کد مطلب: ۱۰۵۹۰۹۳
|
|
۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۱
در ستایش اراده خلل ناپذیر آقای همیشه گرسنه

رونالدو جام می‌خواست و باز هم گرفت!

رونالدو جام می‌خواست و باز هم گرفت!
کریستیانو رونالدو در عربستان دنبال پول نرفته بود؛ دنبال چیزی می‌گشت که هیچ قراردادی در دنیا نمی‌تواند تضمینش کند. او به ریاض رفت تا دوباره ثابت کند هنوز می‌تواند قله‌ای را فتح کند که دیگران فکر می‌کردند از آن سقوط کرده.

به گزارش مجله خبری نگار، کریستیانو رونالدو در عربستان دنبال پول نرفته بود؛ دنبال چیزی می‌گشت که هیچ قراردادی در دنیا نمی‌تواند تضمینش کند. او به ریاض رفت تا دوباره ثابت کند هنوز می‌تواند قله‌ای را فتح کند که دیگران فکر می‌کردند از آن سقوط کرده. برای مردی که پنج توپ طلا برده و در سه کشور بزرگ اروپا قهرمان شده، شاید یک جام در لیگ عربستان از بیرون چیز مهمی به نظر نرسد، اما برای خودش تبدیل شده بود به یک وسواس، یک زخم باز، یک مأموریت ناتمام.

از همان روزی که وارد النصر شد، همه چیز علیه او بود. باشگاهی که با وعده‌های بزرگ معرفی‌اش کرد، در عمل تیمی بود که هنوز نمی‌توانست وزن چنین ستاره‌ای را تحمل کند. او گل می‌زد، رکورد می‌زد، اما جامی در کار نبود؛ و برای رونالدو، هیچ چیز مثل نرسیدن به جام نمی‌تواند آتش درونش را شعله‌ور کند. هر هفته که می‌گذشت، فشار بیشتر می‌شد. او که همیشه نماد نظم و تمرکز بود، کم‌کم در زمین تبدیل شد به تصویری از خشم و بی‌تابی؛ توپ را شوت می‌کرد، بطری آب را می‌زد، به نیمکت اعتراض می‌کرد، با داور درگیر می‌شد. حتی یک بار در برابر هواداران الهلال حرکتی کرد که تیتر اول همه رسانه‌ها شد. اما پشت تمام این عصبانیت‌ها یک حقیقت ساده پنهان بود: او نمی‌توانست تحمل کند که تلاشش به جام نرسد.

مشکل فقط نتایج نبود. او با مربی وقت تیم کنار نمی‌آمد. تاکتیک‌ها را قبول نداشت و احساس می‌کرد تیم زیر ظرفیتش بازی می‌کند. وقتی النصر از لیگ قهرمانان آسیا جا ماند، خودش نوشت «این فصل تمام شد». همه فکر کردند رفتنش قطعی است. حتی شایعه شد که شاید به الهلال برود تا در جام جهانی باشگاه‌ها برای رقیب بازی کند. اما یک ماه بعد، همان مردی که گفته بود فصل تمام شده، برگشت و نوشت: «همان رؤیا، همان اشتیاق». این یعنی او هنوز یک چیز را می‌خواست: قهرمانی.

فصل جدید، اما فقط با اراده ساخته نشد. النصر مربی‌ای آورد که خودش هم یک برنده بود؛ مردی که فصل قبل با الهلال رکورد تاریخی ثبت کرده بود. حضور او و اضافه شدن چند ستاره بزرگ دیگر، تیم را تبدیل کرد به گروهی که می‌توانست بار رؤیای رونالدو را تحمل کند. چهار مهاجم بزرگ کنار هم قرار گرفتند و رونالدو دوباره در مرکز یک پروژه جاه‌طلبانه قرار گرفت. شروع فصل مثل یک طوفان بود؛ ده برد پیاپی، حمله‌های بی‌وقفه، و رونالدو که دوباره شبیه همان بازیکنی شده بود که در اروپا کوه‌ها را جابه‌جا می‌کرد.

اما مسیر قهرمانی هیچ‌وقت صاف نیست. یک دوره افت آمد، ۱۰ امتیاز از دست رفت، و درست همان‌جا بود که دوباره چهره واقعی رونالدو دیده شد. او انتظار داشت باشگاه در زمستان تیم را تقویت کند، اما محدودیت‌ها اجازه نمی‌داد. وقتی دید الهلال ستاره‌ای مثل بنزما را می‌گیرد و النصر نمی‌تواند پاسخ بدهد، خشمش فوران کرد. دو بازی پیاپی به میدان نرفت. سکوت کرد. اعتراضش را با غیبت نشان داد. لیگ واکنش نشان داد، رسانه‌ها حمله کردند، اما او عقب نکشید. برایش مهم نبود چه می‌گویند؛ او فقط یک چیز می‌خواست: تیمی که بتواند قهرمان شود.

وقتی برگشت، همه فهمیدند که آمده تا کار را تمام کند. از آن لحظه به بعد، هر بازی تبدیل شد به جنگی که او در آن نه فقط برای گل، بلکه برای اثبات خودش می‌جنگید. در برابر اتهاماتی که می‌گفتند لیگ می‌خواهد جام را به او هدیه بدهد، ایستاد و گفت احترام به لیگ و داوران ضروری است. حتی گفت النصر باید سخت‌تر از بقیه بجنگد، چون قدرت‌های بیرونی علیه آنهاست. این حرف‌ها نشان می‌داد که او فقط دنبال قهرمانی نیست؛ دنبال ساختن یک روایت است. روایتی که در آن او دوباره از دل سختی‌ها بالا می‌آید؛ و بالاخره آن شب رسید. شبی که النصر ضمک را شکست داد و رونالدو بعد از ماه‌ها خشم، فشار، انتقاد و جنگیدن، اشک ریخت. اشک‌هایی که نه برای یک جام، بلکه برای مسیری بود که طی کرده بود. برای مردی که همه چیز را برده، اما هنوز می‌خواهد ثابت کند که تمام نشده. برای بازیکنی که در ۳۹ سالگی هنوز با همان عطش بیست‌سالگی دنبال قله می‌دود.

قهرمانی النصر فقط یک جام نبود؛ یک پیروزی شخصی بود. پیروزی اراده‌ای که هیچ‌کس در تاریخ فوتبال شبیهش را ندیده. رونالدو نشان داد که حتی اگر دنیا فکر کند دورانش تمام شده، او هنوز می‌تواند از دل بحران، از دل خشم، از دل تنهایی، دوباره خودش را بسازد و دوباره به قله برسد.

این قهرمانی، قهرمانی النصر بود، اما بیش از هر چیز، قهرمانی ارادهٔ رونالدو بود.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر