کد مطلب: ۱۰۵۴۰۹۷
|
|
۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۶

میراث بی‌ثباتی؛ واکاوی تبعات حضور نظامی و اقتصادی آمریکا در غرب آسیا

میراث بی‌ثباتی؛ واکاوی تبعات حضور نظامی و اقتصادی آمریکا در غرب آسیا
حضور دهه‌های اخیر آمریکا در غرب آسیا، فراتر از شعار‌های صلح‌طلبانه، منجر به ایجاد چرخه‌ای از جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و بی‌ثباتی پایدار شده است. واشنگتن با ایجاد پایگاه‌های متعدد نظامی و مالی، عملاً روند طبیعی شکوفایی کشور‌های منطقه را متوقف کرده و با مداخلات مستقیم و غیرمستقیم، زمینه را برای رشد گروه‌های تروریستی و بروز تنش‌های مداوم فراهم ساخته است؛ به‌گونه‌ای که امروز خروج این نیرو‌ها لازمه بازگشت استقلال و امنیت به منطقه تلقی می‌شود.

به گزارش مجله خبری نگار، واشنگتن منافع استعماری خودش را در این منطقه می‌بیند و از سال‌ها قبل بخش زیادی از ثروتش را روانه پایگاه‌های مالی و نظامی در جنوب غرب آسیا می‌کند.

غرب آسیا در چنگال قاتل زنجیره‌ای!

حکایت غرب آسیا و آمریکا، حکایت بُراده چوبی است که در دست فرو رفته و هر روز که دیرتر بیرون کشیده شود، یک درد دیگر به بدن اضافه می‌کند و بیشتر چرک می‌کند. نگفتم همچون دندان لق است که باید کشیده شود، چون اساسا دندان جایش در دهان است ولی بُراده چوب که جایش زیر پوست دست نیست و آمریکا و ارتشش هم، جایشان در منطقه غرب آسیا نیست.

بُراده چوبی که در همه این سال‌ها به حکم منفعت، در حال جنگ‌طلبی در غرب آسیا است. واشنگتن منافع استعماری خودش را در این منطقه می‌بیند و از سال‌ها قبل بخش زیادی از ثروتش را روانه پایگاه‌های مالی و نظامی در جنوب غرب آسیا می‌کند تا از طریق آن، از رژیم نیابتی صهیونیستی حمایت کرده و منافع استعماری خودش را دنبال کند: «دشمن از سال‌ها قبل بتدریج پایگاه‌هایی اعمّ از نظامی و مالی را در بعضی از این کشور‌ها احداث کرده تا تسلّط خود بر منطقه را تأمین نماید.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱

حضور آمریکا در منطقه، حضوری در تضاد با خودش است؛ با شعار ثبات آمد، اما ردی از بی‌ثباتی بر جا گذاشت. با شعار صلح آمد، اما چیزی جز جنگ و ناامنی را به ارمغان نیاورد. آنها همواره جنگ‌هایی را رقم زدند که در آن ردّی از چکمه‌های ارتشی دیده می‌شود که از هزاران کیلومتر آن طرف‌تر آمده است. غرب آسیا تا آخرین روز‌های پیش از حضور آمریکایی‌ها در منطقه، مسیر شکوفایی خودش را هر چند با وجود موانعی طبیعی، دنبال می‌کرد؛ اما از آن روز نامعلوم این فرایند تا حد زیادی متوقف شد و جایش را به صحنه جنگ دائمی و کشمکش‌های سیاسی داد.

۱. حمایت از سگ هار قلاده دریده

از دهه‌ی ۴۰ میلادی تاکنون، واشنگتن همواره پشت سر تل‌آویو ایستاده است؛ از ارسال میلیارد‌ها دلار کمک نظامی گرفته تا وتوی هر قطعنامه‌ای علیه رژیم صهیونی در شورای امنیت. این حمایت‌ها، نه تنها معادلات سیاسی منطقه را متزلزل کرده بلکه در بحران‌های انسانی غزه و کرانه باختری نقشی پررنگ داشته و بی‌اعتمادی عمیقی میان ملت‌های عرب و سیاست‌های غربی ایجاد کرده است و امروز رویارویی مستقیمی را میان آنها و ابرقدرتی ساکت که جمهوری اسلامی ایران باشد، رقم زده.

امروز هر موشکی که از خاک اسرائیل شلیک می‌شود، انعکاسی از حمایت‌های مالی و سیاسی واشنگتن است و هر قطعنامه‌ای که با وتوی آمریکا شکست می‌خورد، نتیجه‌اش جز بمباران دوباره و بیش از پیش خاک این منطقه ندارد.

۲. دموکراسی با بوی دود

سابقه جنگ‌هایی که واشنگتن در این منطقه ساخته است بسیار فراتر از انگشتان دست است. جنگ افانستان، جنگ خلیج فارس، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، جنگ نیابتی‌اش در لبنان و سپس دخالت در سوریه و بسیاری از جنگ‌های دیگر که مجموعه‌ای از عملیات‌های نظامی بودند که به نام مبارزه با تروریسم آغاز شدند، اما در عمل، اقتصاد، زیرساخت و آینده‌ی میلیون‌ها انسان را نابود کردند. بمباران شهر‌ها و از بین رفتن جان‌های مبارک مردمان این منطقه، بی‌خانمان شدن کودکان و زنان، شکاف‌های قومی و مذهبی، از بین رفتن زیرساخت‌های کشورها، فلج شدن دولت‌های منطقه از جهت سیاسی و امنیتی و همه و همه تنها بخشی از هزینه‌هایی است که منطقه برای حضور این قدرت پرداخت کرده است.

این جنگ‌ها صرفا جنگ‌هایی است که با بمب و اسلحه انجام گرفته؛ چه بسیار جنگ‌هایی که با سلاح دلار آغاز شد و با دوربین و کلیک روی صفحه گوشی ادامه پیدا کرد.

۳. شلیک بی‌صدا با دلار

حتی در زمان‌هایی که تفنگ نیمه‌خاموش بوده، سیاست فشار و تحریم آمریکا علیه کشورهایی، چون ایران، سوریه و یمن، لایه‌های تازه‌ای از ناامنی اقتصادی و اجتماعی را رقم زده است. دلار به سلاح بدل شده و تحریم‌ها به توپخانه‌ای مدرن تبدیل شده‌اند که بدون شلیک گلوله، زندگی مردم را هدف می‌گیرند. تحریم دیگر در میدان نبرد، کشته نمی‌گیرد. این بار در داروخانه‌ها و آشپزخانه‌ها و کیف پول و ظرف تغذیه مدرسه کودکان تلفات می‌گیرد؛ و سپس از میان این ویرانه‌های اقتصادی، خشم تازه‌ای را پرورش می‌دهد که آن به بذر ناامنی دیگری بدل می‌گردد.

۴. خالق واقعیت هیولا‌ها

پس از جنگ افغانستان و اشغال عراق، تصویر امنیتی منطقه دگرگون شد. نابودی ساختار‌های دولتی و ضعف قدرت‌های محلی، زمینه را برای رشد گروه‌هایی، چون القاعده، داعش و طالبان نوین فراهم کرد. سیاست‌های مداخله‌جویانه واشنگتن تا جایی پیش رفت که آنها برای نابودی زیرساخت‌ها و ایجاد درگیری‌های داخلی در کشور‌ها دست گروه‌های تروریستی را پر کردند و این بار از طریق نیرو‌های نیابتی خود به غارت دولت‌ها و مردم پرداختند و خود مشغول به سرقت بردن ثروت ملی کشور‌ها شدند. القاعده و داعش دو نمونه پررنگ این امر هستند. گروه‌هایی با درجه خشونت بالا که با ظواهر اسلامی وارد میدان شدند.

جنگ و بدبختی: تنها نتیجه حضور آمریکا در منطقه

حضور آمریکا در منطقه، عامل اصلی بسیاری از جنگ‌ها، ناامنی‌ها و خسارات انسانی و اقتصادی بوده است. بحران‌های دائمی، بی‌ثباتی سیاسی، تخریب زیرساخت‌ها و افزایش خشونت، همگی نتیجه مستقیم این دخالت‌ها هستند. تجربه ده‌ها سال گذشته نشان داده است که هیچ شعار ثبات و صلحی از سوی قدرتی خارجی نمی‌تواند جایگزین استقلال و امنیت واقعی ملت‌های منطقه شود. تنها راه پایدار برای کاهش تنش‌ها و بازگرداندن روند طبیعی توسعه و شکوفایی، خروج کامل نیرو‌های آمریکا و پایان دادن به نفوذ نظامی و مالی این کشور در منطقه است: «[کشور‌های همسایه ایران]باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاه‌ها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا بحال فهمیده‌اند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر