر به جهان و روایت شخصی آنها توجه کرده‌ایم. برای من مهم است که تماشاگر بعد از اجرا، حتی برای لحظه‌ای، به نسبت خودش با این آدم‌ها فکر کند؛ نه لزوماً به نتیجه‌ای برسد، بلکه شاید چیزی در نگاهش به آنها تغییر کند.

نمایش «دن‌کیشوت به روایت خر سانچو» به نویسندگی و کارگردانی سعید محسنی و با بازی محمد مختاری، بازخوانی مستقلی از جهان داستانی دن‌کیشوت است که این بار از زاویه نگاه خر سانچو روایت می‌شود. در این اثر، راوی پس از سال‌ها همراهی با دن‌کیشوت و حضور در ماجرا‌های او، فرصتی پیدا می‌کند تا از تجربه‌ها و نسبت خود با این شخصیت و جهان پیرامونش بگوید. این نمایش با رویکردی طنزآمیز و گاه تلخ، به صدا‌ها و روایت‌هایی می‌پردازد که معمولاً در حاشیه داستان قهرمانان باقی می‌مانند.

نمایش «دن‌کیشوت به روایت خر سانچو» از پنجم تا پانزدهم آبان‌ماه، هر روز از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۱:۳۰ در خانه هنرمندان اصفهان (حوزه هنری) روی صحنه می‌رود.

منبع: ایسنا
برچسب ها: تاریخ نمایش
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر