کد مطلب: ۱۰۵۳۴۳۶
|
|
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۹

چرا هیچ‌کس یک فیلم‌ساز اماراتی نمی‌شناسد؟

چرا هیچ‌کس یک فیلم‌ساز اماراتی نمی‌شناسد؟
گزارشی از جاه‌طلبی‌های شکست‌خورده کشور‌های حاشیه جنوب خلیج‌فارس

به گزارش مجله خبری نگار، مسئولان سعودی جشنواره فیلم «دریای سرخ» هفته پیش اعلام کردند که ششمین دوره این فستیوال از ۳ تا ۱۲ دسامبر در البلد شهر جده برگزار خواهد شد. جشنواره‌های سینمایی محصول فرهنگ مدرن غربند و در نتیجه سال‌ها ممارست و عرق ریختن در راه عصر روشنگری پدید آمده‌اند. این درحالی است که فرهنگ‌های شرقی از این پشتوانه تاریخی برخوردار نیستند و باید به‌ناچار مصرف‌کننده فرم و ساختار‌های غربی باشند. جز استثنائاتی نظیر «جشنواره فیلم فجر»، باقی فستیوال‌های سینمایی در منطقه غرب آسیا برای هویت‌بخشی به اقدامات خود، کمترین سهم را برای فرهنگ و خرده‌فرهنگ‌های شناخته‌شده‌شان قائلند. جشنواره بین‌المللی دریای سرخ هم از این قاعده کلی مستثنی نیست و تماماً سربه‌سوی غرب فرهنگی دارد.

در همین راستا، بنیاد فیلم دریای سرخ امسال با سرمایه‌گذاری در تولید پنج فیلم سهم ویژه‌ای در جشنواره فیلم کن دارد و عزمش برای پیوستن به اردوگاه فکری و تمدنی اروپا و به‌طور کل غرب جدی است. رویکردی که با ریخت‌وپاش فراوان هم نمی‌توان امیدی به پیشبرد آن داشت، چون مواجهه سعودی با سینما از دریچه یک ذهن وارداتی و شرق‌شناسانه است که بدون قبول زحمت و صرفاً با پول بادآورده نفت به دست آمده است. خط مشی‌ای که اکنون عربستان به دنبال آن جشنواره‌ها و رویداد‌های فرهنگی و هنری غرب را متر می‌کند، برای ما خاطره است، چون پهلوی دوم هم در ده سال آخر حکومتش با اجرای پروژه‌های بلندپروازانه، نظیر تاجگذاری، جشن هنر شیراز و طوس، جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، مراسم سینمایی سپاس و برگزاری جشنواره جهانی فیلم تهران، سودای پیوستن به اردوگاه غرب را در سر می‌پروراند؛ آرزویی که به‌مرور با ورشکستگی کامل صنعت نیم‌بند سینما در سال ۱۳۵۶ به سراب تبدیل شد. قصد ما در این گزارش پاسخ دادن به این پرسش است که آیا عربستان و امارات می‌توانند با پول‌پاشی و سرمایه‌گذاری در غرب جای پای خویش را در منطقه محکم کنند و به‌سوی تمدن بزرگ گام بردارند؟

جنگجوی صحرا و دم‌خروس

برنامه عربستان سعودی برای پیشبرد سیاست‌های فرهنگی‌اش در غرب مبتنی بر ایجاد راهکار دوستونی است. به بیان دیگر، آنها مانند قطر و امارات حساب ویژه‌ای برای حضور در جشنواره‌های غربی باز کرده‌اند و با سرمایه‌گذاری بر تولیدات سینمایی و همینطور حضور در بازار فیلم این فستیوال‌ها قصد دارند سروسامانی به وضعیت سینمای داخلی‌شان بدهند. در تازه‌ترین نمونه، بنیاد فیلم دریای سرخ با برپایی غرفه عربستان سعودی به بازار فیلم کن (Marché du Film) آمده است. این بنیاد به بهانه حمایت از آثار آفریقایی، عربی و آسیایی در فستیوال‌های گوناگون بین‌المللی شرکت می‌کند؛ اما هدف تنها و تنها صاف کردن جاده برای نفوذ فرهنگ سعودی در کشور‌های منطقه است تا به این واسطه بتواند بر شیوه حکمرانی آنها اثر بگذارد. از آغاز طرح اصلاحات اقتصادی و اجتماعی موسوم به چشم‌انداز ۲۰۳۰ توسط بن سلمان، عربستان با تغییرات و تحول گسترده‌ای در نمایش و عرضه فرهنگی عمومی روبه‌رو شده و با سرعت بالا در حال استحاله است.

تا پیش از سال ۲۰۱۸ میلادی نهادی تحت عنوان «وزارت فرهنگ» در پادشاهی سعودی وجود خارجی نداشت، تا اینکه محمد بن سلمان به‌واسطه رویکردی آمرانه و از بالا به پایین در ابتدا دستور ایجاد اداره کل سرگرمی و اداره کل فرهنگ را در ماه مه ۲۰۱۶ ابلاغ کرد تا بعد از آن نوبت به سازوکار وزارت فرهنگ برسد. این وزارتخانه که شامل ۱۱ بخش تخصصی در زمینه هنر‌های نمایشی، موسیقی و موزه‌هاست با ادغام هنرمندان و تکنسین‌های وابسته و حتی مستقل در ساختار دولت قصد دارد دستور کار پادشاهی سعودی در زمینه سرگرمی را عملی کند و از یک مدل شبه‌دولتی در این راستا بهره ببرد. در واقع، جریان فرهنگ و هنر در عربستان بیش از پیش تحت کنترل رسمی دولت قرار گرفته است. دستگاه پادشاهی سعودی البته هدف از اتخاذ چنین رویکردی را تحول گسترده در زمینه اجتماعی و اقتصادی می‌داند؛ اما سویه‌های خطرناک این چشم‌انداز هنوز برای بن سلمان و باند قدرتمندش به‌روشنی مشخص نشده است.

برای مثال وقتی سیاست در‌های باز برای قبول میراث فرهنگی غرب در پیش گرفته شود، آثار این رویکرد تنها به پیشبرد چشم‌انداز ۲۰۳۰ خلاصه نمی‌شود و درب جعبه پاندورا را به سمت بن سلمان باز خواهد کرد، زیرا با گسترش دسترسی عمومی به سرگرمی، خاصه شکل غربی آن، توقع از حکومت در زمینه دموکراسی و مردم‌سالاری در میان اجتماع افزایش می‌یابد و دیگر نمی‌توان از ایشان توقع داشت که مانند گذشته به منویات حاکم تن دهند و از او همچنان حرف‌شنوی داشته باشند. یکی از بارزترین مصادیق حوزه‌های دگردیسی فرهنگی در پادشاهی سعودی، افتتاح جشنواره‌های موسیقی و بها دادن به اجرا‌های صحنه‌ای در سراسر کشور از ریاض و جده و العلا گرفته تا مناطق محافظه‌کار نظیر قصیم است. بن سلمان و تیمش به صراحت گفته‌اند که این کار را در راستای پرورش استعداد‌های داخلی انجام نمی‌دهند و شخص ولیعهد به‌منظور گسترش دسترسی عمومی به سرگرمی از موسیقی و سینما برای اثرگذاری بر ادراک مخاطبان هدف، به‌ویژه جوانان شهری تحصیلکرده بهره می‌برد تا با ایجاد انگیزه‌های روحی و روانی، توسعه اقتصادی مدنظرش را تا رسیدن به نقطه مطلوب پیش ببرد؛ اما او نمی‌داند یا چشم خود را به روی این واقعیت بسته که مدرن شدن بدون توسعه سیاسی و طی کردن فرایند‌های تاریخی پر دردسر و طولانی ممکن نخواهد بود و حتی ممکن است به جمع شدن بساط آل سعود در شبه‌جزیره عربستان و منطقه غرب آسیا ختم شود. بودجه کنسرت‌های بزرگ در عربستان توسط اداره کل سرگرمی تأمین می‌شود و گاهی اوقات حامیان دیگری، چون «روتانا» به‌عنوان بزرگ‌ترین ناشر موسیقی در جهان عرب دارند. مالکیت عمده روتانا -که وارنر موزیک به دنبال خرید سهام آن است- متعلق به شاهزاده «الولید بن طلال» است که به حکم برقراری روابط نزدیک با دربار سعودی، نمی‌توان فعالیت‌های آن را مستقل از نهاد پادشاهی در عربستان درنظر گرفت.

به بیان دیگر، وقتی هسته نزدیک به قدرت کنترل تمام امور را در مشت خود بگیرد و به شخص یا گروه‌های دیگر اجازه شکستن انحصار را ندهد، واضح است که در بلندمدت نمی‌تواند رؤیای خود برای رسیدن به آرزو‌های محال در زمینه فرهنگی و اقتصادی را عملی کند، زیرا وقتی جامعه از حالت اداره به شکل طایفه‌ای و عشیره‌ای بیرون بیاید و تبدیل به هاب فرهنگی و اقتصادی غرب شود دیگر نمی‌توان با کنسرت و جشنواره فیلم سرش را شیره مالید. از سوی دیگر، غرب هم با پیش کشیدن مسئله حقوق بشر تاکنون مشخص کرده که اعتماد کاملی به پادشاهی عربستان، امارات و حتی قطر ندارد. جشنواره‌های فیلم عمدتاً به‌عنوان فضا‌های لیبرال شناخته می‌شوند؛ اما عربستان و امارات از جمله سرکوبگرترین کشور‌های جهان به‌شمار می‌آیند و این دو واقعیت با هم جمع نخواهند شد. در سمت دیگر ماجرا و سوای بازی‌های جشنواره‌ای، بازار فیلم قرار دارد که عربستان و امارات سعی کرده‌اند به‌واسطه آن با سروصدا اسم خود را در میان دانه‌درشت‌های این صنعت مطرح کنند؛ اما در اولین قدم‌ها با شکست سختی مواجه شدند.

در تازه‌ترین نمونه، فیلم اکشن «جنگجوی صحرا» ساخته کارگردان بریتانیایی، «روپرت وایت» قرار دارد. این اثر با بازیگران و عوامل غربی قرار است پاسخی به پروژه‌های عظیم هالیوودی باشد و این پیام را به «دیگری بزرگ» صادر کند که دست عربستان نسبت به تولید آثار پر هزینه و بزرگ خالی نیست؛ اما این خالی نبودن باید بتواند خودش را در گیشه نشان دهد وگرنه حرف گزافی بیش نیست. جنگجوی صحرا تاکنون شکست سختی در گیشه نصیبش شده و تنها ۴۷ صدم درصد از هزینه ۱۵۰ میلیون دلاری‌اش را برگردانده است. در زمینه نقد و ریویو هم اوضاع خوب نیست و از ۱۸ ریویو و یادداشت نوشته شده در وبسایت راتن تومیتوز امتیاز ۲۸ را به دست آورده که بسیار نازل و پایین است. این وضعیتی است که امارات هم به گونه دیگری به آن مبتلاست.

امارات آدم این بازی نیست

با وجود هزینه‌های فراوان سینمای عربستان و قطر در میان سینه‌فیل‌ها، مخاطبان جدی‌تر سینما و حتی آنها که تنها به هدف سرگرم شدن این مدیوم را دنبال می‌کنند اسم و رسمی ندارند، به‌طوری‌که تاکنون نتوانسته‌اند یک فیلمساز مطرح در حد «ایلیا سلیمان» فلسطینی، «نادین لبکی» لبنانی و «یوسف شاهین» مصری تربیت کنند. سابقه ایجاد صنعت فیلم در امارات، اما نسبت به سعودی، بحرین، عمان، کویت و دیگر نقاط حاشیه خلیج‌فارس کمتر است. تاریخچه سینمای امارات به دهه ۱۹۷۰ و زمانی که اولین سینما در ابوظبی افتتاح شد، برمی‌گردد. تازه در دهه ۲۰۰۰ میلادی بود که دولت به‌عنوان بخشی از راهبرد اقتصادی خود بر توسعه صنعت فیلم تمرکز کرد و جشنواره بین‌المللی فیلم دبی را راه‌اندازی کرد. این جشنواره از آن زمان میزبان چهره‌های مشهور بین‌المللی بود و سعی کرد به‌سرعت در جایگاه رویداد برتر فرهنگی منطقه مطرح شود. آرزویی که سال ۲۰۱۸ نقطه پایانی بر آن بود، زیرا مشکلات مربوط به بودجه برگزاری این فستیوال را به حالت تعلیق درآورد. اما این تنها سویه تاریک ماجرا نیست.

در سال ۲۰۱۱ میلادی استودیو نوپای image nation ابوظبی مسئولیت تأمین مالی یک فیلم ترسناک به اسم «جن» را به‌عهده گرفت و از «توبی هوپر»، کارگردان سرشناس سینمای وحشت و سازنده فیلم مهم «کشتار با اره‌برقی در تگزاس» دعوت کرد تا وظیفه تولید این اثر را قبول کند؛ اما همه‌چیز خارج از برنامه پیش رفت، زیرا درگیری میان عوامل اماراتی و خارجی رسانه‌ای شد و تمرکز هوپر را به‌عنوان کارگردان به‌هم ریخت. رسانه‌های اماراتی نوشتند که از نویسنده فیلمنامه گرفته تا طراح چهره‌پردازی و حتی تهیه‌کننده، همه خارجی‌اند و ما تنها وظیفه تأمین مالی را به‌عهده گرفته‌ایم. پیش از این، ایمیج نیشن، با امضای قراردادی به ارزش یک میلیارد دلار با برادران وارنر برای ساخت فیلم، بازی‌های ویدئویی و پارک مصنوعی به توافق رسید؛ اما این اقدام هم به جایی نرسید تا خودکم‌بینی معمول اماراتی‌ها حتی با تزریق پول به رگ چشم‌آبی‌های اروپایی و آمریکایی درمان نشود.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر