کد مطلب: ۱۰۵۹۷۹۳
|
|
۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۴

️اعتراف اندیشکده‌های آمریکایی به شکست؛ ایرانِ مستحکم و حاکم بر هرمز

️اعتراف اندیشکده‌های آمریکایی به شکست؛ ایرانِ مستحکم و حاکم بر هرمز
مشاوران ارشد امنیتی در واشنگتن (مانند جان آلترمن از CSIS و مؤسسه کاتو) رسماً اذعان کردند که استراتژی «فروپاشی نظام ایران» شکست خورده است. آنها تأکید دارند که با وجود فشار‌های سنگین و بمباران‌ها، ساختار سیاسی ایران نه تنها سقوط نکرد، بلکه با کادری منسجم‌تر، قدرت خود را تثبیت کرده است.

به گزارش مجله خبری نگار، جان آلترمن، مشاور ارشد امنیت جهانی در مرکز مطالعات استراتژیک آمریکا (CSIS)، رسماً اذعان کرد که وعده اسرائیل برای فروپاشی حکومت ایران محقق نشد و حتی یک ایران ضعیف‌شده هم تنگه هرمز را کنترل می‌کند. مؤسسه کاتو نیز جنگ را «شکست استراتژیک دیگر» خواند.

«اسرائیلی‌ها وعده فروپاشی حکومت ایران را دادند، اما محقق نشد». این جمله جان آلترمن، رئیس کرسی برژینسکی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، در پنل تخصصی واشنگتن در ۱۴ می ۲۰۲۶، خلاصه‌ای از یک واقعیت تلخ برای واشنگتن و تل‌آویو است. آلترمن که از برجسته‌ترین تحلیلگران امنیت جهانی به شمار می‌رود، تأکید کرد که هماهنگی نظامی بی‌سابقه آمریکا و اسرائیل نتوانست به هدف استراتژیک خود برسد. به گفته او، رژیم ایران از زمان آغاز جنگ «نه به روش مثبت» تغییر کرده و «غریزه تهران به سمت رویارویی است تا مصالحه» و ایران حتی پس از تحمل فشار‌های سنگین، «برای سخت‌تر کردن تقویم سیاسی ترامپ منتظر می‌ماند».

حتی یک ایران تضعیف‌شده هم تنگه را در اختیار دارد

در همان نشست، آلترمن حقیقت ناراحت‌کننده‌تری را برای کاخ سفید فاش کرد: «حتی یک ایران ضعیف و کتک‌خورده هم می‌تواند تنگه هرمز را کنترل کند». او توضیح داد که برای اختلال در تردد کشتی‌ها و بازار‌های انرژی، فقط ایجاد ترس کافی است و «آستانه اختلال کمتر از چیزی است که بسیاری تصور می‌کردند». این اعتراف از زبان یک استراتژیست ارشد غربی، نشان می‌دهد که ابزار‌های نظامی و تحریمی آمریکا نتوانسته‌اند اهرم فشار اصلی ایران را از بین ببرند.

استراتژی «سر بریدن» کارساز نبود

آلترمن در مقاله تحلیلی CSIS و گفت‌و‌گو با تریبون ایندیا صریحاً هشدار داده بود که استراتژی «سر بریدن» (decapitation) راهگشا نیست. به گفته او، فشار‌های هدفمند اغلب با گذشت زمان محو می‌شوند و حتی دیکتاتور‌ها برای بقا به شبکه‌های حمایتی گسترده متکی هستند. ایران متشکل از نهاد‌های همپوشانی است که تاکنون از امواج ضربات جان سالم به در برده است. این تحلیل در تضاد کامل با روایت اولیه واشنگتن از «فروپاشی قریب‌الوقوع» قرار دارد.

اجماع نهاد‌های استراتژیک غرب بر شکست.

اما آلترمن تنها صدای مخالف در واشنگتن نیست. مؤسسه کاتو در تحلیل ۲۰ مارس ۲۰۲۶ نوشت: دولت ترامپ با فرض پیروزی سریع و هزینه محدود وارد جنگ شد، اما «اشتباه کردند». تنها دو هفته بمباران مداوم نشان داد که «رژیم ایران در حال تثبیت قدرت است، بعید به نظر می‌رسد سقوط کند و توسط کادری افراطی‌تر از قبل رهبری می‌شود». کاتو تأکید کرد که «پیروزی‌های تاکتیکی نمی‌توانند آنچه را که به سرعت به یک شکست استراتژیک دیگر در خاورمیانه تبدیل شده است پنهان کنند».

نشریه اسمال وارز ژورنال نیز در تحلیلی مبتنی بر داده‌های CSIS (آوریل ۲۰۲۶) نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران از ابتدا با هدف پایانی مشخص راه‌اندازی نشد و فرضیات خوش‌بینانه درباره شکنندگی ایران، مبنای نادرستی داشت. در هر سناریو، «ایالات متحده بازنده است» و این «جنگی نیست که بتوان به معنای واقعی استراتژیک "برد" آن را تصور کرد».

مرشایمر: هر چهار هدف اصلی را باختیم

جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، نیز در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ با صراحت بیشتری اذعان کرد که آمریکا و اسرائیل به هیچ یک از چهار هدف بزرگ پیش از جنگ نرسیدند: «ایران اکنون خفه‌کننده تنگه هرمز را در دست دارد و آمریکا معماری امنیتی خود با کشور‌های خلیج فارس را که قبل از ۲۸ فوریه ساخته بود، ویران کرده است». به گفته مرشایمر، «غیرقابل باور است که آمریکا و اسرائیل در این جنگ چقدر ناموفق بوده‌اند».

حکایت چیست؟

جان آلترمن به عنوان یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران امنیت جهانی در قلب واشنگتن، در چندین سخنرانی عمومی، رسانه‌ها و تحلیل‌های CSIS آشکارا تأیید کرده که اهداف اصلی جنگ - توقف برنامه هسته‌ای، تغییر رژیم، نابودی توان موشکی و باز کردن تنگه هرمز - محقق نشده‌اند. او تصریح کرده است که حتی پس از تحمل شدیدترین بمباران‌ها و ترورها، «نظام ایران فرو نپاشیده» و «یک ایران ضعیف و کتک‌خورده هم قادر به کنترل تنگه هرمز است».

این اظهارات که توسط مؤسسات مادر (CSIS و کاتو) و تحلیلگرانی مانند جان مرشایمر تأیید می‌شود، حکایت از یک اجماع عمیق در بنیاد‌های تحلیل قدرت غرب دارد: جنگ نتوانست به هیچ یک از اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابد و در عوض، اهرم‌های فشار تهران (بازدارندگی منطقه‌ای، تسلط بر گلوگاه انرژی) را تقویت کرد. این روایت، پایان توهم «پیروزی قاطع» و «شکست‌ناپذیری ائتلاف آمریکا-اسرائیل» را در اذهان عمومی غرب تثبیت کرده است.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر