کد مطلب: ۱۰۴۸۰۰۳
|
|
۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۰

اظهارات خواندنی سعید لیلاز درمورد محاصره دریایی، مورد بحث قرار گرفت

اظهارات خواندنی سعید لیلاز درمورد محاصره دریایی، مورد بحث قرار گرفت
سعید لیلاز، تحلیل‌گر اقتصادی که سال‌ها با حضور در محافل نزدیک به جریان اصلاح‌طلب شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر مواضعی اتخاذ کرده که به‌زعم برخی منتقدان، حتی از ادبیات جریان‌های رادیکال اصولگرا نیز فراتر رفته است.

به گزارش مجله خبری نگار، سعید لیلاز، تحلیل‌گر اقتصادی که سال‌ها با حضور در محافل نزدیک به جریان اصلاح‌طلب شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر مواضعی اتخاذ کرده که به‌زعم برخی منتقدان، حتی از ادبیات جریان‌های رادیکال اصولگرا نیز فراتر رفته است. حضور اخیر او در صداوسیما و اظهارنظر درباره محاصره دریایی و شرایط جنگی، بار دیگر نام او را در کانون توجه قرار داد. بخشی از این سخنان با واکنش‌های جدی مواجه شد؛ واکنش‌هایی که نه فقط از سوی مخالفان سیاسی، بلکه از دل فضای کارشناسی نیز مطرح شد و نشان داد شکاف قابل توجهی میان تحلیل او و برداشت بخشی از منتقدان وجود دارد.

تسلیم شویم یعنی خودکشی کنیم

لیلاز در بخشی از سخنانش گفت: «ممکن است برخی دوستان ما بگویند تسلیم شویم، اما آن چیزی که او می‌خواهد یعنی خودکشی کنیم… حتی اگر ایران تمام اورانیوم غنی‌شده‌اش را مثل لیبی بار کشتی کند و بفرستد، تغییری ایجاد نمی‌شود.»

منتقدان این گزاره را نمونه‌ای از یک قیاس مع‌الفارق می‌دانند. آنها معتقدند مقایسه وضعیت ایران با لیبیِ قذافی، نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین در ساختار سیاسی، جایگاه ژئوپلیتیک و حتی سطح فناوری هسته‌ای است. به باور این گروه، استفاده از مثال قذافی بیشتر جنبه اقناعی و احساسی دارد تا تحلیلی. در واقع، منتقدان می‌گویند چنین استدلالی با ساده‌سازی بیش از حد یک مسئله پیچیده، امکان بررسی گزینه‌های دیپلماتیک را از پیش بی‌اعتبار می‌کند.

فروش نفت عراق دست آمریکاست

در بخش دیگری از اظهارات، لیلاز به نوعی به الگوی اقتصاد عراق اشاره کرده و این گزاره را مطرح کرده که فروش نفت عراق عملاً تحت کنترل آمریکاست.

منتقدان این ادعا را فاقد دقت کافی می‌دانند و تاکید دارند که اگرچه نفوذ آمریکا در ساختار اقتصادی عراق قابل انکار نیست، اما تقلیل کل سازوکار فروش نفت این کشور به «کنترل کامل آمریکا» نوعی اغراق تحلیلی محسوب می‌شود. به گفته آنها، بازار نفت عراق بازیگران متعددی دارد و دولت عراق، شرکت‌های بین‌المللی و سازوکار‌های رسمی همگی در آن نقش دارند. چنین ساده‌سازی‌هایی، به‌زعم منتقدان، می‌تواند به برداشت‌های نادرست در سیاست‌گذاری منجر شود.

باید پول چاپ کنیم

لیلاز در بخش دیگری از تحلیل خود، به ضرورت تأمین منابع مالی دولت اشاره کرده و به‌طور ضمنی از سیاست‌های مبتنی بر خلق پول دفاع کرده است.

این بخش از سخنان او با واکنش جدی اقتصاددانان منتقد مواجه شده است. آنها می‌گویند تجربه اقتصاد ایران به‌وضوح نشان داده که خلق پول بدون پشتوانه، یکی از عوامل اصلی تشدید تورم بوده است. از نگاه این منتقدان، نادیده گرفتن پیامد‌های تورمی چاپ پول، به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد با تورم ساختاری مواجه است، می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر منجر شود. آنها تأکید دارند که هرگونه توصیه در این حوزه باید با در نظر گرفتن آثار بلندمدت آن بر قدرت خرید مردم همراه باشد.

محاصره قابل تحمل است

لیلاز همچنین معتقد است که محاصره دریایی، اگر در حد چند ماه باشد، برای ایران قابل تحمل است و حتی کشور‌های منطقه بیش از ایران آسیب خواهند دید.

منتقدان، اما این ارزیابی را بیش از حد خوش‌بینانه توصیف می‌کنند. به باور آنها، حتی اختلال کوتاه‌مدت در مسیر‌های وارداتی می‌تواند زنجیره تأمین را با مشکل مواجه کند، به‌ویژه در حوزه کالا‌های واسطه‌ای و صنعتی. علاوه بر این، آنها می‌گویند اتکا به مرز‌های زمینی به‌عنوان جایگزین کامل مسیر‌های دریایی، در عمل با محدودیت‌های جدی لجستیکی روبه‌روست. از این منظر، کاهش دادن اثرات محاصره به یک مسئله «قابل تحمل»، ممکن است باعث غفلت از تبعات واقعی آن شود.

در همین زمینه، احمد زیدآبادی نیز در واکنش به استدلال لیلاز درباره لیبی، آن را «بی‌ربط و مع‌الفارق» توصیف کرده است. او می‌نویسد: طرح مثال قذافی در این بحث، نوعی مغلطه است، چرا که واگذاری تجهیزات محدود هسته‌ای لیبی هیچ ارتباط مستقیمی با سرنوشت بعدی آن کشور نداشت. به گفته زیدآبادی، قذافی سال‌ها پس از آن تصمیم، بدون مشکل خاصی حکومت کرد و آنچه در نهایت به سقوط او انجامید، به تحولات بهار عربی و تصمیمات سیاسی داخلی و خارجی مربوط بود، نه آن توافق هسته‌ای.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر